برای یک مشت فالوور!
سلام من به بیست و یک روز جنگ وطن و سکوت های کرکننده! به لحظه ی سال نو شدن،کنار پیاده روهای خونی میدان شهدا، کجاست سرباز سوخته پای پدافند؟ کو مجتبی سه روزه؟ چه شد میناب؟ چرا خون اینها رنگ ندارد؟خدا! به جستجوی دوزار شرف، کمی وجدان و اندکی عقلانیت! ...
حالا مدام به متوهمان خودشیفته فکر میکنم، که رقم فالورشان را مجوز گفتن هر مزخرفی می دانند، آنها که با استوری شان، از خرداد تا دی، از دی تا اسفند... خون به گردنشان هستو به روی خودشان نمی آورند، از رانت های کلان و بده بستانکاری های پشت پرده،تا کافه های میلیاردی و برندهای آنچنانی،
از ژست فیک ایرانی بودن و مردمی بودن، برای یک مشت فالوور و لایک،برای جنگیدن و ماندن در دنیای موازی،تا سکوت برابر قرمزی خون میکائیل ها و نگرانی برای آبی تیکشان،همیشه طلبکار عزیزم، کاش جواب بدهی از جان این وطن چه میخواهی؟! کدام وجدان، چه کشکی، کدام شعور؟ راستی چه تعداد ویو خورد؟ چقدر کامنت؟ هه!
23:24 - 1 فروردین 1405