شهادت ۲ برادر نخبه یزدی در یک روز با یک هدف
هفتم تیر ۱۳۶۰، خیابان شهید مطهری تهران، ساختمان حزب جمهوری اسلامی، مقارن با ساعت ۲۰:۴۵، انفجاری مهیب، تاریخ ایران را دگرگون کرد. در میان پیکرهای سوخته دو برادر نخبه یزدی نیز در کنار یکدیگر به شهادت رسیدند و نماینده مردم یزد در مجلس اول؛ ۱۱۰ جلد کتاب، هزاران بیت شعر، شبهای بیخوابی در راه خدمت و عمری مجاهدت را به یادگار گذاشت.
به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰، ساختمان حزب جمهوری اسلامی در تهران به میدان یکی از جنایتهای تلخ در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد. در این انفجار تروریستی که توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) طراحی شده بود، بیش از ۷۰ تن از مقامات ارشد کشور، از جمله آیتالله بهشتی، به شهادت رسیدند. در میان این جمع، دو برادر دانشمند و انقلابی به نامهای دکتر سید رضا و دکتر سید محمد پاکنژاد نیز حضور داشتند که هر دو در این جنایت بزرگ، جان خود را فدای آرمانهای انقلاب کردند. عامل بمبگذاری، محمدرضا کولاهی سامدی بود که با هویت جعلی و بهعنوان تکنسین صدا در ساختمان حزب مشغول به کار شده بود و پس از این جنایت متواری شد.
او احکام الهی را با علم پزشکی پیوند داد
دکتر سید رضا پاکنژاد، متولد ۱۳۰۳ در یزد، از چهرههای برجسته علمی، فرهنگی و مذهبی ایران بود. او نماینده مردم یزد در مجلس اول شورای اسلامی و عضوی از مجمع نمایندگان استان یزد به شمار میرفت. اما شهرت او فراتر از مسئولیتهای سیاسیاش بود؛ مردم او را بیش از هر چیز با قلم پربار، نگاه علمی و دینیاش میشناسند.شهید پاکنژاد در طول عمر خود بیش از ۱۱۰ جلد کتاب در زمینه تلفیق علوم پزشکی و معارف اسلامی تألیف کرد. مهمترین اثر او، مجموعه کم نظیر «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» است که تاکنون ۴۰ جلد از آن به چاپ رسیده و تلاشی ماندگار برای برقراری ارتباطی عقلانی و علمی میان دین و دانش محسوب میشود. وی با این رویکرد، احکام الهی و فتوای مراجع تقلید را در علم پزشکی به کار میگرفت و از پیشگامان این حوزه جدید در کشور بود.
منش انسانی پیشگام بر طبابت
پاکنژاد پیش از انقلاب، مسئولیتهایی چون آموزگاری، حسابداری و طبابت را بر عهده داشت و به ریاست بیمارستان هراتی و بیمه یزد رسید. اما شهرت او در طبابت، نه بهخاطر مسئولیتها، که بهخاطر اخلاق و منش انسانیاش بود؛ به گونهای که پس از شهادتش، یکی از دوستان و همکاران نزدیکش گفت: «شهید پاکنژاد حجت خدا بر پزشکان است.»
او شخصی بیآلایش، کمخواب و اهل مطالعه بسیار و عبادت بود؛ به گونهای که همیشه در صف اول نماز جماعت قرار میگرفت. یکی از زیباترین خاطرات از او، شب زندهداری و انفاق پنهان است؛ از مردم محلی نقل میشود که نیمههای شب، مخفیانه به در خانههای نیازمندان میرفت و به صورت ناشناس برای آنها کمکهای معیشتی میگذاشت.
سخنرانی که هدفش افشاگری علیه رژیم شاه بود
لطافت طبع او تنها به انسانها محدود نمیشد. در خاطرهای آمده که برای معاینه یک بیمار اورژانسی، از سوار شدن به ماشین شخصی خود منصرف شد و با تاکسی رفت، چراکه زیر ماشینش یک گربه با بچههایش در حال استراحت بود و نمیخواست با روشن کردن ماشین، آرامش آنها را برهم بزند.شهید سید رضا پاکنژاد پیش از انقلاب، با سخنرانیهای روشنگرانه و افشاگری علیه رژیم شاه، بارها از سوی ساواک تهدید و حتی یک بار به ساواک اصفهان احضار شد. پس از پیروزی انقلاب، با رأی ۵۷ درصدی مردم یزد، به نمایندگی مجلس اول راه یافت و در کمیسیون برنامه و بودجه، به اصلاح نظام بوروکراتیک پوسیده پهلوی پرداخت.
در کار با شهید صدوقی خودی و غیرخودی نداشتند
زندهیاد حجتالاسلام محمدعلی صدوقی،امامجمعه فقید یزد در خاطراتش از رابطه شهید پاکنژاد و شهید صدوقی این چنین میگوید: «با توجه به شناخت شهید صدوقی از تدین و خلوص شهید پاکنژاد باعث شده بود که شهید صدوقی در کمال اعتماد، بسیاری از امور و تصمیمگیریها را با خیالی آسوده و دلی آکنده از اعتماد به شهید پاکنژاد واگذار کنند و این دو شهید مسیری مشترک را طی میکردند و هرگز تقسیمبندی را که به عبارت خودی و غیرخودی میانجامید پیش رو قرار نمیدادند.» شهید پاکنژاد از همراهان اصلی شهید صدوقی برای ایجاد صندوقهای قرضالحسنه، بیمارستان، دانشگاه،خدمات اجتماعی از جمله بهداشت و درمان در یزد بود و هنوز نیز بنیاد این اقدامات صورتگرفته منشأ خیروبرکت برای مردم درالعباده ایران است.
شاگردی سیدمحمد در محضر امام موسی صدر
پیکر او و برادرش دکتر سیدمحمد که هر دو در انفجار هفتم تیر به شهادت رسیدند در گلزار شهدای خلدبرین یزد در کنار یکدیگر آرام گرفته است.شهید سید محمد پاکنژاد نیز پس از دیپلم، برای ادامه تحصیل به لبنان رفت و از محضر امام موسی صدر بهره برد. سپس برای تحصیل در رشته اقتصاد به آلمان و سوئیس رفت و موفق به اخذ مدرک دکترا شد. او ۲۰ سال در خارج از کشور زندگی کرد و در انجمنهای اسلامی فعال بود. در زمان شاه، بهخاطر سفر شاه به سوئیس، دست به اعتصابغذا زد و پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و بهعنوان عضو هیئتمدیره صنایع چوب و کاغذ مشغول به کار شد و طرحهای اقتصادی برای وزارت بازرگانی تهیه میکرد.لازم به توجه است حادثه هفتم تیر، صرفاً یک بمبگذاری نبود؛ بلکه ضربهای سنگین به کادر مدیریتی و علمی کشور در سالهای آغازین انقلاب بود. هدف قرارگرفتن شخصیتهای شاخصی مانند شهید پاکنژاد، نشان از برنامهای هدفمند برای تضعیف پایههای یک نظام نوپا داشت جریانی که دشمنان انقلاب اسلامی ایران بعدها نیز به شیوههای مختلف و تا به امروز نیز آن را دنبال کرده و ادامه دادهاند.
18:38 - 7 تیر 1405