علامه مجلسی؛ نگهبان هویت شیعی در عصر زَرق و برق صفوی

در روزگاری که معماری، کاشی‌کاری و هنر صفوی چشم‌ها را می‌ربود، علامه مجلسی از رویش های تمدن اسلامی و ثمرات تفکر شیعه و جهاد علمی امام صادق(ع) است که در سنگر اندیشه، پاسدار اصالت تشیع بود و اجازه نداد تا هویت شیعه در هیاهوی تجملات صفوی، گم شود.
خبرگزاری فارس_ اصفهان؛ اصفهان در عصر صفوی، تنها پایتخت سیاسی نبود، پایتخت اندیشه و فقاهت نیز بود، حوزه‌ علمیه‌ این شهر، وارث مدرسه‌ حدیثی امام صادق(ع) در کوفه و مدینه بود که در حجره‌های چهارباغ، صدای مباحثه‌ علمای بزرگ، پژواک همان ندای «سلونی قبل أن تفقدونی» بود و در این میان، علامه مجلسی نه فقط یک مدرس یا مؤلف، بلکه ستون خیمه‌ این نهاد علمی شد؛ حلقه‌ اتصال سنت حدیثی و نظام فقاهتی شیعه در قرن یازدهم.از صادق آل محمد تا فانوس اصفهاندر تاریخ علم و دین، گاه یک نسل، پژواک نسل پیشین است؛ پژواکی که نه فقط صدا، که روح و معنا را نیز منتقل می‌کند. علامه محمدباقر مجلسی، یکی از پرنورترین پژواک‌های مکتب امام جعفر صادق(ع) بود؛ عالمی که قرن‌ها پس از عصر صادق آل محمد، در سرزمین صفویان، میراث زندهٔ آن مکتب شد، مکتبی که نه فقط بر ستون‌های فقه و حدیث، بلکه بر بنای عقل، اجتماع و فرهنگ بنا شده بود.امام صادق(ع)، با بیش از چهارهزار شاگرد، تمدنی علمی بنیان نهاد که قرن‌ها بعد، مجلسی با بهره‌گیری از همان منابع، آن را در بستر جامعه ایرانی بازخوانی کرد، امام صادق(ع)، آموزگار عقلانیت دینی در عصر تزویر عباسی است و مجلسی، آن آموزه‌ها را در قالب کتاب، مدرسه، منبر و سیاست به زبان مردم رساند؛ از مدینه تا اصفهان، خطی ممتد که فانوس‌های آن هنوز فروزان‌اند.
تکیه‌گاه خلافت صفوی؛ عقلانیت دینی در دستگاه قدرتعلامه مجلسی در جایگاه شیخ‌الاسلام اصفهان، برخلاف بسیاری از علمای منزوی، از درِ تعامل و هدایت با دستگاه صفوی درآمد کوشید تا مشروعیت مذهبی حکومت را در مسیر هدایت مردم به‌کار گیرد از همین رو حضور او در دربار شاه سلیمان و شاه سلطان حسین، نه از سر دل‌بستگی به قدرت، که برای صیانت از دین در عرصه‌ سیاست بود، او تکیه‌گاه فکری حکومتی شد که عَلَم تشیع را برافراشته بود، اما در معرض انحرافات و افراط‌ها نیز قرار داشت.اگرچه علامه مجلسی بیش از هر چیز به‌عنوان محدثی سترگ شناخته می‌شود، اما نبوغ او تنها در گردآوری و نقل روایت نبود او آموزه‌های اهل‌بیت(ع) را به زبان روز ترجمه کرد، از دل حدیث، اخلاق و حکمت بیرون کشید و آن را در دسترس عوام و خواص قرار داد.نگهبان هویت شیعی در عصر زَرق و برق صفویدر روزگاری که معماری، کاشی‌کاری و هنر صفوی چشم‌ها را می‌ربود، علامه مجلسی در سنگر اندیشه، پاسدار اصالت تشیع بود و اجازه نداد تا هویت شیعه در هیاهوی تجملات صفوی، گم شود، بر منابر و در آثارش، پیوسته بر زهد، تقوا، مردم‌داری و توحید تأکید می‌کرد؛ بیانی رسا برای دینی اصیل.
