۶ اقدام عملی جایگزین مذاکره با آمریکای عهدشکن
در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، اتکا به چارچوبهای کلاسیک دیپلماسی لیبرال که بر اعتماد، نهادهای بینالمللی و تعهدات حقوقی استوار است برای تبیین رفتار قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، ناکافی به نظر میرسد.
دکتر سعید رضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران مقدمهدر تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، اتکا به چارچوبهای کلاسیک دیپلماسی لیبرال که بر اعتماد، نهادهای بینالمللی و تعهدات حقوقی استوار است برای تبیین رفتار قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، ناکافی به نظر میرسد. نظام سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، «واقعگرایی ایرانی» را بهعنوان یک نظریه عملگرا تعریف میکند که برخلاف مکاتب غربی، نه بر پایه حفظ موازنه قدرت صرف، بلکه بر اساس «بازدارندگی فعال» و اعتماد به اقدامات عملی بنا شده است. در این نگاه، تعهدات کتبی و تضمینهای دیپلماتیک فاقد اعتبار ذاتی هستند و تنها توانمندیهای ملموس در میدان، ضامن بقا و امنیت ملی محسوب میشوند. تجربه تاریخی تعامل با قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، نشان داده است که دیپلماسی به معنای رایج آن که مبتنی بر حسننیت و پایبندی به تعهدات است در برابر ساختار منافع و الگوی رفتاری ناقض عهد آمریکا کارآمد نیست.
و تعهدات بینالمللی، در غیاب پشتوانه بازدارندگی، به معنای واگذاری ابتکار عمل به بازیگری است که قواعد را خود تعریف و نقض میکند. بنابراین، واقعگرایی ایرانی را باید بهمثابه یک نظریه بومیِ تصمیمسازی درک کرد که با ترکیب «حافظه تاریخی»، «محاسبه قدرت» و «کنش پیشدستانه»، چارچوبی متفاوت از الگوهای غربی برای فهم و هدایت سیاست خارجی ارائه میدهد.
برخلاف قرائتهای کلاسیک واقعگرایی در روابط بینالملل، واقعگرایی ایرانی، صرفاً یک الگوی تحلیلی نیست بلکه یک منطق بقا برآمده از تجربه تاریخی ایران در مواجهه با بیثباتی نظام بینالملل و رفتار غیر قابل پیشبینی رقبا است. این رویکرد، با عبور از دوگانه سادهانگارانه «مذاکره یا تقابل»، بر یک اصل بنیادین استوار است که تنها آنچه در میدان قدرت تثبیت شود، در میز مذاکره به رسمیت شناخته خواهد شد. از این منظر، دیپلماسی تابعی از قدرت عینی است و هرگونه اعتماد پیشینی به سازوکارهای حقوقی رهبر شهید و دوراندیش انقلاب اسلامی، آیتالله العظمی امام خامنهای، موکداً بر تکیه بر توان داخلی و پرهیز از اتکا و اعتماد به تعهدات بیگانه و خصوصاً امریکا تأکید داشتهاند. ایشان، بارها ایالات متحده را کشوری «غیرقابل اعتماد»، «عهدشکن» و «فریبکار» توصیف کرده و مذاکره با آن را بیفایده دانستهاند. ایشان با تأکید بر سابقه نقض عهد آمریکا، به مسئولان کشور توصیه کردهاند که به جای اعتماد به وعدههای غرب، به تواناییهای داخلی تکیه کنند. به عنوان یک نمونه، ایشان در دیدار هیئت دولت در ۶ مرداد ۱۴۰۰ فرمودهاند: «مطلقاً نباید برنامههای داخلی را به همراهی غرب منوط کرد زیرا حتماً شکست خواهد خورد. هر جا که کارها را منوط به غرب و مذاکره با آن و آمریکا کردید ناموفق بودید و هر جا که بدون اعتماد به غرب، حرکت و از آنها قطع امید کردید موفق بودید و پیش رفتید» (آیتاللهالعظمی خامنهای، ۱۴۰۰).لذا، هرگونه تحلیل از منازعات کنونی، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، باید در چارچوب همین واقعگرایی ایرانی بازخوانی شود که مرز میان مذاکره و مقاومت را در «قدرت بازدارندگی» جستجو میکند.
