درسهای شهید مطهری برای مذاکرهکنندگان امروز
در پیچوخم مذاکرات امروز، سؤالی مهم ذهن بسیاری را درگیر کرده است: چگونه میتوان هم از حقوق ملت دفاع کرد، هم به توافقی پایدار رسید؟ پاسخ این سؤال در اندیشههای شهید مطهری نهفته است.
گروه فرهنگ_حماسه و مقاومت: سال ۶۵ بود. در جبهه با مرتضی پالیزوانی آشنا شد. مرتضی عاشق شهید مطهری بود. یکبار همه را جمع کرد و گفت: الان ۷ سال از انقلاب گذشته چند تا کتاب از شهید مطهری خواندهاید؟ شاید بیشترین کتابی که افراد خوانده بودند چهارکتاب بود. بعد مرتضی شروع کرد راجع به ویژگیهای شهید مطهری صحبت کرد. حرفهایش آنقدر زیبا و جذاب بود که چند رزمنده مرخصی گرفتند و برای به ویژگیهای شهید مطهری به شهر دزفول رفتند.
به مناسبت سالگرد شهادت مرتضی مطهری به سراغ سید محمد صالح هاشمی گلپایگانی، یکی از بنیانگذاران مؤسسه بینش مطهر رفتیم تا بیشتر با سازوکار مؤسسه آشنا شویم.
صحبتهایش را با خاطرهای از شهید مرتضی پالیزوانی شروع میکند. شهیدی که نامش چنان با شهید مطهری گرهخورده که حتی در همان روز شهید میشود. ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۵.
شاگردی که در روز شهادت استاد، شهید شد
هاشمی از روز شهادت مرتضی میگوید: «نزدیک عملیات فکه شد. شب شهادت شهید مطهری بود. سوار اتوبوس شدیم تا نزدیک منطقه عملیات برویم. پالیزوانی گشت و نوار یکی از سخنرانیهای شهید مطهری را گذاشت. بعد بلند شد و گفت: کسی خودکار داره؟ من یک خودکار با خودم برده بودم و به او دادم. چیزهایی نوشت شبیه وصیتنامه. خودکار را برگرداند و کاغذ را در جیبش گذاشت. وارد منطقه شدیم. مرتضی با اصابت خمپارهای شهید شد. وقتی به عقب برگشتیم، برگه را از جیبش برداشتیم. نوشته بود: در این آخرین لحظات که میرویم تا حماسه دیگر بیافرینیم من با آگاهی کامل اعلام میکنم، من رفتم و شهید شدم خونم در رگ فرزندانم جاریست… مطهری مطهری را دریابید. اگر مطهری به فراموشی سپرده شود از انقلاب جز یادی و نامی یا خاطرهای باقی نخواهد ماند.»
آیا همین اتفاق انگیزه تاسیس موسسه بینش مطهر بود؟هاشمی جواب میدهد: «علاوه بر آن، صحبتهای امام هم انگیزه راه اندازی موسسه بینش مطهر بود.جنگ که تمام شد، برای تحصیل به دانشگاه امام صادق (ع) رفتم. امام در پیامی فرموده بودند: «چهارچوبهای اسلام ناب را مشخص کنید.» ما در صدد شدیم تا ببینیم منظور امام از اسلام ناب چیست؟ وقتی به دنبال اسلام ناب گشتیم، دیدیم که یکی از راههای موثر شناخت اسلام ناب، شناخت شاگردان آن اسلام است. یعنی دست پروردههای چنین تفکری چه کسانی هستند. از امام هم شنیده بودیم که در مورد آثار شهید فرمودند: «آثاری که از او هست، بیاستثنا، همه آثارش خوب است. و من کسی، دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بیاستثنا آثارش خوب است.» لذا ورود پیدا کردیم به آثار شهید مطهری. ومتوجه شدیم دریایی از معارف و بصیرت و عظمت فکری و روحی است. بعد از مدتی که روی آثار ایشان کار کردیم، یک نظام فکری و چینش جدیدی از اندیشههای ایشان طراحی کردیم، تحت عنوان طرح مطالعاتی سیر آسان به مشکل، با رویکرد موضوعی که از چه نقطهای ما شروع میکنیم و به کجا برسیم. کل آثار ایشان را در ۴۰ کتاب، ۱۱ مرحله و ۴ سطح طراحی کردیم. خون شهید پالیزوانی وفرمایش امام ما را مصمم کرد تا موسسه بینش مطهر را راه بیندازیم. که حالا بیش از سه دهه از آغاز به کارمان گذشته است. کسانی که در دورههای موسسه ثبت نام میکنند، از کتاب اول شروع به مطالعه کرده و مهمتر از آن در مباحثه شرکت میکنند. تا به حال، صدها هزار نفر از استانهای مختلف کشور وارد این اندیشه شده اند. از سال ۷۴ بود که خدمت آقا رسیدیم و فرمودند: یک توصیه میکنم. کار را جدی بگیرید. این کار آینده خوبی خواهد داشت. »
