عید غدیر در آینه اسناد ساواک
اسناد ساواک نشان میدهد که عید غدیر خم در سالهای پایانی رژیم پهلوی صرفاً یک مناسبت مذهبی نبود، بلکه به تدریج به یکی از مهمترین عرصههای تقابل میان جامعه مذهبی و حکومت تبدیل شد.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ عید غدیر خم در فرهنگ شیعی ایران همواره یکی از مهمترین مناسبتهای مذهبی به شمار میآمده است. این عید علاوه بر جنبههای اعتقادی، بستری برای ارتباط میان علما، روحانیون، بازاریان و اقشار مختلف مردم فراهم میکرد و به همین دلیل در دهههای پایانی حکومت پهلوی به یکی از نقاط حساس مورد توجه نهاد امنیتی رژیم پهلوی تبدیل شد.بررسی اسناد ساواک نشان میدهد که حکومت پهلوی نه تنها فعالیتهای آشکار سیاسی، بلکه مراسم مذهبی، دید و بازدیدهای عید غدیر، جلسات سخنرانی، اشعار مذهبی و حتی پذیراییهای ساده در منازل علما را نیز زیر نظر داشت. این اسناد در کنار یکدیگر تصویری روشن از نگرانی روزافزون حکومت نسبت به نقش اجتماعی روحانیت و ظرفیت سیاسی اجتماعات مذهبی ارائه میدهند.
رصد مراسم غدیر؛ از مجالس مذهبی تا ثبت جزئیترین رفتوآمدهایکی از ویژگیهای بارز اسناد ساواک، ثبت دقیق جزئیات مراسم مذهبی عید غدیر است. در گزارشی مربوط به اردیبهشت ۱۳۴۴، ساواک خراسان مجلس جشن آیتالله سیدمحمدهادی میلانی را با دقت فراوان تحت نظر قرار داده است.در این گزارش آمده است که از ساعت ۹:۳۰ صبح به مناسبت عید غدیر در منزل وی مجلس جشنی برپا بود و حدود ۱۲۰۰ نفر به منزل ایشان رفتوآمد داشتند. مأموران علاوه بر شمارش تقریبی حاضران، نام دهها تن از روحانیون، کسبه، بازاریان، کارمندان و افراد شناختهشده حاضر در مراسم را نیز ثبت کردهاند. گزارش تا آنجا پیش میرود که ساعت خروج آیتالله میلانی از منزل، حرکت ایشان به سمت مسجد گوهرشاد برای اقامه نماز جماعت و سپس تشرف به حرم امام رضا (ع) را نیز ثبت میکند.این نوع گزارشها نشان میدهد که برای ساواک، منزل مراجع تقلید تنها یک فضای مذهبی نبود، بلکه به عنوان کانونی اجتماعی و اثرگذار در تحولات جامعه تلقی میشد. از نگاه دستگاه امنیتی، گرد آمدن صدها و گاه هزاران نفر در خانه یک مرجع دینی میتوانست زمینه شکلگیری شبکههای اجتماعی و سیاسی خارج از کنترل حکومت را فراهم آورد.
نفوذ اجتماعی علما و حساسیت حکومتدر اسفند ۱۳۴۶ نیز مراسم دیگری در منزل آیتالله میلانی برگزار شد که باز هم مورد توجه ساواک قرار گرفت. گزارش این مراسم حاکی از حضور گسترده مردم از طبقات مختلف اجتماعی است. در پایان مجلس، کارتهایی مزین به تصاویر پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) که اشعاری در مدح آن بزرگواران بر آنها نقش بسته بود، همراه با یک سکه پنج ریالی میان حاضران توزیع شد.آنچه بیش از همه توجه مأموران را جلب کرد، سخنان فردی به نام سعیدی، از کارکنان اداره فرهنگ بود. وی در جریان مراسم آیتالله میلانی را «سلطان بدون تاج» و «مرجع عالیقدر اسلام» خواند و از حاضران خواست برای سلامتی ایشان صلوات بفرستند. واکنش ساواک به این موضوع بسیار معنادار بود؛ به گونهای که دستور بررسی سوابق این فرد و احضار او صادر شد. این حساسیت نشان میدهد که حکومت پهلوی نسبت به هرگونه افزایش محبوبیت اجتماعی و معنوی مراجع دینی نگران بود و آن را بالقوه رقیبی برای اقتدار سیاسی خود میدانست.نمونه مشابهی را میتوان در شیراز مشاهده کرد. در بهمن ۱۳۴۹ مراسم عید غدیر در منزل آیتالله شیخ بهاءالدین محلاتی برگزار شد. در این مراسم طلاب مدرسه خان، روحانیون، بازاریان و کارمندان ادارات دولتی حضور داشتند و به مناسبت عید غدیر به دیدار وی میرفتند.مأموران ساواک ضمن ثبت اسامی افراد شناختهشده حاضر در مراسم، حتی محتوای برنامه را نیز گزارش کردهاند؛ از جمله خواندن چند بیت شعر در مدح امیرالمؤمنین (ع)، دعا و نیایش و دعا برای سلامتی علما این گزارشها نشان میدهد که حکومت حتی مراسمی کاملاً مذهبی و سنتی را نیز از منظر امنیتی تحلیل میکرد.
