جواب محکم به فرمول «حیازدایی»
«حیا» که روزگاری نمادی از هویت فرهنگی و اجتماعی بود، امروز در جامعهای مدرن و پرسرعت در حال محو شدن است. تحولات اجتماعی و فردی، همچنان بر کاهش این ارزش تأثیر میگذارند و پرسشهایی جدی درباره آینده آن مطرح است.
گروه زندگی: «خجالت نکش، راحت باش!»؛ جملهای که حالا دیگر نه فقط یک جمله ساده، بلکه شعار نانوشتهی بخش قابل توجهی از محتوای فضای مجازی شده است. سالهاست که از زبان رهبر انقلاب درباره «جنگ نرم» هشدار داده میشود، اما حالا بسیاری معتقدند ما در میانهی این جنگ نه تنها پدافند مؤثری نداریم، بلکه در بسیاری موارد، سنگرهای خودی هم سقوط کردهاند. کلیپهای پربازدید اینستاگرامی که سبک زندگی پر زرق و برق و بیقاعده را ترویج میدهند، اغلب با الگویی از بیحیایی عجیناند که نه تنها عرف را دور میزنند، بلکه مفاهیم دینی را نیز زیر سؤال میبرند. در شرایطی که بنا بر سخن امام علی (ع)، «حیا وسیله رسیدن به هر نیکی است»، حالا همین واژه در ذهن بسیاری از نسل جدید، معنایی کاملاً متفاوت یافته است؛ انگار نه تنها دیگر عیبی نیست، بلکه بهنوعی عقبماندگی تلقی میشود! این تغییر در ادراک و خوانش مفاهیم اخلاقی، امروز به یکی از چالشهای جدی جامعهشناسی و نظام فرهنگی کشور تبدیل شده است. در همین راستا با دکتر فاطمه محمدی عضو هیئت علمی دانشگاه،جامعهشناس و سیاستپژوه حوزه زنان و خانواده درباره چرایی این تغییر بنیادین و پیامدهای خطرناک آن گفتوگو کردیم. گفتوگویی که با صراحت، عمق بحران را به تصویر میکشد.
با گسست مفهومی روبهرو هستیم، نه صرفاً یک ناهنجاری رفتاری
*شما بهعنوان جامعهشناس، وضعیت کنونی حیا در جامعه را چگونه تحلیل میکنید؟ـ ما اکنون با جامعهای متکثر مواجهیم؛ جامعهای که برداشت آن از مفاهیم اخلاقی مثل حیا، اساساً متفاوت با نگاه رسمی و حاکمیتی است. مسأله فقط این نیست که نسل جدید رعایت نمیکند، بلکه اصلاً مفهوم حیا را طور دیگری میفهمد. به همین دلیل، من معتقدم ما دچار یک «از جا کندگی مفهومی» در نظام فرهنگی دینی کشور شدهایم. این پدیده هم تازه نیست؛ حداقل ۱۰سال است که در جریان است، اما ما آن را ندیدیم و کاری نکردیم.
وقتی رسانهها مفاهیم دینی را از معنا تهی میکنند
*این دگرگونی در خوانش مفاهیم از کجا آغاز شد؟ نقش رسانهها در این روند چیست؟ ـ رسانه، بهویژه رسانههای اجتماعی، در این روند نقش تعیینکنندهای داشتهاند. ما با پدیدهای به نام پراگماتیسم رسانهای در بیحیایی مواجهیم؛ یعنی مفاهیم جدیدی از دینداری، اخلاق و حتی حقالناس در ذهن نسل جدید شکل گرفته که هیچ نسبتی با مفاهیم اصیل دینی ندارد. دانشجویانی دارم که حتی پوشش سر ندارند، اما معتقدند دیندارند چون دزدی نمیکنند یا به کسی ظلم نمیکنند!
«حیازدایی» پروژهای هدفمند بود
*آیا میتوان گفت حیا زدایی در جامعه یک اتفاق برنامهریزی شده بوده است؟ـ قطعاً. این اتفاق در نتیجه یک پروژهی هدفمند است. بارها هشدار داده شد که ما درگیر جنگ نرم هستیم، اما متولیان فرهنگیمان خواب بودند. حالا نتیجه را در خیابانها، در اینستاگرام و حتی در مدارس و دانشگاهها میبینیم. کلیپهایی که بیحیایی را عادی میکنند، هر روز میلیاردها تومان سود تولید میکنند و هیچ نهادی جلوشان را نمیگیرد. اینها مصداق کامل حیا زداییاند.
از بیحیایی تا بیقیدی مطلق، فقط یک گام فاصله است
*این روند حیا زدایی چه تأثیری بر سایر حوزههای اخلاقی و اجتماعی دارد؟ـ وقتی فردی دیگر از هیچ چیزی خجالت نکشد، وقتی هر کاری بکند و تشویق شود، مرحله بعدی آن بیقیدی و بیتعهدی خواهد بود. این همان زنجیره سقوط اخلاقی است: اول حیا میرود، بعد عفاف، بعد حجاب و در نهایت همه مرزها فرو میریزند. وقتی برای جذب لایک، همه چیز مجاز شود، دیگر کسی به قاعده و چارچوب فکر نمیکند.
