۳۷ سال بعد؛ مکتبی که هنوز فرمانده تربیت میکند
سی و هفت سال از ارتحال امام خمینی(ره) میگذرد، اما مکتبی که او بنیان گذاشت همچنان در حال تربیت فرمانده، دانشمند و نیروی مقاومت است. چه عاملی باعث شده گفتمان امام برخلاف بسیاری از جریانهای سیاسی، باگذشت دههها نهتنها فراموش نشود، بلکه در نسلهای جدید نیز بازتولید شود؟ لاله افتخاری به این پرسش پاسخ میدهد.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: سی و هفت سال از ارتحال امام خمینی(ره) میگذرد؛ اما هنوز بسیاری از چهرههای اثرگذار جمهوری اسلامی، از فرماندهان میدان گرفته تا دانشمندان، مدیران و نیروهای جبهه مقاومت، خود را شاگردان مکتب او میدانند. این شاید یکی از مهمترین تفاوتهای امام با بسیاری از رهبران سیاسی قرن اخیر باشد؛ رهبرانی که با رفتنشان، شعارهایشان نیز به تاریخ پیوست. امام خمینی(ره) اما تنها یک گفتمان سیاسی علیه آمریکا و اسرائیل بنا نکرد؛ او نوعی فهم و معرفت نسبت به ماهیت استکبار و صهیونیسم ایجاد کرد که توانست در طول دههها بازتولید شود، نیرو بسازد، فرمانده تربیت کند، دانشمند پرورش دهد و حتی نسلهایی را که هرگز امام را ندیدهاند به ادامه این مسیر متقاعد کند.
به مناسبت سی و هفتمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، با دکتر لاله افتخاری، استاد دانشگاه و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی، درباره راز ماندگاری مکتب امام و چگونگی تربیت نسلی که مبارزه با آمریکا و اسرائیل را از سطح شعار به عرصه عمل رساند، گفتوگو کردهایم.
فارس: در تاریخ معاصر رهبران زیادی علیه قدرتهای بزرگ شعار دادهاند، اما معمولاً با رفتن آن رهبران، آن شعارها هم بهتدریج کمرنگ شده است. بااینحال، گفتمان ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی امام خمینی(ره) بعد از چهار دهه نهتنها از بین نرفته بلکه انسان تربیتکرده و جریان ساخته است. راز این ماندگاری را در چه میدانید؟افتخاری: تفاوت حضرت امام(ره) با بسیاری از رهبران سیاسی دنیا در همین نکته است. معمولاً حرکتهای سیاسی برآمده از تحلیلها، تجربیات و برداشتهای بشری هستند. طبیعتاً وقتی شرایط عوض میشود یا نسلها تغییر میکنند، آن اندیشهها هم کمرنگ میشوند. اما حرکت امام خمینی(ره) از چنین جنسی نبود.مبنای حرکت امام، وحی الهی بود. قرآن کریم از «شجره طیبه» سخن میگوید؛ درختی که ریشههایش ثابت و استوار است و همواره میوه میدهد. مکتب امام هم چنین ویژگیای دارد. چون ریشه در وحی دارد، وابسته به یکزمان و مکان خاص نیست.از طرف دیگر، آموزههای وحیانی با فطرت انسان هماهنگ هستند. همان خدایی که فطرت را در وجود انسان قرار داده، پیامبران را نیز فرستاده است تا غبار را از روی این فطرت کنار بزنند؛ بنابراین وقتی انسانهای پاکفطرت با چنین پیامی مواجه میشوند، به سمت آن جذب میشوند؛ حتی اگر مسلمان نباشند.به همین دلیل میبینیم که این گفتمان محدود به یک نسل نمانده و هر جا زمینه فراهم شده، دوباره خود را بازتولید کرده است.
فارس: شاید مهمترین ویژگی امام این باشد که فقط شعار مبارزه با آمریکا و اسرائیل نداد. امروز بعد از چهار دهه میبینیم انسانهایی تربیت شدهاند که زندگی، تخصص، علم و حتی جان خود را در این مسیر گذاشتهاند. از فرماندهان مقاومت تا دانشمندان و نیروهای پشتیبان جبهه مقاومت. این اتفاق چگونه رخ داد؟افتخاری: به نظر من امام خمینی(ره) صرفاً یک شعار سیاسی مطرح نکردند، بلکه یک معرفت ایجاد کردند. ایشان فهمی عمیق نسبت به ماهیت استکبار و صهیونیسم را در جامعه شکل دادند.فرق است بین اینکه کسی صرفاً بگوید «با آمریکا مخالفم» و اینکه به یک درک عمیق از ماهیت نظام سلطه برسد. امام این شناخت را ایجاد کردند. به همین دلیل هم نتیجه آن فقط تولید شعار نبود؛ بلکه انسانسازی بود.وقتی به چهار دهه گذشته نگاه میکنیم، میبینیم این مکتب توانسته فرمانده تربیت کند، شهید تربیت کند، دانشمند تربیت کند، جبهه مقاومت ایجاد کند و برای آن عقبه فکری و اجتماعی بسازد.اگر حرف امام صرفاً یک شعار سیاسی بود، طبیعتاً بعد از مدتی فراموش میشد. اما چون تبدیل به یک باور و معرفت شد، شاگردانی تربیت شدند که کنار این شعار ایستادند و برای آن هزینه دادند.برخی در میدان جنگ حاضر شدند، برخی در عرصه علم و فناوری، برخی در جهاد فرهنگی و برخی در حوزه مدیریت و خدمت. این نشان میدهد امام یک مکتب تربیتی ایجاد کردند، نه یک جریان صرفاً سیاسی.