کنترل مجالس مذهبی و نگرانی از سخنرانیهای روحانیونحساسیت حکومت نسبت به مراسم عید غدیر تنها به مجالس خصوصی محدود نبود. در اردیبهشت ۱۳۴۲، ساواک تهران گزارشی درباره برگزاری مجلسی مذهبی در مسجد نو واقع در خیابان خراسان تهیه کرد. بر اساس این سند، شیخ جواد فومنی با توزیع دعوتنامه از مردم خواسته بود در مراسم شرکت کنند. اما نکته مهم در گزارش این بود که مأموران مدعی بودند روحانیون قصد دارند در این مراسم «شدیداً از اقداماتی که علیه روحانیون صورت گرفته انتقاد نموده و تظاهراتی بنمایند».این سند که مربوط به ماههای منتهی به قیام ۱۵ خرداد است، نشان میدهد که دستگاه امنیتی از همان زمان، مناسبتهای مذهبی را به عنوان فرصتهایی برای بسیج اجتماعی و اعتراض سیاسی ارزیابی میکرد. به عبارت دیگر، عید غدیر در نگاه حکومت تنها یک مراسم مذهبی نبود، بلکه ظرفیتی برای طرح انتقادات و سازماندهی اعتراضات محسوب میشد.همین نگرانی در سالهای بعد نیز ادامه یافت. در سال ۱۳۵۶، مجلس جشنی به مناسبت عید غدیر در مسجد صالحیه قزوین برگزار شد. اگرچه برای این مراسم مجوز رسمی اخذ شده بود، اما هنگامی که فردی غیر از سخنران از پیش معرفیشده بر منبر رفت و مطالبی را که ساواک «خلاف مصالح ملی» توصیف کرده است بیان نمود، بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. در ادامه نیز برگزارکنندگان مراسم مجبور به ارائه تعهد شدند.این برخوردها نشان میدهد که حکومت حتی در مجالسی که با مجوز رسمی برگزار میشد، کوچکترین انتقاد یا موضعگیری سیاسی را تحمل نمیکرد.
فاصله گرفتن روحانیت از ساختار رسمی حکومتدر دهه ۱۳۵۰ شکاف میان روحانیت و حکومت بیش از پیش آشکار شد. یکی از اسناد مهم در این زمینه مربوط به بهمن ۱۳۵۱ است. در این سال فرمانداری بهشهر مراسم رسمی عید غدیر را با حضور اقشار مختلف برگزار کرد. با این حال، بنا بر گزارش ساواک، هیچیک از روحانیون شهر در این مراسم شرکت نکردند.نکته قابل توجه، ارزیابی خود مأموران امنیتی است. آنان تصریح میکنند که عدم حضور روحانیون موجب برداشت منفی حاضران شده و به وجهه مراسم آسیب رسانده است. در ادامه نیز پیشنهاد میشود اقداماتی برای جلب روحانیون و تشویق آنان به حضور در چنین برنامههایی صورت گیرد. این سند نشان میدهد که حکومت از کاهش نفوذ خود در میان بدنه مذهبی جامعه و افزایش فاصله روحانیت با نهادهای رسمی آگاه بود.
عید غدیر و گسترش فعالیتهای سیاسی مخالفاناز اواسط دهه ۱۳۴۰، اسناد ساواک نشانههای آشکاری از پیوند خوردن مناسبت غدیر با فعالیتهای سیاسی را منعکس میکنند. در اردیبهشت ۱۳۴۶، ساواک خراسان از انتشار دو اعلامیه با عنوان «نکاتی چند از سخنرانی روحانی در عید غدیر» و «کمیته آزادیبخش ایران» خبر داد و به واحدهای تابعه دستور داد در صورت مشاهده توزیعکنندگان این اعلامیهها، آنان را دستگیر کنند.