ازاینرو، این نوشتار بر پایه رویکردی استوار است که بر برتری قدرت عینی، تجربه تاریخی، بیاعتمادی ساختاری به معاهدات دوجانبه و همچنین نظام بینالملل و تقدم بقا و امنیت ملی بر تعهدات صوری تأکید دارد. امریکا دولتی است که توافقنامه برجام را که محصول طولانیترین مذاکرات تاریخ است نقض کرده است. این کشور در همین چند ماه گذشته یعنی قبل از جنگ ۱۲ روزه که ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و همچنین قبل از جنگ رمضان که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با آغازی جنایتکارانه رهبر حکیم انقلاب، بزرگمرد تاریخ مبارزه با ظلم و استکبار و خانواده مظلوم ایشان را ترور و کودکان مدرسه شجره طیبه میناب را قتلعام کرده و اساساً در حین مذاکره، آغازگر جنگی بوده است که هیچگونه مشروعیت قانونی و عرفی بینالمللی ندارد.آمریکا در طول تاریخ، بهویژه پس از تبدیلشدن بهاصطلاح ابرقدرت جهان، بارها در نقش میانجی یا ضامن آتشبس و توافقات صلح و یا بهعنوان طرف تخاصم و جنگ ظاهر شده و در همه موارد گستاخانه نقض تعهدات را دنبال کرده است. مرور تاریخ، روحیه نقض احد و پیمانشکنی را به یکرویه و الگوی رفتاری تکرارشونده به اثبات میرساند. دروغگویی، نیرنگ و نقض وعده الگوی سیاست خارجی آمریکا است. در این الگوی دروغین از یک سو، نقض تعهدات توسط طرفهای متخاصم با حمایت یا سکوت آمریکا همراه بوده است و از سوی دیگر، خود آمریکا با خروج یکجانبه از معاهدات بینالمللی یا اعمال فشار بر متحدان، پایبندی به تعهدات صلح را قربانی منافع شخصی بنگاههای کسبوکار جنگ و یا قربانی اولویتدادن به اصطلاح منافع ملی آمریکا کرده است.
توجه به چند نمونه تاریخی در همین پنجاه سال گذشته نیرنگ بازیهای آمریکا را به اثبات میرساند.۱. جنگ ویتنام؛ تعهدات پاریس و ترکِ متحد (۱۹۷۳-۱۹۷۵)پس از سالها مذاکره، موافقتنامه صلح پاریس در سال ۱۹۷۳ میان آمریکا، ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی امضا شد. بر اساس این توافق، آمریکا متعهد شد که در برابر هرگونه نقض آتشبس توسط ویتنام شمالی، واکنش شدید (از جمله حملات هوایی گسترده) نشان دهد. ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در نامهای به رهبر ویتنام جنوبی «تضمینهای شخصی» خود را برای دفاع از این کشور تکرار کرد. تنها دو سال بعد، در سال ۱۹۷۵، ویتنام شمالی حملات گستردهای را آغاز کرد. آمریکا که اکنون تحت رهبری جرالد فورد بود، نهتنها به تعهد خود عمل نکرد، بلکه بهسرعت از منطقه عقبنشینی کرد. ویتنام جنوبی سقوط کرد و هزاران نفر از متحدان آمریکا به خاک سپرده شدند (گورتزمان، ۱۹۷۵). این یک نمونه بارز از غیرقابلاعتماد بودن آمریکا و نه لزوماً دولت ترامپ بلکه همه دولتها در تاریخ آمریکاست. ۲. افغانستان، توافق دوحه (۲۰۲۰) و سقوط کابلدر فوریه ۲۰۲۰، دولت دونالد ترامپ توافقنامه دوحه را با طالبان امضا کرد. بر اساس این توافق، آمریکا متعهد شد تا نیروهای خود را خارج کند و طالبان نیز تضمین داد که از خاک افغانستان برای فعالیت گروههای تروریستی استفاده نشود و با دولت مرکزی گفتگو کند. در این روند، دولت منتخب افغانستان به طور کامل از مذاکرات حذف شد و تحتفشار «توییتهای شمشیر داموکلس» برای قبول خواستههای آمریکا قرار گرفت و به دنبال آن طالبان به سرعت تعهدات خود را نقض کرد و حملات خود علیه دولت افغانستان را افزایش داد.
