25 دی 1404تابآوری منفی یا انباشت تجربی؟
سالهاست تئوریسینها و جریانات فکری غربخوانده، به مجرد پیشامد یک رویداد، شروع به تحلیل و صورتبندی وقایع با مفاهیم وارداتی و ترجمهای میکنند. بعضاً برخی تحلیلها نیز چنان منطقی و استوار به نظر میرسد که به ستونهای روزنامهها یا پیشانی تارنماهای خبری - تحلیلی راه مییابد. یکی از این نگاههای غلط،…نمایش بیشتر
@identityreminder25 دی 1404در پاسخ به۱فرض کنیم آستانه لمس خشونت و واکنش مردم به آن «واقعاً» بالا رفته است. هنوز باید نشان داد که رواج این شکل از تابآوری «چطور» نشانه موفقیت آشوبگران و خشونتطلبان در عادت دادن مردم به عدم حساسیت است؟ «عاملیت آنها» در این تغییر فرضی از کجا معلوم شده است؟
@identityreminder25 دی 1404۲فرض کنیم «بشدت برآشفته شدن و سریعاً به میدان اعتراض آمدن» واقعاً نشانهی اختصاصی و الزامیِ اثباتِ «عدم تابآوری» باشد. پرسش اینجاست که در یک جامعهی عمیقاً سایبری شده؛ بر چه اساسی قرائنِ «بشدت برآشفته شدن و سریعاً به میدان اعتراض آمدن» را صرفاً باید در محیطهای «فیزیکی» رصد کرد؟
@identityreminder25 دی 1404۳آیا بالاتر رفتن آستانه تحمل خشونت و هتک حرمت، بر عملکرد تخریبگران اثر تعیینکنندهای دارد که آن اثر را مثلاً «جسورتر شدن آنها» در نظر بگیریم؟آشوبگران چقدر به «واکنش حامیان نظام» فکر میکنند چقدر به واکنش نظام؟ «الگوی» رفتاری نظام به آشوبگران میگوید حامیان رأساً وارد میدانهای مقابله فیزیکی میشوند؟
@identityreminder25 دی 1404۴آیا عدم ورود مردم به «دوقطبی تشدید و تصاعد خشونت» ناشی از مجربشدن آنها در آشوبهای قبلی است؛ یا متکی بر رشد شناخت آنها از «سبک نظام در آشوبها» و درک عمیقترشان از «انتظار نظام از مردم در زمان اغتشاش»؟آیا نظام «حتی یکبار» از مردم توقع کنشی «که به تصاعد خشونت بینجامد» داشته؟ بلکه «اجازهای» داده؟
@identityreminder25 دی 1404۶شواهدی ندارم که حساسیت مردم کاهش یافته؛ منتها (۱) بخش مهمی از «برآشفتگیها» عادتاً در مجازی تخلیه میشود؛ (۲) نظام لااقل میان حامیان «ملتسازی» کرده و فضایی نیست برای «کنشگری خارج از ساختار» حتی با انگیزههای ارزشی. نمونه: صفر شدنِ کنشگریِ بیرونساختاری در قضیه حجابارادتمند جناب دکتر علیاننژادی