جنگ، انرژی، رکود؛ مثلث خطرناک اقتصاد جهان در سال 2026
تحلیل سهموجی شوک انرژی: از جهش ۶۰ درصدی نفت تا تحمیل ۱۰۰ دلار هزینه سرانه به هر شهروند جهان چکیدهاختلال در تنگه هرمز و بحران جنگی در خلیج فارس موجب جهش کمسابقه قیمت انرژی شده و سه موج اصلی تورمی در نفت خام، فرآوردههای پتروشیمی و تولیدات صنعتی ایجاد کرده است.
تداوم بحران امنیتی در خلیج فارس و کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط ایران، در کنار شروع محاصره دریایی از سوی ایالات متحده، عملاً شریان اصلی تجارت انرژی جهان را با اختلالی ساختاری مواجه کرده است. تنگه هرمز نقطه عبور بخش قابل توجهی از نفت خام و فرآوردههای نفتی صادراتی خاورمیانه است و هرگونه اختلال در این گذرگاه، مستقیماً به معنای کاهش عرضه مؤثر در بازار جهانی و جهش ناگهانی قیمتهاست. در این چارچوب، افزایش قیمت انرژی بهعنوان «متغیر پیشران» موجهای بعدی تورم و کاهش رشد اقتصادی در جهان عمل میکند. براساس برآوردهای موجود، این شوک قیمتی را میتوان در سه موج اصلی صورتبندی کرد:
موج اول: جهش قیمت نفت خام
در گام نخست، بازار نفت خام با افزایش قیمتی تا حدود ۶۰ درصد مواجه شده است. این بازار در سطح جهانی ارزشی معادل ۳.۵ تریلیون دلار دارد. افزایش ۶۰ درصدی قیمت در بازاری با چنین عمق و حجمی، عملاً به معنای انتقال مستقیم صدها میلیارد دلار هزینه اضافی به مصرفکنندگان نهایی، صنایع انرژیبر، شرکتهای حملونقل و کل زنجیره ارزش اقتصاد جهانی است. این جهش، اولین موج تورمی را در سطح جهانی رقم زده است؛ چرا که نفت خام همچنان یکی از مهمترین نهادههای تولید در حملونقل دریایی، هوایی و زمینی، تولید برق در برخی کشورها و به ویژه در زنجیره تأمین کالاهای قابلمبادله در بازار جهانی است. هر درصد افزایش قیمت نفت، از طریق هزینه حملونقل و انرژی، به سرعت خود را در قیمت نهایی کالاها و خدمات نشان میدهد.
موج دوم: سرریز شوک به فراوردههای نفتی و پتروشیمی
در گام بعد، زنجیره فرآوردههای نفتی و مواد پتروشیمی وارد چرخه افزایش قیمت شده است. این مجموعه بازار در سطح جهانی حجمی حدود ۱.۱ تریلیون دلار دارد و انتظار میرود رشدی قیمتی همراستا با نفت خام تجربه کند؛ یعنی افزایشهایی در حدود ۶۰ درصد. فرآوردههای نفتی، از سوختهای میانتقطیر گرفته تا بنزین و گازوئیل، ستون فقرات شبکه حملونقل، صنعت هواپیمایی، حملونقل جادهای و دریایی هستند. مواد پتروشیمی نیز خوراک اصلی بسیاری از صنایع پاییندستی، از پلاستیک و بستهبندی تا داروسازی و صنایع شیمیایی را تأمین میکنند. بنابراین افزایش قیمت در این زنجیره، نه تنها هزینههای مستقیم انرژی، بلکه هزینه بسیاری از کالاهای مصرفی و سرمایهای را افزایش میدهد. در عمل، ما با نوعی «تورم وارداتی مبتنی بر انرژی» مواجه هستیم که بهویژه برای کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات سوخت و مواد شیمیایی دارند، شدیدتر و زودتر بروز میکند.
موج سوم: اثرات هزینهای بر فلزات و تولیدات صنعتی
موج سوم شوک، خود را در بازار فلزات و تولیدات صنعتی نشان میدهد. در ساختار هزینه تولید صنعتی، انرژی به طور متوسط حدود ۲۰ درصد از هزینه تمامشده هر واحد محصول را تشکیل میدهد. افزایش شدید قیمت انرژی، به طور مستقیم این ۲۰ درصد را بزرگتر میکند و از طریق آن، قیمت نهایی طیف گستردهای از محصولات صنعتی و فلزی افزایش مییابد. برآوردها نشان میدهد که تنها در این بخش، حدود ۳ تریلیون دلار افزایش قیمت در مقیاس جهانی رخ خواهد داد. این رقم، صرفاً بازتاب اثر هزینهای انرژی بر بخش صنعت و فلزات است و هنوز اثرات ثانویه و ثالثیه در سایر بخشها را به طور کامل در بر نمیگیرد.