فارس: به نظر شما مهمترین میراث امام برای کشور ایران چه بود؟افتخاری: بزرگترین میراث امام انسانسازی بود. ایشان انسانهایی تربیت کردند که باور داشتند مقابله با ظلم و استکبار یک وظیفه الهی است. وقتی یک باور به سطح اعتقاد برسد، دیگر محدود به یک دوره زمانی نیست.امروز بسیاری از جوانان، امام را ندیدهاند اما همچنان خود را ادامهدهنده راه ایشان میدانند. دلیلش این است که امام یک جریان فکری و تربیتی ایجاد کرد.همان گونه که در صدر اسلام سلمان فارسی به یک الگو تبدیل شد، در دوران معاصر نیز افراد زیادی تحتتأثیر مکتب امام به چنین جایگاهی رسیدند. این افراد فرزندان معنوی امام هستند.
فارس: برخی معتقدند دشمنی امام با آمریکا ناشی از شرایط سیاسی آن دوره بود. آیا این تحلیل را درست میدانید؟افتخاری: خیر. نگاه امام یک نگاه ریشهای بود، نه مقطعی. امام با مردم آمریکا دشمنی نداشتند؛ همانطور که امروز هم جمهوری اسلامی با ملتها مشکلی ندارد. مسئله، نظام سلطه است.در نگاه قرآنی، استکبار و ظلم ویژگیهایی دارند. امام این ویژگیها را برای مردم تبیین کردند و سپس مصادیق زمانه را نیز نشان دادند.همان گونه که قرآن در دورهای فرعون را بهعنوان نماد استکبار معرفی میکند، در دوران معاصر نیز مصادیق مشخصی برای این رفتارها وجود دارد.بنابراین مخالفت با آمریکا در اندیشه امام به معنای مخالفت با یک ملت نبود؛ بلکه مخالفت با ساختاری بود که بر پایه سلطه، زورگویی، تجاوز و تضییع حقوق ملتها عمل میکند.
فارس: چه تفاوتی میان «شعار مرگ بر آمریکا» و «زیست ضدسلطه» وجود دارد؟ امام چگونه تلاش کرد این فاصله را پر کند؟افتخاری: امام مفاهیم را وارد زندگی مردم کردند. ایشان فقط نگفتند که ظلم بد است یا استکبار بد است؛ بلکه مصادیق آن را معرفی کردند و راه مقابله با آن را نیز نشان دادند.به همین دلیل شاگردان امام صرفاً سخنران و نظریهپرداز نشدند. ما فرمانده میدان دیدیم، دانشمند هستهای دیدیم، مدافع حرم دیدیم، فعال فرهنگی دیدیم و مدیر جهادی دیدیم.اینها همه محصول همان تربیت هستند. اگر مبارزه با استکبار صرفاً یک شعار بود، هیچوقت نمیتوانست چنین انسانهایی تربیت کند که حاضر باشند برای آرمان خود از جان، علم، آسایش و زندگیشان بگذرند.
فارس: چرا نسلهایی که حتی دوران امام را درک نکردهاند، همچنان خود را ادامهدهنده این مسیر میدانند؟افتخاری: چون این مسیر بر فطرت انسانی استوار است. فطرت انسان عدالتخواه است. از ظلم بیزار است. کرامت انسانی را دوست دارد. وقتی پیامی با این فطرت هماهنگ باشد، محدود به یک نسل نمیشود.امام مبارزه را از سطح یک رقابت سیاسی فراتر بردند و آن را به یک مسئولیت اعتقادی و اخلاقی تبدیل کردند.به همین دلیل این گفتمان در نسلهای بعدی هم بازتولید شده و همچنان ادامه پیدا کرده است.
فارس: اگر بخواهید فقط یک ویژگی از امام را نام ببرید که توانست از دل آن انسانهایی برای دههها مبارزه و مقاومت تربیت شوند، آن ویژگی چیست؟افتخاری: به نظر من مهمترین ویژگی امام، الهی بودن ایشان بود. وقتی انسان الهی فکر میکند، همه ابعاد وجودش در مسیر درست قرار میگیرد؛ شجاعتش، عدالتخواهیاش، صداقتش، مهربانیاش و حتی نوع مواجههاش با دشمن.امام خمینی(ره) به وعدههای الهی باور داشتند و همین باور را به جامعه منتقل کردند. راز ماندگاری مکتب امام نیز همین است؛ اینکه نسلی را تربیت کرد که مبارزه با ظلم را نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه یک مسئولیت الهی میدانست. به همین دلیل، سی و هفت سال پس از رحلت ایشان، هنوز میتوان ردپای شاگردان مکتب امام را در میدانهای مختلف دید؛ از عرصه مدیریت کشور گرفته تا جبهه مقاومت، از دانشگاهها تا مراکز علمی و فناوری.این همان میراثی است که با رفتن یک رهبر از بین نمیرود؛ زیرا در وجود انسانها نهادینه شده است.پایان پیام/#امام_خمینی#خرداد#رهبر_شهید #فرمانده#مکتب 22:54 - 3 ژوئن 2026