این سند بیانگر آن است که فعالان مذهبی و سیاسی از ظرفیت اجتماعات غدیر برای انتقال پیامهای اعتراضی استفاده میکردند و حکومت نیز این مسئله را تهدیدی امنیتی تلقی میکرد. از این رو، عید غدیر به تدریج از یک مناسبت صرفاً آیینی فراتر رفت و در برخی مناطق به بستری برای طرح مطالبات سیاسی و انتقادات اجتماعی تبدیل شد. غدیر در آستانه انقلاب اسلامیبا اوجگیری نهضت اسلامی در سال ۱۳۵۷، اهمیت سیاسی عید غدیر برای حکومت و مخالفان آن به شکل بیسابقهای افزایش یافت. در آبان ۱۳۵۷ فرمانداری نظامی مشهد طی گزارشی اعلام کرد که قرار است در روز عید غدیر روحانیون و اقشار مختلف مردم دست به تظاهرات بزنند. در این گزارش به سخنان شیخ علی تهرانی اشاره شده که اظهار داشته بود: «انشاءالله در همین روز ولایت اسلامی خود را به اثبات میرسانیم و به آرزوی دیرینه خود میرسیم».
نگرانی حکومت تنها به مشهد محدود نبود. در گزارش دیگری که در سطح کشور توزیع شد، فرمانداری نظامی اعلام کرد که شایعات گستردهای درباره برگزاری تظاهرات و اغتشاشات در روز عید غدیر وجود دارد و این تحرکات مقدمهای برای اقدامات گستردهتر تا آغاز ماه محرم به شمار میرود. چنین ارزیابیهایی نشان میدهد که حکومت به خوبی دریافته بود که مناسبتهای مذهبی در حال تبدیل شدن به موتور محرک جنبش انقلابی هستند.حتی در زاهدان نیز ساواک فعالیتهای روز عید غدیر را زیر نظر داشت. مأموران گزارش کردهاند که مردم طبق سنت هر ساله به دیدار یکدیگر و به ویژه سادات میرفتند. در منزل سید ضیاء طباطبایی نوار قرآن پخش میشد و از مهمانان با چای پذیرایی میشد و در برخی مساجد نیز برای حدود دویست نفر از نیازمندان غذا تهیه شده بود.هرچند گزارش از آرامش ظاهری حکایت دارد، اما نفس تهیه چنین گزارشی نشاندهنده حساسیت فوقالعاده حکومت نسبت به اجتماعات مذهبی در آن مقطع است.
واقعه نیشابور؛ نماد تقابل حکومت و مردماوج این روند را میتوان در حوادث نیشابور در عید غدیر سال ۱۳۵۷ مشاهده کرد. بر اساس گزارش منتشرشده پس از این واقعه، نیروهای ژاندارمری و شهربانی از ساعات اولیه روز، رفتوآمد خودروها را کنترل کرده و از ورود برخی وسایل نقلیه به شهر جلوگیری میکردند. در اطراف مسجد جامع نیز نیروهای مسلح مستقر شده بودند.
با وجود این محدودیتها، جمعیت زیادی در مسجد جامع گرد آمدند. پس از سخنرانی و آماده شدن مردم برای راهپیمایی، نیروهای نظامی مانع حرکت آنان شدند. در ادامه تیراندازی آغاز شد و به گفته گزارش، تعدادی از مردم کشته و شمار زیادی مجروح شدند. این گزارش از کشته شدن هشت نفر و زخمی شدن دهها نفر خبر میدهد و از حمله نیروهای امنیتی به مسجد جامع و استفاده از گاز اشکآور سخن میگوید.واقعه نیشابور نشان داد که عید غدیر در ماههای پایانی حکومت پهلوی دیگر صرفاً یک مناسبت مذهبی نبود، بلکه به صحنه رویارویی مستقیم حکومت با جنبش مردمی تبدیل شده بود.نتیجهگیریمجموعه اسناد ساواک از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ روندی روشن را نشان میدهد. در آغاز، حکومت مراسم غدیر را عمدتاً از منظر کنترل اجتماعات مذهبی زیر نظر داشت، اما به تدریج با افزایش نفوذ اجتماعی علما و گسترش فعالیتهای سیاسی در پوشش مناسبتهای مذهبی، حساسیت امنیتی نیز افزایش یافت. در دهه ۱۳۵۰ فاصله روحانیت از حکومت آشکارتر شد و در سال ۱۳۵۷ عید غدیر به یکی از مهمترین بسترهای بسیج عمومی و اعتراضات انقلابی تبدیل گردید.بنابراین، اسناد ساواک نشان میدهد که عید غدیر در سالهای پایانی حکومت پهلوی تنها یک جشن مذهبی نبود، بلکه به عرصهای برای نمایش قدرت اجتماعی جریان مذهبی، گسترش شبکههای مردمی و در نهایت تقویت حرکت انقلابی تبدیل شد؛ تحولی که دستگاه امنیتی رژیم با وجود نظارت گسترده و کنترل شدید، نتوانست مانع آن شود.#غدیر #عید_غدیر #ساواک #انقلاب 13:57 - 14 خرداد 1405