با وجود نقض آشکار توافق توسط طالبان، دولت ترامپ و سپس دولت بایدن به روند خروج ادامه دادند. در اوت ۲۰۲۱، خروج شتابزده و بیبرنامه آمریکا منجر به فروپاشی کامل دولت افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت شد (سیگار، ۲۰۲۱). این واقعه بهعنوان یکی از بزرگترین شکستهای دیپلماتیک آمریکا، نماد عدم پایبندی واشنگتن به تعهدات خود در قبال متحدانش شد. ۳. جلوگیری از آتشبس در غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۶)آخرین نمونه نقض روح آتشبس و صلح، مربوط به جنگ غزه است. علیرغم ادعای حمایت از صلح، آمریکا بارها با استفاده از حق وتو در شورای امنیت، مانع از صدور قطعنامههای آتشبس شده است. از اکتبر ۲۰۲۳ تا زماننگارش این یادداشت، آمریکا حداقل چهار قطعنامه شورای امنیت که خواستار «آتشبس فوری، بیقیدوشرط و دائم» در غزه بودند را وتو کرده است. آخرین مورد در نوامبر ۲۰۲۴ رقم خورد که ۱۴ عضو شورا به آن رأی مثبت دادند اما آمریکا بهتنهایی مانع تصویب آن شد (آنادلو، ۲۰۲۵). ۴. خروج یکجانبه از معاهدات بینالمللی و بیثباتسازی نظم جهانیاساساً آمریکا متعهد به هیچ یک از معاهدات بینالمللی نیست. بهعنوان نمونه در می ۲۰۲۴، دیوان بینالمللی دادگستری طی یک دستور اضطراری صریحاً دستور داد «اسرائیل فوراً عملیات نظامی خود در رفح را متوقف کند» (دیوان بینالمللی دادگستری، ۲۰۲۴). آمریکا به جای کمک به اجرای این حکم الزامآور، با ارائه قطعنامهای بیمحتوا در شورای امنیت، عملاً فرآیند قانونی بینالمللی را مختل کرد و به رژیم صهیونیستی فرصت ادامه عملیات داد.
در ژانویه ۲۰۲۶، دولت ترامپ دستور خروج آمریکا از ۶۶ سازمان و معاهده بینالمللی، از جمله پیمان چارچوب سازمان ملل درباره تغییرات آبوهوایی و هیئت بیدولت تغییرات آبوهوایی را صادر کرد. کارشناسان این اقدام را «ضربهای سنگین به همکاریهای جهانی» توصیف کردهاند که منجر به انزوای علمی و دیپلماتیک آمریکا میشود (حسینی، ۲۰۲۶). نقض عهدهای مکرر آمریکا در دوره انقلاب اسلامیآمریکا در طول تاریخ روابط خود با ایران، تعهدات متعددی را چه در قالب توافقات بینالمللی و چه در چارچوب تضمینهای دیپلماتیک نقض کرده است. این الگو که از اواخر دوران ریاستجمهوری جیمی کارتر تا کنون ادامه داشته، به یکی از ارکان اصلی بیاعتمادی به آمریکاست. چند نمونه برجسته این نقض عهده را برجسته میکنیم: ۱. توافقات الجزایر (۱۹۸۱) برای آزادی گروگانهای آمریکاییپس از ۴۴۴ روز گروگانگیری در سفارت آمریکا، توافقات الجزایر در ژانویه ۱۹۸۱ میان ایران و آمریکا امضا شد. این توافق که با میانجیگری دولت الجزایر حاصل گردید، تعهدات روشنی را برای طرفین تعیین کرد (توافقنامه الجزایر، ۱۹۸۱).آمریکا چهار تعهد اصلی بر عهده داشت: ۱) آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران، ۲) عدم مداخله در امور داخلی یا خارجی ایران، ۳) لغو کلیه تحریمهای تجاری و مالی علیه ایران و ۴) ایجاد مانع برای طرح دعاوی حقوقی علیه ایران در دادگاههای آمریکا.