از هاشمی میپرسیم، شما چطور توانستید اندیشههای شهید مطهری را به روز کنید و به جوانان یاد بدهید؟ هاشمی به صحبتهای شهید مطهری استناد میکند و میگوید: «شهیدمطهری همیشه میگفت چطور قرآن ۱۴۰۰ سال پیش هنوز به روز است و جواب سوالهای امروز ما را همین قرآن میدهد. پس ما باید قرآن و ثابتات را اصل قرار دهیم و متغیرات زمان را تغییر دهیم. اگر فقط کسی به گذر زمان بخواهد تکیه کند، می شود بازیگر. باید هرچه پیش آمد، مزاج مردم را ببیند و طبق مزاج مردم جواب دهد. اگر هم کسی فقط به گذشته اکتفا کند، قابل انعطاف نیست. رمز اینکه اصلاح ماندگار می شود این است که در عین وجود ثابتها، متغیرات را هم مورد توجه قرار دهد. آثار شهید مطهری اینچنین بود. مثلا خیلی سادهاش این است که میگوید: شمر آن روز مُرد. شمر امروز را بشناس. روش ایشان این بود که به مسائل روز بپردازد.
از هاشمی سوال میکنیم اگر شهید مطهری امروز زنده بود نظرش در مورد مذاکره چه بود؟ هاشمی طبق اندیشه شهید میگوید: « نظریه شهید مطهری سه جا در مورد مذاکره صحبت کرده است. یکی مذاکره پیغمبر با کفار در صلح حدیبیه که منجر به صدور یک قرارداد شدند. آنجا این آیه نازل شده «انا فتحنا لک فتحا مبینا» چون مذاکره منجر به فتح و پیروزی و باعث آگاهی مردم شد.
دو مذاکره ایجاد شد. یکی مذاکره در رابطه با حکمیت امیرالمومنین بود که حضرت میفرمایند: الان وقت مذاکره نیست. چیزی نمانده تا بساط معاویه جمع شود. متعصبین که تحت تاثیر منافقین بودند، گفتند: نه. اینجا شهید مطهری میگوید: دو عامل همیشه جامعه را زمین میزند. ۱- نفاق خواص ۲- جهل عوام. اگر نفاق خواص بر گرده جهالت جامعه سوار شود، حتماً فتنه ایجاد میکند. غدیر در غدیر میماند و جامعه اسلامی را زمین گیر میکند. همین هم شد. این عمروعاص گونهها معاویه ها، بر جهالت مردم سوار شدند و حضرت علی (ع) را زمین گیر کردند. لذا مذاکره اجباری را تحمیل کردند و حکمیت اتفاق افتاد. مذاکره دیگر که اتفاق افتاد، مذاکره امام حسن (ع) بود که منجر شد به صلح امام حسن (ع). اکثریت جامعه گفتند آقا خسته شدیم و این اتفاق افتاد. حرف شهید مطهری این است که اصل مذاکره منفی نیست. مذاکرهای که پشتوانه قدرت و آگاهی نباشد، این مذاکره رو به شکست جامعه است.
بعد از شنیدن نظر شهید مطهری در مورد مذاکره، میخواهیم بدانیم نظر شهید در مورد حل مسائل اقتصادی جامعه چیست؟هاشمی جواب میدهد: «مطهری بعد از انقلاب، جلساتی در خانه تشکیل داد. اقتصاددانهای آن زمان را جمع میکرد. تصور کنید در آن شلوغیهای انقلاب و اینها میآمدند مبانی اقتصاد را مطرح میکردند و در موردش بحث میکردند. نظر شهید مطهری این بود که ما در آینده سؤال اقتصادی داریم و باید بتوانیم جواب بدهیم. ما با چه زحمتی نوار ایشان را پیدا کردیم و پیاده کردیم. حدود ۴۰۰ صفحه مباحث اقتصادی داشتند. نکته دومی که شهید مطهری مطرح میکند، بحث تعارض فرهنگ اقتصادی غرب با اسلام است. ایشان استناد میکند به روایت پیامبر که میفرمایند: من از فقر مردم ترس ندارم، از سوء تدبیر و بیعدالتی ترس دارم. اینها همان مبانی اصلی عدالت اقتصادی است.