متولیان امر هنوز احساس خطر نکردهاند
*مسئولیت اصلی مقابله با این وضعیت بر عهده کیست؟ ـ دستگاههای متولی فرهنگی. اما متأسفانه هنوز هیچ حسی از خطر ندارند. اگر داشتند، وضعیت امروز جشنواره فیلم فجر، کنسرتها، و فستیوالهای لباس این نبود. الان حتی در ادارات دولتی هم قانون عفاف و حجاب رعایت نمیشود. استاد دانشگاه، کارمند وزارتخانه، پزشک و... همه مشمولند، ولی نظارتی نیست. وقتی خود مسئولان رعایت نمیکنند، توقعی از مردم نیست.
نسل جدید خود را مبارز مدنی میبیند، نه متخلف فرهنگی
*نگاه جوانان به این تغییرات چیست؟ آیا آنها از عواقب کارشان آگاهند؟ـ نه تنها آگاه نیستند، بلکه خود را قهرمان میدانند! رسانههای غربی ساختاری ایجاد کردهاند که نسل جدید خود را مبارز مدنی میبیند. آنها فکر میکنند دارند حقشان را میگیرند. درحالیکه ما حتی نتوانستیم در ساختار اداری خودمان این مفاهیم را حفظ کنیم.*این مشکل بیشتر در طبقه خاصی از جامعه دیده میشود؟ ـ خیر، این پدیده طبقاتی نیست. در هر سطحی، اگر کنترل درونی و آموزش درست نباشد، خانواده میتواند تحت تاثیر قرار بگیرد. گاهی اوقات در خانوادههای مذهبی هم با بحران مواجه هستند، عقاید رفتار و حتی پوشش فرزندانشون شبیه خودشون نیست. وقتی روح حیا در سبک زندگی ما نیست، ظاهر هم کارکردش را از دست میدهد.
از کجا شروع کنیم؟ راه برونرفت از بحران چیست؟
* با این حجم از بحران، راهحل چیست؟ از کجا باید شروع کرد؟ـ اول از همه، باید بپذیریم که بحران داریم. مادامی که رسانه رسمی ما یا مسئولان ما بگویند «همهچیز خوب است»، هیچ حرکتی رخ نمیدهد. دوم، باید حیا را از تعریف شعاری نجات دهیم و آن را وارد سبک زندگی کنیم. یعنی از خوراک رسانهای فرزندان تا ارتباطات روزمرهمان، بازنگری کنیم. سوم، مجریان قانون و متولیان امر را از خواب بیدار کنیم.*منظورتان از بازتعریف حیا در سبک زندگی چیست؟ ـ یعنی اینکه حیا فقط پوشش نیست. حیا در گفتار است، در رفتار است، حتی در لحن صحبت کردن . ما باید این معنا را به فرزندانمان آموزش دهیم. با بچهها درباره حیا گفتگو کنیم، نه اینکه فقط بگوییم «این کار را نکن چون گناه دارد». باید بفهمند چرا این خط قرمز مهم است، چه چیزی را از آنها حفظ میکند. تا معنا را نفهمند، پذیرش درونی اتفاق نمیافتد.
جنگ رسانهای را با چه باید پاسخ داد؟
* با توجه به حجم بالای تولیدات رسانهای ضددینی، آیا اصلاً امکان مقابله داریم؟ـ قطعاً داریم، ولی نه با روشهای ۲۰ سال پیش. ما باید محتواهای جذاب، حرفهای، مخاطبپسند خانواده محور تولید کنیم. دیگر زمان سخنرانی یکطرفه نیست نیاز به روایت داریم. نیاز به شخصیتهای جذاب داریم. حیای رسانهای یعنی بتوانیم قصههایی از عفت و حیا تعریف کنیم که به دل بنشیند.* یعنی شما معتقدید حیا نیاز به چهره و برند دارد؟ ـ همانطور که بیحیایی چهره دارد ما هم باید چهرههای باحیا، جذاب، مؤثر و موفق را بهعنوان نماد معرفی کنیم. دختر محجبهای که در المپیاد علمی برنده شده، مادر خانوادهای که کسبوکار خانگی موفق دارد، مردی که مراقب خانه و خانواده است… اینها الگوهای حقیقی ما هستند. باید آنها را برجسته کنیم، روایت کنیم، و بگذاریم نسل جدید احساس افتخار کند به انتخابشان.
حیای گمشده، جامعه بیپناه
آری! حقیقتی تلخ اما انکارناپذیر پیش روی ماست: «حیا» نهفقط یک فضیلت فراموششده، بلکه یک سیستم امنیت روانی است اگر خانوادهها نسبت به مرزهای عفت در خانه بیتفاوت شدهاند، اگر مدارس در برابر بیادبی و بیپروایی منفعلاند، باید اعتراف کنیم که ما در میانه یک فروپاشی هویتی فرهنگی خاموش هستیم.این فروپاشی نه ناگهانی بوده و نه بدون پیشزمینه. سالهاست که فرهنگ بیحیایی قدمبهقدم پیش آمده، از مدل لباس تا نوع شوخیها، از محتوای شبکههای اجتماعی تا دیالوگهای سریالها و اکنون حتی در گفتوگوی روزمره فرزندان ما جا خوش کرده. «حیا» فقط یک مسئله فردی نیست؛ فقدانش، یک مسئله اجتماعی است با تبعات گسترده: از فروپاشی خانواده تا بحران هویت نوجوانان و از بیاعتمادی عمومی تا افسردگی جمعی.پایان پیام/
11:44 - 5 اردیبهشت 1404