در عین حال با وجود آنکه این توافق به عنوان یک «موافقتنامه اجرایی» و نه یک معاهده مصوب سنا امضا شد، دولت آمریکا در طول سالهای بعد به شیوههای مختلف آن را نقض کرد. از جمله آمریکا در دهههای بعد به حمایت از گروههای مخالف و اعمال تحریمهای فراتر از چارچوب توافق ادامه داد (اندرسن، ۲۰۰۶). بنا بر همین تجربیات رهبر حکیم انقلاب اسلامی با تأکید میفرمودند: «ما به آمریکاییها بدبینیم؛ به آنها هیچ اعتمادی نداریم» (آیتالله العظمی خامنهای، ۱۳۹۲). ۲. پیشنهاد «معامله بزرگ» (۲۰۰۳) و رد توافق تاریخی توسط دولت بوشدر بهار ۲۰۰۳، همزمان با حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام حسین، دولت اصلاحطلب ایران به ریاستجمهوری جناب آقای محمد خاتمی، پیشنهاد جامعی را از طریق دیپلمات سوئیسی، تیم گولدیمان، به دولت جرج دبلیو بوش ارسال کرد. این پیشنهاد که به «معامله بزرگ» شهرت یافت، یکی از مهمترین فرصتهای تاریخی برای عادیسازی روابط دو کشور بود که چهار محور اساسی داشت: ۱) شفافیت کامل در برنامه هستهای و پذیرش پروتکل الحاقی، ۲) همکاری با آمریکا برای تثبیت امنیت در عراق، ۳) توقف حمایت از گروههای فلسطینی و پذیرش راهحل دو کشوری و ۴) همکاری در مبارزه با تروریسم (از جمله القاعده و منافقین) (پارسی، ۲۰۰۷).
دولت بوش بدون هیچ توضیح رسمی این پیشنهاد را رد کرد. تحلیلگران بینالمللی این اقدام را «ازدستدادن بزرگترین فرصت برای صلح با ایران» (لورت و لورت، ۲۰۱۳) ارزیابی کردهاند. این رد پیشنهاد، همراه با قراردادن ایران در بهاصطلاح «محور شرارت» در سال ۲۰۰۲، نشاندهنده الگوی نقض عهد آمریکا حتی پیش از شروع مذاکرات بود. ۳. برجام (۲۰۱۵) و خروج یکجانبه علیرغم تأیید پایبندی ایرانبا اذعان به بدعهدی امریکا و تذکرات مکرر رهبر حکیم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «بههیچوجه به آمریکاییها اعتماد نکنید زیرا آنها منتظر فرصت هستند تا ضربه خود را وارد کنند» (آیتاللهالعظمی خامنهای، ۱۳۹۶)، برای اثبات حسننیت جمهوری اسلامی ایران در سطح بینالمللی، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ میان ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا و آلمان) امضا شد و در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل گنجانده شد (شورای امنیت سازمان ملل، ۲۰۱۵).این توافق پس از دو سال مذاکره فشرده حاصل شد و توسط جامعه بینالمللی بهعنوان یک موفقیت دیپلماتیک بزرگ شناخته شد.آمریکا متعهد به لغو تحریمهای هستهای علیه ایران، خودداری از وضع تحریمهای جدید مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران و تسهیل تجارت و بانکداری بینالمللی با ایران شد (سرویس اقدام خارجی اروپا، ۲۰۱۵). علیرغم این تعهد در تاریخ ۸ می ۲۰۱۸، دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، علیرغم تأیید مکرر آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر پایبندی کامل ایران به تمامی تعهدات (آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۲۰۱۵)، آمریکا را از این توافق خارج کرد (کاخ سفید، ۲۰۱۸).
