حسینیه کبابی؛ میراث یک قرن عزاداری در قلب بیرجند
حسینیه کبابی خیرآباد بیرجند با قدمتی بیش از ۱۰۰ سال، نه تنها یک مکان مذهبی بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی بیرجند است که هر سال در ماه محرم با آیینهای سنتی چادرپوشان و روضهخوانی احیا میشود.
خبرگزاری فارس- خراسان جنوبی؛ در کوچههای قدیمی خیرآباد بیرجند، هنوز خانهای نفس میکشد که دیوارهایش بیش از یک قرن نوای روضه و عزای سیدالشهدا(ع) را در حافظه خود حفظ کردهاند. خانهای که مردم بیرجند آن را با نام «حسینیه کبابی» میشناسند؛ حسینیهای که نه فقط یک بنای تاریخی، بلکه بخشی از هویت مذهبی و فرهنگی شهر به شمار میرود.هر سال با فرا رسیدن ماه محرم، چادر تاریخی حسینیه برپا میشود؛ چادری که بنا بر روایت خاندان واقف، بیش از یک قرن پیش با زحمت فراوان از یزد تهیه و با شتر به بیرجند منتقل شد تا سایبانی برای عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) باشد.نام مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی، واقف و بنیانگذار این حسینیه، هنوز پس از گذشت دههها در میان مردم خیرآباد با احترام یاد میشود. مردی که خانه خود را وقف عزای حسین(ع) کرد و میراثی بر جای گذاشت که امروز نیز نسل چهارم خاندان او از آن نگهداری میکنند.برای آشنایی بیشتر با تاریخچه این حسینیه و ناگفتههای آن، به سراغ متولی و یکی از خادمان و گردانندگان فعلی حسینیه کبابی رفتیم و پای صحبتهای محمدحسین کیانفرد، نبیره مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی، واقف این مجموعه، نشستیم؛ گفتوگویی که از شکلگیری نخستین هیئتهای مذهبی بیرجند تا خاطرات و روایتهای کمتر شنیدهشده از واقف حسینیه و استمرار بیش از یک قرن برگزاری آیینهای عزاداری در این مکان را در بر میگیرد.
فارس: حسینیه کبابی چگونه شکل گرفت و ریشههای آن به چه دورهای بازمیگردد؟کیانفرد: برای پاسخ به این سؤال باید به بیش از ۱۱۰ سال قبل برگردیم. آنچه از بزرگان و گذشتگان شنیدهایم این است که در آن سالها مرحوم میرزا عبدالوهابخان شاهسونی، که رئیس شهربانی بیرجند بود، ارادت ویژهای به دستگاه حضرت سیدالشهدا(ع) داشت. با وجود آنکه فردی نظامی بود، اما عشق خاصی به اهل بیت(ع) داشت و شبهای جمعه جلسات قرآن و عزاداری در منزل خود برگزار میکرد.بعد از پایان جلسات قرآن، نوحهخوانی و ذکر مصیبت انجام میشد و کمکم این فکر شکل گرفت که یک هیئت منسجم در بیرجند راهاندازی شود. در آن زمان مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی که همسایه روبهروی مرحوم شاهسونی بود، از پایههای اصلی این حرکت شد و در کنار اهالی محل برای شکلگیری هیئت تلاش کرد.فارس: نقش مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی در این مسیر چه بود؟کیانفرد: ایشان از همان ابتدا استقبال فراوانی از این کار کرد. خانه خود را در اختیار مراسم قرار داد و بعدها آن را وقف عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) کرد. البته باید توجه داشت که آن زمان خیرآباد امروز نبود. جمعیت کمتر بود اما همدلی بیشتری وجود داشت.بزرگان تعریف میکنند که برای توسعه حسینیه فقط اهالی خیرآباد کمک نکردند، بلکه از محلات دیگر نیز افراد زیادی مشارکت داشتند. همه معتقد بودند که این مکان باید برای عزای سیدالشهدا(ع) آماده شود. در واقع حسینیه کبابی حاصل مشارکت جمعی مردم آن دوره است.