جمعبندی هزینههای مستقیم: ابعاد تریلیوندلاری جنگ
با تجمیع ارقام سه موج فوق و با فرض تداوم وضعیت کنونی به مدت یک سال، مجموع هزینههای مستقیم جنگ بر اقتصاد جهانی حدود ۵.۷ تریلیون دلار برآورد میشود. این رقم، در بازه زمانی دو ماهه اخیر، چیزی در حدود ۹۵۰ میلیارد دلار بوده است. نکته کلیدی آن است که این ۹۵۰ میلیارد دلار، به طور متوازن در سطح جهان توزیع نشده است. بیشترین بار هزینهای را کشورهایی متحمل شدهاند که یا در مبدا جریان صادرات نفت خام قرار دارند، یا در سمت تقاضا به شدت وابسته به واردات از این مسیر هستند؛ یعنی:- کشورهای ساحلی خلیج فارس؛ - کشورهای آسیایی در سواحل اقیانوس هند و آرام، که وابستگی بالایی به واردات انرژی از منطقه دارند. این کشورها به دلیل وابستگی ساختاری به تجارت نفت خام و فرآوردههای نفتی، شدیدترین موج شوک را تجربه کردهاند. در مقابل، سایر کشورها، به تناسب شدت و نوع مصرف مواد هیدروکربنی، سهمی از این تورم مستقیم کالایی را لمس کرده و به نوعی در حال پرداخت «مالیات جنگ» هستند.
هزینههای غیرمستقیم: خدمات، ساختوساز و کشاورزی
عدد ۹۵۰ میلیارد دلار تنها ناظر بر افزایش قیمت مستقیم در سه گروه کالایی انرژی، پتروشیمی و تولیدات صنعتی است. در حالی که بخشهای دیگر اقتصاد جهانی، از خدمات و ساختوساز گرفته تا کشاورزی، نیز به صورت غیرمستقیم درگیر این افزایش قیمت خواهند شد. برای مثال: - در بخش خدمات، افزایش هزینه حملونقل و انرژی، هزینه ارائه خدمات را بالا میبرد. - در ساختوساز، افزایش قیمت فولاد، سیمان و انرژی، قیمت تمامشده هر متر مربع را به طور قابلملاحظهای افزایش میدهد. - در کشاورزی، هزینه سوخت ماشینآلات، آبیاری و نهادههایی که پایه پتروشیمیایی دارند (مانند کودها) افزایش مییابد. به دلیل محدودیت دادههای دقیق، محاسبه شفاف و کمّی این آثار در حال حاضر ممکن نیست، اما با قطعیت میتوان گفت که رقم واقعی هزینههای جنگ، بهمراتب بالاتر از ۹۵۰ میلیارد دلار برآورد فعلی است.
پیامدهای کلان: تورم جهانی و رشد اقتصادی
برآوردها نشان میدهد که تنها همین ۹۵۰ میلیارد دلار هزینه مستقیم میتواند حدود یک واحد درصد به نرخ تورم جهانی در سال ۲۰۲۶ اضافه کند و در عین حال یک درصد از رشد اقتصاد جهانی بکاهد. این به معنای آن است که بانکهای مرکزی و سیاستگذاران پولی، با معادلهای پیچیدهتر مواجه خواهند شد: از یکسو فشار تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی و کالاهای پایه و از سوی دیگر نیاز به حفظ رشد اقتصادی و جلوگیری از رکود. این ترکیب، ریسک ورود اقتصاد جهانی به وضعیتی شبیه «رکود تورمی» را افزایش میدهد؛ وضعیتی که مدیریت آن به مراتب دشوارتر از تورم یا رکود به تنهایی است.یک بُعد دیگر، بُعد سرانه هزینه جنگ برای شهروند جهانی است؛ اگر جمعیت جهان حدود ۹.۵ میلیارد نفر در نظر گرفته شود، جنگافروزی اخیر در خلیج فارس به طور متوسط حدود ۱۰۰ دلار هزینه سرانه به هر شهروند جهانی تحمیل کرده است. این عدد از دو جهت معنادار است: 1. نشان میدهد هزینه جنگ به لحاظ اقتصادی محدود به جغرافیای درگیری نیست؛ بلکه هر فرد، صرف نظر از محل سکونت، بخشی از بهای آن را از طریق تورم و کاهش قدرت خرید پرداخت میکند. 2. برای دولتها و سیاستگذاران، این عدد میتواند شاخصی ملموس برای ترجمه هزینههای کلان جنگ به سطح رفاه خانوارها باشد؛ به این معنا که هر ۱۰۰ دلار هزینه سرانه، خود را به شکل کاهش مصرف، افزایش فقر انرژی و تضعیف سرمایهگذاری در سایر بخشهای حیاتی بروز میدهد.
جمعبندی
به طور خلاصه، جنگ در خلیج فارس و اختلال در تنگه هرمز، فراتر از یک بحران منطقهای، به یک شوک سیستماتیک انرژیمحور در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. زنجیرهای از افزایش قیمتها، از نفت خام تا پتروشیمی و نهایتاً تولیدات صنعتی، در حال بازآرایی نقشه هزینه و قیمت در اقتصاد جهانی است. ارقام ۵.۷ تریلیون دلاری برای یک سال و ۹۵۰ میلیارد دلار برای دو ماه اخیر، تنها نوک کوه یخ هزینههای واقعی این بحران است؛ هزینههایی که بخش قابلتوجهی از آن به شکل تورم، کاهش رشد و افت رفاه، بر دوش شهروندان و بنگاهها در سراسر جهان توزیع میشود. تداوم وضعیت فعلی، دست برتر ایران را در اقتصاد جهانی نشان می دهد و باعث می شود به تدریج کشورهای دنیا برای عبور ایمن از تنگه هرمز، مسیر دیپلماسی و چانه زنی با ایران را برگزینند
12:24 - 10 اردیبهشت 1405