دولت ترامپ بلافاصله تحریمهای ثانویه را علیه ایران و هر کشوری که با ایران تجارت میکرد، بازگرداند. این اقدام نهتنها نقض عهد آشکار با ایران بود، بلکه شرکای اروپایی آمریکا (فرانسه، بریتانیا و آلمان) را نیز در موقعیتی دشوار قرار داد و آنها را ناچار به ایجاد سازوکار اینستکس برای حفظ برجام کرد. تحلیلگران معتقدند این اقدام آمریکا پیام روشنی به جهان داشت که حتی توافقات چندجانبه با تأیید شورای امنیت نیز در برابر تغییر دولت در واشنگتن تضمینی ندارند (گروه بحران بینالمللی، 2018). ۴. سیاست «فشار حداکثری» (۲۰۱۸-۲۰۲۱) و نقض تعهدات چندجانبه و بیاعتباری دیپلماسیپس از خروج از برجام، دولت ترامپ سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت که در تضاد آشکار باروح و متن توافقات قبلی بود. آمریکا باهدف رساندن صادرات نفت ایران به صفر، تحریمهایی وضع کرد (وزارت خزانهداری امریکا، ۲۰۱۸) که نقض مستقیم تعهدات مندرج در برجام بود. در مارس ۲۰۲۶، دولت آمریکا اعلام کرد که معافیت تحریمی خرید برق و گاز ایران توسط عراق را تمدید نخواهد کرد (وزارت امور خارجه امریکا، ۲۰۲۶). وزارت خارجه ایران این اقدام را «کاملاً غیرقانونی» و «اقرار به قانونگریزی» توصیف کرد.
در سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ ادعای فعالسازی مکانیسم بازگشت تحریمهای شورای امنیت (اسنپبک) را مطرح کرد، در حالی که به استناد رأی سه کشور اروپایی (گروه ای.تری)، آمریکا پس از خروج از برجام دیگر «عضوی از توافق» محسوب نمیشد و چنین حقی نداشت (شورای امنیت سازمان ملل، ۲۰۲۰). ۵. نقض حاکمیت ارضی و اقدامات مخفیانه (۲۰۰۳-۲۰۰۸)در دوران ریاستجمهوری جرج بوش، آمریکا مجموعهای از اقدامات مداخلهجویانه را علیه ایران به اجرا گذاشت که ناقض تعهدات بینالمللی و منشور ملل متحد بود. بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸، ایران بارها از نفوذ پهپادهای آمریکایی به حریم هوایی خود شکایت کرد (شورای امنیت سازمان ملل، ۲۰۰۸). از سوی دیگر، دولت بوش متهم به حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههای مسلح مخالف مانند جندالله در سیستان و بلوچستان و پژاک در مناطق کردنشین ایران بود (اندیشکده رند، ۲۰۱۰). جمعبندی: دروغگویی ترامپ و دولت آمریکا و اعتماد به اقدامات عملی – تکیه بر «واقعگرایی ایرانی»رهبر شهید و حکیم انقلاب اسلامی مکرراً فرمودند: «ما در هیچ مسئلهای نمیتوانیم با آمریکا مثل یک طرف مورداعتماد بنشینیم صحبت کنیم» (آیتاللهالعظمی خامنهای، ۱۳۹۵).مطالعه نمونههای فوق نیز نشان میدهند که نقض عهد آمریکا نسبت به آتشبس و صلح در سه الگوی اصلی تکرار میشود:
