ریشههای عمیق سیاست منطقهای ایران؛ از اشکانیان تا امروز
در طول تاریخ پُرتلاطم ایران، یکی از راهبردهای پایدار و موفق برای حفظ امنیت ملی، ایجاد عمق استراتژیک و حضور مؤثر در مناطق همجوار بوده است. این سیاست نه پدیدهای نوظهور در دوران معاصر، بلکه ریشه در هزاران سال پیش دارد و نشاندهنده درک مشترک ایرانیان برای مواجهه با تهدیدهای خارجی است.
سپر دفاعی مؤثر؛ حضور نظامی اشکانیان در بیرون مرزهاگروه فارس پلاس: یوزف وُلسکی، تاریخدان لهستانی و عضو هیئت علمی دانشگاه یاگیلونیا، در کتاب «شاهنشاهی اشکانی» مینویسد: «در هیچ منبعی کمترین اشارهای به اینکه اشکانیان قصد فتح روم را داشتهاند، وجود ندارد؛ وانگهی با توجه به آرایش نیروها و تفاوت ساختاری دولتها، این امر ناممکن بود. اما روم برای اجرای برنامه کشورگشایانه خود که هرگز تحقق نیافت، با موانع غلبه ناپذیری روبهرو شد؛ گرچه برخلاف پادشاهی پارتیان میتوانست روی کمک متحدان بسیاری حتی در داخل ایران حساب کند. امروز تبیین دقیق این پیکارها که ما فقط به برکت منابع رومی با آنها آشنا هستیم، کار آسانی نیست. فقط همینقدر میدانیم که تهاجمات رومیان جز تصرف ارمنستان و بینالنهرین، به جای دیگری نرسید و آنها برخلاف سلوکیان هرگز نتوانستند جنگ را به داخل خاک ایران بکشانند. یگانه فرض ممکن آن است که اشکانیان میخواستهاند از بینالنهرین بهعنوان ناحیه ضربهگیر استفاده کنند تا از فشار نیروهای روم بر ایران بکاهند». (یوزف وُلسکی، شاهنشاهی اشکانی، صص ۱۳۹ ـ ۱۴۰.)
درواقع این استراتژی هوشمندانه، روم را درگیر جنگهای فرسایشی در منطقه میانرودان ـ یعنی سوریه و عراق امروزی ـ کرد و بارها مانع از آن شد که پای سربازان رومی به عمق خاک ایران برسد. نبردهای متعدد اشکانیان با روم، از جمله شکست سنگین کراسوس در حران، نشان داد که کنترل مناطق غربی، کلید بقا و امنیت ایران بوده است.
سیاست منطقهای در دوران پهلویحال، جالب توجه است که امروزه جریانهای سیاسی و رسانهای مخالف جمهوری اسلامی نیز، این سیاست منطقهای را امری ایدئولوژیک جلوه میدهند و تلاش میکنند آن را زیر سؤال ببرند.
بهطور مثال، رضا پهلوی که به نظر میرسد در زندگیاش هیچ هدفی جز مخالفت با جمهوری اسلامی ندارد، بارها برای تخریب سیاست منطقهای و حضور نظامی ایران در منطقه را ـ که صرفاً برای ایجاد امنیت ایران و همچنین منطقه به اجرا درآمده ـ ماجراجویی خوانده و سعی کرده آن را مورد حمله لفظی قرار دهد. اما نگاهی به تاریخ ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که این سیاست، حتی در دوره حکومت پدرش ـ محمدرضا پهلوی ـ نیز دنبال میشده است.
درواقع کمکهای مالی و تسلیحاتی محمدرضا پهلوی به یاسرعرفات، شیعیان لبنان، تجهیز نیروهای کُردی در عراق علیه صدام، دولت عمان و یمن نمونههایی از اقدامات وی در زمینه سیاست منطقهای هستند.
اسدالله علم در یادداشت روز ۲ خرداد ۱۳۵۴، درباره کمک محرمانهٔ شاه به شیعیان لبنان مینویسد: «ظهر در حمام، هنگام سلمانی کردن سر شاهنشاه، شرفیاب شدم. یک ساعت و نیم کارهای جاری عقبافتاده را به عرض رساندم. مطلب مهمی نبود، جز آن که امر فرمودند به شیعیان لبنان محرمانه کمک پولی و اسلحه بکنیم». (یادداشتهای علم، جلد ۵، صفحه ۷۸، ۲ خرداد ۱۳۵۴.)
همچنین «عباس میلانی» تاریخنویس ساکن آمریکا، به صراحت میگوید: «۵۰۰ هزار دلار در آن زمان، در سال ۱۹۷۱ـ۱۹۷۲، در دو فَقَره چِک به یاسر عرفات میدهند و توافق میکنند که این موضوع را از اسرائیل و آمریکا پنهان کنند». میلانی در ادامه سخنانش، بیان میکند که نامهٔ یاسر عرفات به شاه را نیز بهدست آورده که عرفات از شاه تشکر کرده و او را «اخی» و یا همان «برادر» خطاب کرده است.
اهمیت حضور نظامی ایران در منطقه در عصر کنونیامروزه نیز جمهوری اسلامی در پیشبرد سیاست منطقهای و ایجاد خطوط دفاعی در برابر سلطه غرب بهویژه آمریکا و رژیم صهیونسیتی بر ملتهای منطقه غرب آسیا که آن را بهعنوان «محور مقاومت» میشناسیم، دقیقاً در امتداد سیاست سلسلههای تاریخی مانند اشکانیان حرکت کرده است.
درواقع همانگونه که حکومت اشکانی ـ برای جلوگیری از ورود سربازان دشمن به خاک ایران ـ از مناطقی بیرون از مرزهای ایران بهعنوان ناحیه ضربهگیر یا منطقه حائل استفاده میکرد، امروزه نیز جمهوری اسلامی با ابتکاری تحت عنوان «محور مقاومت» در همین راستا حرکت کرده است.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 11:30 - 2 خرداد 1405