وقتی حاج قاسم، کویر لوت را به جاده امن مردم تبدیل کرد
زمانی بود که غروب در کویر لوت، به معنای پایان تردد و آغاز ترس بود. جادههایی که امروز امناند، روزگاری در اختیار آدمرباها و قاچاقچیان قرار داشت؛ تا اینکه حاجقاسم سلیمانی آمد و امنیت را، نه با شعار، که با حضور میدانی به شرق کشور بازگرداند.
خبرگزاری فارس- خراسان جنوبی، دیماه که میرسد، حافظه تاریخی ملت ایران ناخودآگاه به نام مردی گره میخورد که امنیت را نه پشت میز، که در دل خطر معنا کرد. سیزدهم دیماه، سالروز شهادت سرداری است که نامش با آرامش جادهها، خواب راحت مردم و اقتدار ایران عجین شده است؛ شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی.شرق کشور، جولانگاه ناامنیهادر همین روزها، گفتوگو با سردار علی احمدی، از همرزمان قدیمی حاجقاسم، دریچهای تازه به یکی از کمتر گفتهشدهترین مقاطع فرماندهی سردار دلها میگشاید؛ روزهایی که شرق کشور، بهویژه کویر لوت، جولانگاه مافیای قاچاق، آدمرباها و ناامنیهای پنهان و آشکار بود.
سردار احمدی، رزمنده دوران دفاع مقدس و آزاده سرافراز، روایتش را از سالهای پس از آزادی آغاز میکند؛ سالهایی که آرامش برای رزمندگان، واژهای غریب بود.او میگوید: «سال ۱۳۶۹ که از اسارت ششساله برگشتیم، قانون میگفت مأموریتی ندارید و باید به زندگی عادی برگردید، اما مگر میشد؟ کسی که سالها در خط مقدم بوده، نمیتواند بیتفاوت بماند وقتی امنیت کشور در خطر است.»
تیپ بیرجند؛ نقطه آغاز تحول شرق کشوریک سال بعد، مأموریتی تازه آغاز میشود؛ مأموریتی که بعدها به یکی از نقاط درخشان کارنامه سردار سلیمانی تبدیل شد.احمدی ادامه میدهد: «سال ۷۰ به تیپ تازهتأسیس بیرجند اعزام شدیم. منطقه شرق کشور آن روزها پهنهای وسیع و عملاً رهاشده بود؛ از جنوب خراسان تا سیستان و بلوچستان و کرمان. جادهها امنیت نداشت، شب که میشد، کویر لوت به قلمرو قاچاقچیان تبدیل میشد.»او مکثی میکند و میگوید: «مردم جرات سفر نداشتند. ماشینها وسط راه میماندند. خانوادهها نگران بودند. حتی شنیدن نام بعضی مسیرها، ترس به دل میانداخت.»
حاج قاسم؛ فرماندهی نزدیک به مردمدر همین مقطع است که حاجقاسم سلیمانی، با نگاهی فراتر از یک فرمانده نظامی، وارد میدان میشود. تیپ بیرجند، با هدایت او، به تیپ انصارالرضا(ع) و زیرمجموعه لشکر ۴۱ ثارالله تبدیل میشود؛ اما آنچه معادلات را تغییر میدهد، سبک فرماندهی حاجقاسم است.سردار احمدی با لبخند خاطرهای را روایت میکند: «حاجقاسم اهل پشت میز نشستن نبود. یکبار بدون اسکورت، بدون تشریفات، حتی با موتور، به منطقه درح آمد. نه برای نمایش؛ برای اینکه از نزدیک درد مردم را بفهمد. مینشست پای حرف روستاییها، مسیرها را خودش میدید، شبها در منطقه میماند.»
جان نیروها، خط قرمز سردار دلهااو اضافه میکند: «به ما میگفت امنیت را باید مردم حس کنند، نه اینکه فقط در گزارشها بنویسیم.»اما شاید مهمترین ویژگی سردار دلها، حساسیت مثالزدنیاش نسبت به جان نیروها بود. احمدی در اینباره میگوید: «یک جمله از حاجقاسم هنوز توی گوشم است؛ گفت ‘من حاضر نیستم حتی یک قطره خون از نیروهایم ریخته شود. امنیت اگر به قیمت جان بیگناه باشد، ارزش ندارد.’ همین نگاه، شیوه عملیاتها را عوض کرد.»امنیت امروز، نتیجه تدبیر دیروزبه گفته این همرزم قدیمی، همین تدبیر باعث شد پرونده گروگانگیریها در شرق کشور، بدون پرداخت حتی یک ریال و بدون تلفات، بسته شود؛ اتفاقی که در آن شرایط، کمتر کسی باورش را داشت.او با اشاره به امروز میگوید: «الان مردم در دهسلم، حیدرآباد و دل کویر لوت شبانهروز تردد میکنند. شاید خیلیها ندانند این امنیت از کجا آمده، اما ما میدانیم؛ این آرامش، حاصل شببیداریهای حاجقاسم است.»
یادگار فرماندهی عقلانی و شجاعگفتوگو که به پایان میرسد، نام حاجقاسم همچنان در فضا سنگینی میکند؛ نامی که برای همرزمانش، فقط یاد یک فرمانده نیست، بلکه یادآور مردی است که امنیت را با عقلانیت، شجاعت و اخلاص معنا کرد.سردار احمدی در پایان، آرام میگوید: «حاجقاسم هر جا بود، دلها قرص میشد. هنوز هم وقتی از امنیت شرق کشور حرف میزنیم، انگار صدایش را میشنویم که میگفت: ‘مردم باید با خیال راحت زندگی کنند.’»
21:19 - 11 دی 1404