۱. تضمینهای بیپشتوانه به متحدان: مانند ویتنام جنوبی و افغانستان که با کوچکترین تغییر شرایط سیاسی، آمریکا آنها را رها کرده است.۲. تضعیف حقوق بینالملل برای حمایت از متحدان: استفاده گسترده از وتو برای جلوگیری از صدور قطعنامههای صلح علیه رژیم اسرائیل و جلوگیری از تحقیقات درباره جنایات خود یا متحدانش.۳. خروج یکجانبه از توافقات کلیدی: کنار گذاشتن دیپلماسی چندجانبه و خروج از معاهداتی که خود تضمینکننده صلح و ثبات هستند.واقعگرایی و عملگرایی ایرانی یک ضرورت راهبردی در محیطی است که قواعد آن توسط قدرتهای هژمونیک دائماً بازتعریف میشود. این رویکرد، با رد اتکای منفعلانه به تعهدات حقوقی، به دنبال بازتعریف نسبت میان قدرت و دیپلماسی بهگونهای است که در امتداد قدرت میدانی و بهعنوان ابزار تثبیت دستاوردهای عینی به کار گرفته شود. در چنین چارچوبی، امنیت از مسیر «هزینهسازی برای طرف مقابل» تولید میشود و توافقات نیز بهعنوان مرحلهای موقت در یک رقابت مستمر قدرت فهم میشوند. ازاینرو، آینده سیاست خارجی ایران در گرو تعمیق همین منطق یعنی ترکیب بازدارندگی فعال، اهرمسازی ژئوپلیتیکی و دیپلماسی مشروط بهعنوان منطقی است که نهتنها امکان مدیریت بحرانهای جاری را فراهم میکند، بلکه ظرفیت شکلدهی به نظم منطقهای مطلوب ایران را نیز در خود دارد. بر این مبنا سه رویکرد راهبردی اساسی باید مورد تأکید قرار گیرد:
۱) روی کاغذ هر نوع تعهدی بیاعتبار است و اقدامات عملی است که جنبه بازدارندگی را فراهم میکند و لذا نابود کردن کل زیرساختهای نظامی آمریکا و رژیم غیر قانونی اسرائیل مبنای ادامه دفاع جنگ تحمیلی رمضان است. روح کلی راهبرد اول عدم اعتماد به مذاکره و ادامه جنگ تا از بین رفتن تمامی زیرساختهای نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل در منطقه است. این اقدام عملی، قدرت بازسازی را از آمریکا و رژیم اسرائیل میگیرد و دست برتر ایران در کل منطقه را تقویت میکند.۲) ایجاد ساختارهای نظاممند برای کنترل و مدیریت تعرفهای تنگه هرمز که منجر به دریافت حق امتیاز عبور هر نوع کالائی از این تنگه راهبردی میشود. این رویه امروز در کانال سوئز (مصر)، کانال پاناما (پاناما)، تنگه بسفر و تنگه داردانال ترکیه و بسیاری دیگر از آبراههای مهم جهان معمول است. بطور حتم تنگه هرمز که حجم ۲۵ درصدی انرژی جهان از این مسیر میگذرد، مهمترین تنگه آبراهی جهان است که از مسیر مشترک دریایی ایران و عمان میگذرد. ایران در عمل همه لوازم کنترلی و گمرکی این مسیر را باید مستقر کند.۳) در شرایط بیاعتمادی به توافقات و تعهدات آمریکا، قبل از اتمام جنگ، باید غرامت جنگ به حسابهای رسمی جمهوری اسلامی ایران واریز شود. تا عدم اقدام به پرداخت غرامت، جنگ با قوت باید ادامه پیدا کند.۴) قبل از اعلام خاتمه جنگ توسط ایران، امریکا باید به صورت رسمی و اعلامی مسئولیت کشتار هموطنان و ایرانیان عزیز را بپذیرد و اعلام کند.
