چالش کارگر صنایع پس از خروج مهاجران افغانستانی
تصمیم اخیر درباره اخراج مهاجران افغانستانی که سهم قابل توجهی در بازار کار ایران داشتند، نیازمند بررسیهای دقیق و کارشناسی است. فعالان اقتصادی هشدار میدهند که بدون برنامهریزی و جایگزینی مناسب، این تصمیم میتواند چالشهایی برای صنایع کوچک و متوسط ایجاد کند و نیازمند راهکارهای جامع و علمی است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ در سالهای گذشته، مهاجران افغانستانی سهم عمدهای از نیروی کار بخشهای مختلف اقتصاد ایران را به خود اختصاص دادهاند؛ از مشاغل ساختمانی و حفاری گرفته تا کارخانههای تولیدی کوچک و کارگاههای صنایع دستی. حضور این مهاجران، گرچه در برخی موارد بدون ضابطه و نظارت دقیق انجام شده، اما عملاً خلأ بزرگی را در بازار کار پر کرده و چرخ بسیاری از صنایع را در شرایط سخت اقتصادی به گردش درآوردهاند.
آریا صادق نیت حقیقی رئیس کمیته تخصصی سازندگان سیم و کابل (تولیدکننده شمش، سرب، آلومینیوم و ...) و عضو اتاق بازرگانی ایران در گفتوگویی به بررسی ابعاد مختلف این مسئله پرداخته است.فارس: آقای حقیقی با توجه به تصمیماتی که اخیراً در مورد اخراج مهاجران افغان گرفته شده و اینکه این افراد بخش قابل توجهی از نیروی کار ما را در صنایع مختلف تشکیل میدادند، آیا این اتفاق منجر به کمبود نیروی کار بهخصوص در واحدهای صنعتی کوچک و متوسط میشود؟ اگر بله، چه راهکارهایی برای آن باید اندیشید؟ هم مزایا و هم مضرات این تصمیم را لطفاً توضیح دهید؟صادق نیت حقیقی : در پاسخ به این سوال وارد مسائل سیاسی یا امنیتی این تصمیم نمیشوم. اما از بعد اجتماعی و اقتصادی به آن می پردازم و باید بگویم در همه جا به نیروی کار و نیروی متخصص نیاز است ودر کشور ما هم این نیاز وجود دارد اما در کشورهای مختلف، مهاجران برای جذب در مشاغل مختلف به صورت هدفمند و با برنامه ریزی دقیق وارد می شوند. اما ما در سال های نه چندان دور در همین دو – سه سال قبل آرایش را به زدیم، درها را باز کردیم و بدون کنترل اجازه دادیم که مهاجران افغانستانی به کشورمان وارد شوند.
مشکلات ورود و خروج نیروهای افغانستانی برای صنعت و تولید اما بهطور مشخص هم ورود بیبرنامه مهاجران در گذشته و هم اخراج بیبرنامه آنها مشکلاتی بهوجود آورده است. در گذشته قرار بود مهاجران با تخصصهای مشخص یا برای مشاغل خاص وارد کشور شوند اما متأسفانه این کار بدون برنامهریزی انجام شد. در نتیجه، این افراد در همه بخشها وارد بازار کار شدند، بدون اینکه بیمه یا مالیات بدهند و همین مسئله باعث شد تا بسیاری از کارفرمایان به دلیل هزینههای پایینتر، آنها را جایگزین نیروهای ایرانی کنند.
فارس: این جایگزینی چه تأثیری بر فرهنگ کاری جامعه ما گذاشته است آیا مردم حاضرند در این مشاغل کار کنند؟صادق نیت حقیقی: این مسئله فرهنگ کاری ما را هم دستخوش تغییر کرد. بسیاری از ایرانیها به خاطر دستمزد پایینتر یا شرایط سختتر، از آن مشاغل کنارهگیری کردند و به سمت مشاغل سادهتر یا با اختیار بیشتر رفتند؛ مثل تاکسیهای اینترنتی. حالا با اخراج ناگهانی افغانها، برخی صنایع مثل سنگبری، ساختمانسازی و حفاری با بحران نیروی کار مواجه شدهاند. نیروی کار داخلی هم حاضر نیست بهراحتی به این حوزهها برگردد. بنابراین، خلأ جدی ایجاد شده و این تصمیم ضربهی سنگینی به برخی صنایع وارد کرده است. برخی از صنایع در خصوص نیروی کار به شدت به مشکل خورده اند بطوری که مساله کمبود نیروی کاری که سال گذشته هم با آن دست به گریبان بودیم اکنون شدیدتر شده است.
