انتظار
بسمه تعالی انتظار مخصوص دوران غیبت نیست. بلکه در دوران حضور معصومین علیهم السلام هم انتظار را داریم. غیبت، حکومت غیبی الهی را قابل درک تر می سازد و شیوه مدیریتی برای امامت است که حال انتظار را عینیت می بخشد. ضرورت انتظار را بیشتر نشان می دهد و انگیزه آن را زیادتر می کند. مسئله خلافت ارض بعد از اضطرار و دعا است. انبیا مدیریت انتظار را در طول تاریخ انجام دادند. انتظار حقیقت اجتماعی است، لذا طلب هم باید اجتماعی شود. انتظار، طلب حکومت دینی و امری هویتی و نه قراردادی می باشد. همین که هویتی وجود پیدا می کند، درواقع به طور تکوینی طالب حکومت دینی می شود و به نوبه خود ظرفیت انتظار را هم بالا می برد. البته تحقق خارجی حکومت دینی، نیازمند مقررات و شرایط تشریعی می باشد. سیاست عبارت از پر کردن شکاف بین آرمان و واقعیت است. مبارزه با هدف پر کردن شکاف و فاصله، بین آرمان و واقعیت و همچنین بین سطح و عمق جامعه، شکل می گیرد. تشکیل جامعة مهدوی، آرمان است و انتظار، همان سیاست اسلامی است که می خواهد واقعیت جامعه را به آن آرمان پیوند دهد و شکاف را پر نماید. ولایت فقیه، استنباطهای فقهی و قیامهای فقها در هر عصری برای پر کردن این شکاف در مسیر انتظار فرج است. عنصر مصلحت نیز که فقه، دائر مدار آن می باشد واقعیت را به آرمان می رساند. انتظار به نوبه خود نیاز به رهبری و امر ولایت را نشان میدهد. ولایت فقیه، فلسفه سیاسی انتظار می باشد. انتظار با انقلاب و مبارزه معنی می شود و جنگ فقر و غنا از مصادیق آن است. داشتن روحیه جهادی و آمادگی برای شهادت از لوازم انتظار است. انتظار، به دنبال یکی کردن ایمان و دولت و شکل دهی به سیاست ایمانی می باشد و این امر پایه اصلی مردمسالاری است و آن را بوجود می آورد.
20:41 - 26 بهمن 1403