فارس: درباره چادر معروف حسینیه روایتهای زیادی وجود دارد. اصل ماجرا چیست؟کیانفرد: آنچه از گذشتگان به ما رسیده این است که مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی برای تهیه چادر حسینیه شخصاً به یزد رفت. امروز شاید سفر چند صد کیلومتری موضوع مهمی نباشد اما آن روزها نه از جادههای امروزی خبری بود و نه از خودرو.میگویند چند ماه در یزد اقامت داشت تا چادر مورد نظر دوخته شد. پس از آن نیز چادر را با بار شتر به بیرجند آوردند. همین چادر سالهاست که در ایام محرم برپا میشود و به نوعی هویت حسینیه محسوب میشود.فارس: این چادر هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد؟کیانفرد: بله. البته طی سالهای مختلف تعمیر و مرمتهایی انجام شده اما اصل سنت حفظ شده است. هر سال روز اول محرم چادر نصب میشود، روز دوم حسینیه سیاهپوش میشود و از سوم تا دوازدهم محرم مراسم روضهخوانی برگزار میشود.بعد از پایان مراسم نیز چادر جمعآوری میشود و در بهترین اتاق خانه نگهداری میشود. این موضوع برای خانواده ما یک امانت و میراث معنوی است.فارس: درباره پرده تاریخی عاشورا که در این حسینیه وجود دارد نیز توضیح دهید.کیانفرد: این پرده از ارزشمندترین آثار حسینیه است. پردهای بزرگ با نقوش مربوط به واقعه عاشورا که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی، نمونههای مشابه آن در کشور بسیار کم است.در مورد محل تهیه آن روایتهای مختلفی وجود دارد. برخی میگویند از اصفهان تهیه شده و برخی دیگر معتقدند در یزد ساخته شده است. اما آنچه قطعی است، قدمت و ارزش تاریخی آن است.
متأسفانه امسال این پرده در حسینیه نصب نشد زیرا در اختیار میراث فرهنگی قرار دارد. البته هدف حفاظت از این اثر ارزشمند است اما مردم و عزاداران علاقه زیادی دارند که بار دیگر آن را در جای اصلی خود ببینند.فارس: در گذشته این مجموعه با چه نامی شناخته میشد؟کیانفرد: پیش از آنکه هیئت به شکل رسمی فعالیت کند، مردم آن را با عنوان «دسته میرزا عبدالوهاب» میشناختند. بعدها و در حدود سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، نام «هیئت متحده ابوالفضلی خیرآباد» برای آن انتخاب شد.این هیئت از نخستین تشکلهای عزاداری منسجم در بیرجند بود و به همین دلیل جایگاه ویژهای در تاریخ مذهبی شهر دارد.فارس: گفته میشود مرحوم کبابی علاوه بر فعالیتهای مذهبی، در میان مردم خیرآباد نیز جایگاه ویژهای داشته است.کیانفرد: دقیقاً همینطور است. هرچه از بزرگان شنیدهایم نشان میدهد که ایشان تنها یک واقف نبود، بلکه پناه مردم محسوب میشد.قدیمیها میگفتند در خیرآباد کمتر نیازمندی پیدا میشد که مورد توجه او قرار نگرفته باشد. از یتیمان حمایت میکرد، به مردم کمک میکرد و در مسائل مختلف اجتماعی نقش داشت.حتی نقل میکنند در سالهایی که قیمت گندم افزایش پیدا میکرد و بسیاری از افراد به دنبال کسب سود بیشتر بودند، مرحوم کبابی نگاه دیگری داشت و تلاش میکرد فشار کمتری به مردم وارد شود.به همین دلیل هنوز هم نام او در خیرآباد با احترام یاد میشود و بسیاری از خانوادههای قدیمی منطقه از خدمات و نیکوکاریهای او خاطرات فراوانی دارند.
