هر جور فکر کنیم این پلتفرمها قانون میخواهند
در روزگاری که هر گوشی هوشمند به یک تلویزیون بیمرز تبدیل شده، قانون «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر» تلاشی است برای ایجاد چهارچوب؛ نه برای بستن فضا، بلکه برای مدیریت آن، حمایت از تولیدکننده داخلی و محافظت از مخاطب، بهویژه کودکان.
ببینید، این روزها که هر طرف را نگاه میکنی یکی دارد از «فضای مجازی بیدر و پیکر» مینالد، من فکر میکنم بالاخره یک عده نشستهاند و گفتهاند آقاجان این مملکت هم باید یک چهارچوبی داشته باشد که بچهام شب تا صبح جلوی چشمم چیزی نبیند که فردا مجبور شوم ببرمش روانپزشک. همین طرح قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر، همان چهارچوب است؛ نه بیشتر، نه کمتر.حالا یک عده میگویند «سانسور است، دیکتاتوری است». خب بله، اگر قرار بود مثل قدیم فقط یک تلویزیون و دو تا کانال باشد، حرفشان درست بود. ولی الان که تو گوشی هر بچه دهساله هزار کانال زنده، میلیونها کلیپ و استریم شبانهروزی هست، دیگر نمیشود گفت «بگذارید همهچیز آزاد باشد، خودش درست میشود». خودش درست نمیشود. من خودم چند شب پیش داشتم برای دخترم کارتون پیدا میکردم، یک دفعه رسیدم به یک کانال که اسمش هم بچهگانه بود، ولی محتوایش... گفتم خدایا این دیگه چه کوفتی بود؟ همینجوری با دو تا کلیک رفته بود آنور دنیا. این آزادی نیست، این ولنگاری است.این قانون میخواهد همین ولنگاری را جمع کند، اما نه با روشهای دهه شصتی. مثلاً میگوید هر پلتفرمی که میخواهد در ایران مخاطب داشته باشد، باید یک «نماینده حقوقی» داخل کشور داشته باشد که جواب پس بدهد. خیلی هم منطقی است؛ یعنی اگر فردا آپارات یا فیلیمو یا هر برنامه خارجی دیگری یک چیز خیلی زشتی پخش کرد، ما یک نفر را داشته باشیم بگوییم بیا اینجا، توضیح بده، جریمهات این است، محتوایت را پاک کن. الان چی؟ میروی به یوتیوب گزارش میدهی، میخندد بهت. این شد قانون؟
نکته خوبش اینجاست که قانون فقط دنبال چماق نیست. یک بخش بزرگش «حمایت» است. میخواهد صندوق بدهد به تولیدکنندههای داخلی، میخواهد مالیات پلتفرمهای خارجی را بگذارد روی تسهیلات برای فیلمسازهای جوان، میخواهد بچههایی که تو شهرستان نشستهاند و فیلم کوتاه خوب میسازند، بتوانند از یک جایی مجوز سریع بگیرند و کارشان را پخش کنند بدون اینکه بروند التماس اینستاگرام و تیکتاک. یعنی هم جلوی کثافتکاری را میگیرد، هم به آدمهای پاک و خلاق راه میدهد.من شب گذشته داشتم با یکی از بچههای ساترا حرف میزدم، گفت فقط در سه ماه اخیر نزدیک چهارصد مورد محتوای کودکآزاری را از پلتفرمهای داخلی پاک کردهاند، آن هم با التماس و سلام و صلوات. چهارصد تا! فکرش را بکنید چند تا بچه ممکن بود آسیب ببیند. قانون که باشد، با یک دستور همه اینها حذف میشوند.حالا بعضی روشنفکرنماها میگویند «این قانون اینترنت را فیلتر میکند». نه بابا، دروغ میگویند. قانون صراحت دارد میگوید پلتفرمهایی که همکاری کنند و نماینده بدهند و چهارچوب را رعایت کنند، هیچ مشکلی ندارند. اتفاقاً سرعتشان هم بیشتر میشود، چون دیگر ترافیکشان از VPN نمیرود. کی ضرر میکند؟ فقط همانهایی که میخواهند شب تا صبح پورن یا محتوای اعتیادآور یا داعشی پخش کنند و هیچکس هم جلودارشان نباشد.به نظر من این قانون اولین بار است که به جای اینکه فقط بگوییم «فیلتر کنیم، ببندیم»، میگوید «بیایید مدیریت کنیم». مثل این میماند که به جای اینکه بگویی چون خیابان خطرناک است، دیگر هیچکس حق ندارد بیرون بیاید، میگویی بیا چراغ راهنما بگذاریم، خطکشی کنیم، دوربین بگذاریم، ولی مردم هم بتوانند راحت بروند و بیایند.
خلاصه اینکه من شخصاً از این قانون دفاع میکنم؛ نه چون عاشق نظارتم، چون عاشق بچهام، چون عاشق اینم که فیلمسازهای خوب کشورم مجبور نباشند بروند برای چهار تا بازدید التماس خارجیها را بکنند. یک کم نظم لازم داریم آقا، یک کم. همین.#ساترا 15:22 - 24 آذر 1404