۵) تمامی رهبران و فعالان معاند که در طول جنگ رمضان در حال حمایت و پشتیبانی رسانهای از امریکا و رژیم صهیونیستی هستند از جمله رهبران اپوزیسیون ایران، باید به صورت رسمی تحویل ایران شوند و تا قبل از تحویل آنها جنگ ادامه پیدا کند.۶) توقف همزمان جنگ علیه متحدان ایران از جمله مردم مظلوم غزه و حماس، حزبالله لبنان، انصارالله یمن و جیش الشعبی عراق، تا عدم توقف جنگ و زمینههای ادامه جنگ بر مبنای واقعگرایی ایرانی، دیپلماسی رسمی در قالب مذاکرات بر سر تعهدات و توافقات، در شرایط کنونی فاقد کارآمدی است. در عوض، تمرکز بر دیپلماسی عمومی برای آگاهسازی افکار عمومی در غرب آسیا، اروپا، آمریکا و جنوب شرق آسیا، بهعنوان ابزار مکمل راهبرد بازدارندگی تعریف میشود. تصمیمات راهبردی در حوزه جنگوصلح، مطابق با اصل فرماندهی واحد و تحت تدبیر رهبر اندیشمند انقلاب و فرماندهی کل قوا، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای در شورایعالی امنیت ملی و ستاد مشترک نیروهای مسلح متمرکز خواهد بود؛ لذا فعلاً بایستی تصمیمات راهبردی جنگ را به اتاق جنگ واگذار کرد و از هر نوع دیپلماسی رسمی در خصوص تعهدات و توافقنامهها پرهیز نمود. این رویکرد عملگرا، با عبور از دیپلماسیهای تشریفاتی و تکیه بر واقعیتهای میدان، مسیر تأمین امنیت پایدار و منافع ملی ایران را تامین میکند.
once-again-blocks-un-push-for-immediate-gaza-ceasefire-***********************/3589219.European External Action Service. (2015). Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA). European Union.Gwertzman, B. (1975, May 1). Thieu aide discloses promises of force by Nixon to back pact. The New York Times. https://archive.nytimes.com/www.nytimes.com/library/world/asia/050175vietnam-thieu-bg.html.IAEA. (2015-2018). ************ and monitoring in the Islamic Republic of Iran in light of United Nations Security Council resolution 2231 (2015). Vienna: International Atomic Energy Agency.International Court of Justice. (2024, May 24). Application of the Convention on the Prevention and Punishment of the Crime of Genocide in the Gaza Strip (South Africa v. Israel) – Order. The Hague: ICJ.Husseini, S. (2026, February 19). How the US government sabotaged the genocide convention orders against Israel. The Mail & Guardian.https://mg.co.za/thought-leader/opinion/2026-02-19-how-the-us-government-sabotaged-the-genocide-convention-orders-against-******/.International Crisis Group. (2018). Saving the Iran Nuclear Deal. Brussels: International Crisis Group.Leverett, F., & Leverett, H. (2013). Going to Tehran: Why the United States must come to terms with the Islamic Republic of Iran. Metropolitan Books.Parsi, T. (2007). Treacherous Alliance: The secret dealings of Israel, Iran, and the United States. Yale University Press.RAND Corporation. (2010). Iran’s support for militant groups: A strategic ******** (pp. 37-42). Santa Monica, CA: RAND.SIGAR (Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction). (2021). What we need to learn: Lessons from twenty years of Afghanistan reconstruction (pp. 85-112). Arlington, VA: SIGAR.Also cited in: Afghan govt faces ‘existential crisis’. (2021, March 7). New Age BD.https://newagebd.net/article/144914/afghan-govt-faces-existential-crisis.The White House. (2018). Remarks by President ***** on the Joint Comprehensive Plan of Action.U.S. Department of State. (2026). Iraq sanctions waiver related to Iran energy imports.U.S. Department of the Treasury. (2018, May 8). Reimposition of sanctions following U.S. withdrawal from the JCPOA. Washington, DC: Office of Foreign Assets Control.United Nations Security Council. (2005-2008). Reports of the Secretary-General on the situation concerning the Islamic Republic of Iran. UN Documents S/2005/401, S/2006/1013, S/2007/737.United Nations Security Council. (2015). Resolution 2231 (2015). United Nations.United Nations Security Council. (2020, August). Note verbale from France, Germany and the United Kingdom concerning the U.S. claim to reimpose sanctions. UN Document S/2020/798. 00:52 - 7 فروردین 1405