از هاشمی میپرسیم شما اگر الان مسئول بودید، چه پیشنهادی داشتید برای اینکه با الهام از اندیشههای شهید، نظام اقتصادی عادلانهتری داشته باشیم؟ من نظریات مختلفی دارم اما یکی از آنها این است که روسیه تحریمهایش از ایران بیشتر است اما چرا ارزش پول روسیه خیلی سقوط نکرده؟ دلیل عمدهاش این است که تمام اقتصاد روسیه بر مبنای دلار چیده نشده است ولی ما بهعنوان کشور مسلمان ایرانی وقتی میخواهیم مثلاً به کشور همسایهمان که عراق سفر کنیم باید دلار تهیه کنیم. ما نمیتوانیم با چنین تسلط و حاکمیت دلار، استقلال اقتصادی داشته باشیم. پول و سرمایهای که در کشور ما هست نسبت به جاهای دیگر کم نیست، توزیع اقتصادی ما مشکل دارد. الان یک نفر آنقدر پولدار است که یک سنگ قبر برای سگش گرفته است که چند صد میلیون قیمت دارد. الان سؤال این است که اگر پول بیشتر در این مملکت که توزیع شود، پولدارها پولدارتر میشوند و فقرا فقیرتر. در کشور ما عدالت اقتصادی و فرهنگ اقتصادیمان بسیار بدتر از وضع اقتصادیمان است. الان کسانی که فقیرتر هستند، فشارهای اقتصادی بیشتر روی گرده آنهاست و بیشتر پایکار انقلاب هستند و طرفدار انقلاب. کسانی که وضعشان بهمراتب بهتر شد، اینها طلبکارتر و ناراضیترند. اینها فرهنگ اقتصادی است. این اتفاق درست نمیشود مگر اینکه پایههای فکری جامعه درست شود.
با توجه به چالشهایی که در دنیای امروز برای جوانان پیش آمده است، سوالمان از هاشمی این است که این چالشها را چطور میشودبا اندیشههای شهید مطهری و به زبان خود جوانها حل کرد؟ هاشمی در پاسخ سؤالمان میگوید: «ما کتابهایی برای کودکان و کتابهایی برای بزرگسالان تهیه کردیم. یعنی پدر مادری که میخواهند یک داستان برای بچهشان تعریف کنند، باید کتاب بزرگسالان را خوانده باشند. مثلاً کتاب آزادی انسان را بخواند و بعد یک داستان راجع به آزادی برای بچهاش بگوید. یعنی تربیت برای کودک نوجوان از خانواده و معلمش باید شروع شود. نمیشود معلم در وادی دیگر باشد، خانواده در فکر دیگری و کودکان را بخواهیم جدای از خانواده تربیت کنیم. آیا معلمین ما که ۳۰ سال بالای سر فکر و ذهن بچههای کشورمان هستند، نباید سالی یک کتاب از شهید مطهری را خوانده باشند؟ برنامه ما این است که زبان کودک و نوجوان، جاذبه و محتوا برایش درست کنیم اما با کلام زبان معلم به بچهها انتقال داده شود. ما برای هر کتابمان یک درسنامه داریم. شبهات و سؤالهای جوانها را که جمعآوری کردیم و اینها را در درسنامه پاسخ دادیم که چطور با آنها مواجه شویم.
با توجه به صحبتهای هاشمی، برایمان سوال پیش میآید که با این آموزشها آیا تا به حال بازخوردی از نوجوانان و جوانان گرفتهاند یا نه؟ هاشمی جواب سوالم را با توصیف تحول جوان اهوازی که به او مراجعه کرده بود، میگوید:یکی از جوانان اهوازی که به پوچی رسیده بود و میخواست خودکشی کند. از آشنایی، راجع به مؤسسه شنیده بود. بلیت گرفت و به تهران آمد. بعد از اینکه با آثار شهید آشنا شد، علاوه بر اینکه به زندگی برگشت، خودش یکی از مدرسین آثار شهید شد. این اندیشه تضمین شده امام و ولیفقیه است. کسانی که با این اندیشه آشنا میشوند خودشان میشوند، پاسخگوی سؤال دیگران. ما یک بحث داریم، خود عالی و خود دانی. جنبه مشترک انسان با حیوانات خود دانی است و جنبههای روحی و متعالی خود عالی است. وقتی انسان خود دانیاش را در اختیار خود عالی قرار دهد به رهایی و حرکت در خود عالی میرسد. در همین مسئله زن، زندگی، آزادی اگر کتاب انسان آزاد را کسی خوانده باشد میفهمد که این زن، زندگی، آزادی یعنی چه و چطور باید آزادی را محقق کنیم.پایان خبر/#آزادی#شهید_مطهری#مذاکرات#پالیزوانی#معلم 22:23 - 11 اردیبهشت 1404