فارس: یکی از روایتهای جالبی که درباره مرحوم کبابی نقل میشود، ماجرای دیدن او در حرم حضرت ابوالفضل(ع) پس از وفاتش است. این روایت را چگونه شنیدهاید؟کیانفرد: این روایت را مرحوم حاجی اکبرپور نقل میکرد؛ فردی که در میان مردم بیرجند به دیانت، صداقت و امانتداری معروف بود و سالها مسئولیت هیئت مرتضوی را بر عهده داشت.ایشان تعریف میکرد حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پس از وفات مرحوم کبابی به کربلا مشرف شده بود. در یکی از روزها به حرم حضرت ابوالفضل(ع) رفت و در آنجا مرحوم کبابی را در حال قرائت قرآن مشاهده کرد.این موضوع یک روایت معنوی است که مرحوم اکبرپور بارها آن را نقل کرده بود و معتقد بود اخلاص مرحوم کبابی در خدمت به دستگاه اهل بیت(ع) موجب چنین جایگاهی شده است.فارس: مرحوم کبابی چه توصیهای به نسلهای بعد از خود داشت؟کیانفرد: مهمترین سفارش ایشان حفظ این خیمه و ادامه عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) بود. نقل میکنند همیشه به فرزندان و نوادگان خود میگفت: «دست از این خیمه نکشید.»حتی جملهای از ایشان نقل شده که در ذهن بسیاری از اعضای خانواده مانده است. میگفت هر کس با اخلاص زیر این خیمه برای امام حسین(ع) عزاداری کند، این خیمه در روز قیامت سایبان او خواهد بود.شاید همین اعتقاد و همین نگاه باعث شده است که پس از گذشت بیش از یک قرن، هنوز این سنت ادامه داشته باشد و نسلهای مختلف خانواده و مردم خیرآباد خود را موظف به حفظ آن بدانند.
فارس: از مراسم چادرپوشان حسینیه بیشتر بگویید. این مراسم چگونه برگزار میشود؟کیانفرد: چادر حسینیه برای ما فقط یک پوشش نیست؛ یک امانت و یک نشانه است. هر سال اول محرم، چادر نصب میشود. روز دوم محرم حسینیه کاملاً سیاهپوش میشود و از روز سوم تا دوازدهم، روضهخوانی و عزاداری برقرار است.روز سیزدهم محرم، چادر جمع میشود. با دقت تا میزنیم و در پارچه مخصوص قرار میدهیم و در بهترین اتاق خانه نگهداری میشود. این چادر برای ما حکم یک میراث معنوی دارد؛ چیزی که از نسلهای قبل به ما رسیده و باید به نسل بعد برسد.وقتی چادر نصب میشود، حال و هوای خاصی در محله ایجاد میشود. اهالی جمع میشوند، چاوشیخوانی میکنند، مداحی و سینهزنی انجام میشود و همه حس میکنند وارد یک فضای قدیمی و معنوی شدهاند.فارس: این آیین چادرپوشان از گذشته تاکنون تغییر کرده است؟کیانفرد: در اصل نه. ممکن است ابزارها یا امکانات تغییر کرده باشد، اما روح مراسم همان است. همان چاوشی، همان نوحه، همان اجتماع مردم.در گذشته شاید امکانات کمتر بود، اما اخلاص بیشتر بود. مردم از محلههای مختلف میآمدند. امروز هم همین است، فقط شکل زندگی تغییر کرده است. اما آن پیوند قلبی هنوز وجود دارد.فارس: درباره آغاز هیئت و شکلگیری آن در بیرجند توضیح دهید.کیانفرد: همانطور که عرض کردم، این حرکت حدود سالهای ۱۳۰۰ هجری شمسی شکل گرفت. در آن زمان بیرجند هیئت منسجم نداشت. روضهها بیشتر در منازل یا مساجد بهصورت پراکنده برگزار میشد.جوانان آن زمان با وسایل سادهای که داشتند، حتی با قوطی و حلبی، حرکت دستههای عزاداری را در کوچهها آغاز کردند. این شروع یک جریان بود؛ جریانی که بعدها به شکل هیئت ابوالفضلی درآمد.