فارس: آیا نیروی کار ایرانی دیگر حاضر نیستند در این مشاغل فعالیت کند؟ آیا دستمزدهای بالاتر میتواند نیروی کار ایرانی را جذب این مشاغل کند؟حقیقی: نگاه نیروی کار ایرانی تغییر کرده است و به عبارتی نیروی کار ایرانی تغییر ذائقه داده است. وقتی بدون زحمت زیاد میتواند از طریق مشاغلی مانند رانندگی در تاکسیهای اینترنتی درآمد داشته باشد، به سمت کار سخت فیزیکی نمی آید و چرا کار سخت تر را انتخاب کند؟ حتی اگر دستمزد بالاتر باشد باز هم تمایلی به ورود به این مشاغل را ندارند. در نتیجه، کارفرما مجبور میشود برای جذب نیروی ایرانی، مزایای بیشتری بدهد و دستمزد بالاتری پرداخت کند. این موضوع باعث افزایش هزینه تمامشده تولید میشود و در نهایت فشار آن بر دوش مصرفکننده میافتد.
فارس: با این شرایط، آیا راهکاری از سوی بخش خصوصی یا دولت برای جبران این خلا نیروی انسانی مطرح شده است؟ پیشنهاد بخش خصوصی برای رفع مشکل نیروی کار چیست؟صادقی نیت حقیقی : ما همواره تأکید و توصیه کردهایم که تصمیمات باید با مشورت و بررسی گرفته شود. بارها گفتهایم که تصمیمات هیجانی، بدون نظر کارشناسی، عواقب بدی بهدنبال دارد. مسئله نیروی کار مهاجر باید مدیریت میشد. میتوانستیم با صدور مجوز و تعیین سهمیه مشخص، ورود این نیروها را از قبل ساماندهی کنیم. ولی در عمل، ابتدا بدون برنامه، سنجش، کنترل و بدون تخصص و توجه به نیاز درها را باز کردیم و این مهاجران وارد کشور شدند و حالا هم بدون برنامه آنها را اخراج میکنیم. نتیجهاش شوک سنگینی برای واحدهای تولیدی وارد می شود و مخصوصاً با توجه به اینکه در شرایط تحریم و جنگ اقتصاد قرار داریم مشکلات بیشتری گریبان واحدهای تولیدی می گیرد.اگر امنیت کشور برای ما مهم است چرا بدون لحاظ کردن مسائل امنیتی درها کشور را باز کردیم و به آسانی به مهاجران اجازه ورود دادیم. از طرفی چرا افراد را بدون در نظر گرفتن ملاحظات باید از از کشور اخراج کرد؟ مساله توقف کار و تورم هم مسائل امنیتی است. اخراح نیروی کار به صورت ناگهانی از واحدهای تولیدی مخصوصا واحدهای کوچک و متوسط را دچار شوک کرده است و این در حالی است که با توجه به تحریم، جنگ و جنگ اقتصادی و ناترازی انرژی دیگر واحدهای تولید تحمل شوک جدید را نداشتند.
فارس: به نظر شما، خروج مهاجران افغانستاتی فرصت اشتغال بیشتری برای نیروی کار ایرانی ایجاد کرده است؟صادقی نیت حقیقی :حداقل در کوتاه مدت نمی تواند تاثیری داشته باشد. ما حتی قبل از خروج این نیروها با معضل کمبود نیروی کار مواجه بودیم. بنابراین وقتی از قبل با این مشکل روبهرو بودیم، کاملاً مشخص است که خروج این افراد آسیب بیشتری وارد میکند. ضمن اینکه برخی مشاغل به دلیل نوع سختیشان یا شرایط کاری خاص، اصولاً مورد علاقه نیروی ایرانی نیستند. نرخ بیکاری هم نباید ما را فریب دهد، چون بسیاری از افراد با مشاغل کاذب امرار معاش میکنند و در آمار رسمی شاغل محسوب نمیشوند، اما حاضر نیستند وارد صنایع تولیدی شوند.