کمکم مردم به این جریان پیوستند. ریشسفیدان کمک کردند، برخی در خانههای خود پذیرایی کردند و فضای همدلی شکل گرفت.فارس: نقش میراث فرهنگی در حفظ این آثار چگونه بوده است؟کیانفرد: در سالهای اخیر برخی آثار این حسینیه در فهرست میراث ملی ثبت شده است. از جمله پرده تعزیه عاشورا که یکی از آثار ارزشمند این مجموعه است.این پرده دارای هفت تابلو است و صحنههای مختلف واقعه عاشورا را به تصویر میکشد. از نظر هنری نیز بسیار ارزشمند است؛ ترکیبی از نقاشی، خط و هنر قهوهخانهای.البته ما همیشه درخواست داشتهایم که این آثار در خود حسینیه نیز در مناسبتها قابل استفاده باشد، چون مردم با آن زندگی کردهاند. اما بحث حفاظت هم مطرح است.فارس: درباره شخصیت مرحوم کربلایی غلامرضا کبابی در میان مردم چه تصویری وجود داشت؟کیانفرد: ایشان در میان مردم به عنوان یک فرد خیر، بیریا و مردمدار شناخته میشد. کسی که اگر مشکلی در محله بود، اولین کسی بود که کمک میکرد.در روایتهای قدیمی آمده است که هیچوقت نسبت به مسائل مالی یا سود شخصی نگاه طمعآمیز نداشت. حتی در سالهایی که وضعیت اقتصادی مردم سخت بود، تلاش میکرد فشار کمتری به مردم وارد شود.به همین دلیل هنوز هم وقتی نام او در خیرآباد برده میشود، مردم با احترام خاصی یاد میکنند.
فارس: شما به خاطرات مرحوم حاجی اکبرپور اشاره کردید. این خاطرات چه جایگاهی در ذهن مردم دارد؟کیانفرد: حاجی اکبرپور یکی از چهرههای مورد اعتماد شهر بود. وقتی ایشان چیزی نقل میکرد، مردم با اطمینان میپذیرفتند.روایت دیدار مرحوم کبابی در حرم حضرت ابوالفضل(ع) از جمله همین خاطرات است. شاید برخی آن را صرفاً یک روایت معنوی بدانند، اما برای ما نشانهای از اخلاص آن مرحوم است.او همیشه تأکید داشت که این خیمه و این عزاداریها باید حفظ شود و هیچگاه نباید تعطیل شود.فارس: آیا خاطرات خاصی از محرمهای قدیم در این حسینیه دارید؟کیانفرد: بله، بسیار زیاد. در گذشته شرایط کاملاً متفاوت بود. امکانات امروزی وجود نداشت. مردم از پشت دیوارها مراسم را نگاه میکردند. حتی نذریها به شکل سادهتری توزیع میشد.اما چیزی که همیشه وجود داشت، شور و اشتیاق مردم بود. بچهها، نوجوانان، پیر و جوان همه در کنار هم بودند. یک فضای صمیمی و خانوادگی حاکم بود.گاهی حتی هیئتهای جداگانه برای کودکان تشکیل میشد تا آنها هم در مسیر عزاداری حضور داشته باشند.فارس: مراسم خاصی مثل «حسن و حسین» نیز در این حسینیه برگزار میشده است؟کیانفرد: بله. این مراسم یکی از آیینهای قدیمی و خاص منطقه بود. در آن مردان دایرهوار دست در دست هم قرار میگرفتند و یک نفر با علم در مرکز میچرخید.این مراسم فلسفه خاص خود را دارد و نشاندهنده وحدت و همدلی عزاداران است. هنوز هم در برخی سالها با همان سبک قدیمی برگزار میشود.
فارس: در پایان اگر بخواهید جمعبندی کنید، حسینیه کبابی برای شما چه معنایی دارد؟کیانفرد: برای ما این حسینیه فقط یک ساختمان یا مکان نیست. یک هویت است، یک میراث است و یک امانت.این خیمه بیش از ۱۰۰ سال است که برپا میشود و نسل به نسل منتقل شده است. ما وظیفه داریم آن را همانطور که به ما رسیده، حفظ کنیم و به نسل بعد تحویل دهیم.اگر بخواهم در یک جمله بگویم، اینجا فقط محل عزاداری نیست؛ اینجا تاریخ زنده عشق به امام حسین(ع) است.#حسینیه_کبابی #محرم #عزاداری 21:43 - 1 تیر 1405