فارس: اگر بخواهیم به شکل کارشناسیتر به این موضوع بپردازیم و نگاه کنیم، چه اقداماتی برای جبران این شرایط به عنوان یک فعال در بخش خصوصی پیشنهاد میکنید؟صادق نیت حقیقی: اول اینکه باید بررسی شود که چه کسانی مشمول بیمه بیکاری میشوند. وقتی کشور با کمبود نیروی کار مواجه است، بیمه بیکاری برای کسی که خودش نخواسته کار کند، بیمعنی است. متأسفانه وزارت کار، تأمین اجتماعی و دیگر نهادهای مرتبط، عملکرد بسیار ضعیفی داشتهاند و بسیار منفعل عمل می کنند. مثلاً در بحث مشاغل سخت و زیانآور، بیدقتیهای زیادی دیده میشود. نیروی نگهبان در یک واحد تولیدی ریخته گری، به عنوان نیروی مشمول بازنشستگی زودهنگام شناخته میشود، در حالیکه اصلاً در تماس با شرایط سخت نبوده است و شغل این فرد با نگهبان یک شرکت هیچ گونه تفاوتی ندارد و هر دو یک کار انجام می دهند اما چون این فرد نگهبان واحد صنعتی ریختگری است شغل این فرد جزء مشاغل سخت محسوب می شود. این بیتدبیری، نیروهای با تجربه را زود از چرخه کار خارج میکند و فشار بیشتری بر سیستم اشتغال وارد میکند. و نیروهای کاری که تازه از نظر سنی، تجربی و توانمندی مستعد کار با کیفیت هستند پیش از موعد بازنشسته می شوند هزینه بسیاری به کارفرما تحمیل می شود در صورتی که این نیروها تمایل به ادامه کار دارند و اتفاقا این افراد دوباره به صورت غیرقانونی مشغول به کار می شوند. زیرا طبق قانون فردی که بازنشسته شد دوباره نمی تواند به کار گمارده شود. پس نباید اجازه دهیم که با تصمیات غلط شرایط نیروی کار مملکت بدتر شود.
در مجموع همانطور که عرض کردم اگر تصمیمی منافع و مضراتی دارد، باید قبل از اجرا بررسی و جبران برای عواقب آن پیشبینی شود. وقتی میدانیم کمبود نیروی کار داریم، باید در سیاستهای بیمه بیکاری، بازنشستگی زودهنگام، ورود مهاجران و آموزش نیروی کار تجدیدنظر کنیم. همینطور قوانینی که دهههاست بازنگری نشدهاند، باید مورد اصلاح قرار بگیرند. سوءاستفاده از قوانین، بیتوجهی به کار کارشناسی و تصمیمات هیجانی، کشور را از درون فرسوده میکند. امیدوارم مسئولان تصمیمگیرنده صدای بخش خصوصی را بشنوند و در این تصمیمات مهم، مشورت را نادیده نگیرند تا مشکلات این چنینی ایجاد نشود. .مصاحبه با آریا صادق نیت حقیقی فعال اقتصادی و تولید کننده تنها گوشهای از واقعیتی است که امروز بخش خصوصی و بهویژه صنایع کوچک و متوسط با آن روبهرو هستند. تصمیمات اقتصادی و اجتماعی، بهویژه در حوزههایی مانند اشتغال، مهاجرت و منابع انسانی، نمیتوانند بدون پیوست کارشناسی و بررسی پیامدهای میدانی اتخاذ شوند. آنچه در این تصمیم مشخص است، نبود زیرساختهای جایگزین برای نیروی کاری است که ناگهان حذف شدهاند.
اکنون بخش خصوصی و صاحبان صنایع بخصوص صنایع کوچک و متوسط نهتنها باید با کاهش نیروی انسانی دست و پنجه نرم کنند، بلکه با افزایش هزینههای تولید، قطع مستمر برق و گاز، و همچنین کمبودهای زیرساختی دیگر نیز مواجه هستند. واقعیت این است که در صورت تداوم این شرایط، نهتنها توان رقابت صنایع داخلی در بازار کاهش مییابد، بلکه احتمال تعطیلی واحدهای تولیدی نیز بیشتر میشود، آنهم در شرایطی که کشور با چالش تحریم، کاهش درآمدهای ارزی و بحران بیکاری مواجه است.نکته نگرانکنندهتر، عدم همراهی و پشتیبانی مؤثر نهادهای متولی کار، تأمین اجتماعی، و آموزشهای فنی و حرفهای است. به بیان دیگر، اگر امروز نتوانیم این بحران نیروی کار را با مدیریت هوشمندانه، دقیق و علمی حل و مهار کنیم، فردا نه تنها تولید، بلکه امنیت اقتصادی نیز در معرض خطر جدی قرار خواهد گرفت. این همان هشداری است که بخش خصوصی بارها اعلام کرده و امیدوار است که اینبار در لایههای تصمیمگیر شنیده شود و به آن توجه شود. #کارگر#افغانستانی#نیروی_کار#کمبود 08:57 - 6 مرداد 1404