تصویرسازی علامه مجلسی به کمک هوش مصنوعی
مکتب شفاهی، در قامت یک تمدن مکتوبپیش از مجلسی، بخش عمده‌ای از معارف شیعه در سینه‌ها بود؛ سنتی شفاهی از کوفه تا قم اما با دستان این علامه، آنچه در سینه‌ها بود را بر صفحات ماندگار نشست، بحارالأنوار به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار علامه مجلسی، تنها کتاب نیست، سندی است بر گذار تشیع از عصر روایت محوری به عصر تدوین و نظام‌مندی او با نظم‌دهی به علوم حدیث، راه را برای مجتهدان پس از خود هموار کرد.در طلیعه‌ یک عصر قرن یازدهم هجری، همزمان با اقتدار صفویان و طلوع بازسازی هویت شیعی در ایران، کودکی در اصفهان متولد شد که بعدها به یکی از ستون‌های فقه، حدیث و فرهنگ شیعه بدل شد، محمدباقر مجلسی، در سال ۱۰۳۷ قمری دیده به جهان گشود، در خانواده‌ای که ریشه در علم و تقوا داشت، پدرش، ملامحمدتقی مجلسی، از فقهای وارسته و محدثان برجسته‌ روزگار بود که زیر سایهٔ او، محمدباقر نه‌فقط سواد آموخت، که نَفَس علم را تجربه کرد، فضای خانه، حلقه‌ درسی زنده‌ای بود و حدیث، نَقل مجالس خانوادگی، این آغاز راهی بود که به روشنایی هزاران فانوس ختم شد.اصفهان؛ پایتخت دانش و دین در آن روزگار اصفهان نه‌تنها مرکز سیاست، که قلب تپنده‌ تمدن شیعی بود مدرسه‌های علمی در دل میدان امام(ره)، حوزه‌ فعال مدرسه چهارباغ، و مجالس گفت‌وگوی علمی میان فقها و متکلمان، بستری کم‌نظیر را برای شکوفایی استعدادهای فکری فراهم کرده بود.
شاگرد مکتب جعفری؛ وارث سنت مدینهعلامه مجلسی شاگردان بسیاری داشت، اما پیش از آن، خود در محضر بزرگان نشست؛ از جمله شیخ حر عاملی صاحب وسائل‌الشیعه، فیض کاشانی، ملاصدرا شیرازی، و ملا عبدالله شوشتری، این محضرها، او را از مرزهای حدیث عبور داد و به فقه، کلام، تفسیر، اخلاق و حتی عرفان رساند، حدیث را تنها روایت نمی‌دید؛ آن را زیربنای تمدن اسلامی می‌دانست و برایش ابزار سیاست، راهنمای اجتماع، منبع اخلاق، و موتور فقه بود و همین نگاه جامع او به حدیث، به بازنویسی و بازفهمی متون دینی در خدمت جامعه انجامید.کتاب‌هایی که جامعه ساختندبحارالانوار؛ دریایی از نور و معرفت و فراتر از یک کتاب حدیث است؛ آن دایرة‌المعارفی سترگ که بیش از ۱۱۰ جلد (در نسخه‌های جدید) گنجینه‌ای از حدیث، تاریخ، تفسیر و شرح روایات است که تا امروز، مرجع عالمان، طلاب، و محققان باقی‌مانده است و او این اثر را نه فقط برای خواص بلکه برای بنیان‌گذاری فرهنگ دینی نوین در دوران خودنوشت.
در کنار بحار، آثار دیگرش چون حق‌الیقین در عقاید، عین‌الحیاة در اخلاق و سیاست، و حلیةالمتقین در سبک زندگی، نشان از دغدغه‌ عمیق او برای ساختن جامعه‌ای دینی داشت، کتاب‌های او به زبان فارسی نیز نوشته شده است تا فهم آن برای عموم مردم میسر باشد، علامه با نوشتن به زبان مردم، مرز میان حوزه و جامعه را شکست و به‌جای آن‌که دین را تنها در دست علما بگذارد، آن را به کوچه و بازار برد، کتاب‌هایش در خانه‌ها خوانده می‌شد و مجالس خانوادگی را از متن و معنا آکند.چهارباغ؛ درختی با ریشه در مدینهاو همچنین واسطه‌ای میان مردم و حکومت بود و ضمن حفظ شأن علمی، نفوذ اجتماعی‌اش را به نفع احیای شعائر دینی و تثبیت مکتب جعفری به کار گرفت از همین رو تلاش او برای رسمی‌سازی عزاداری عاشورا، گسترش وقف‌های مذهبی و ساماندهی نهادهای دینی از نشانه‌های نگاه راهبردی او بود، مسجد جامع اصفهان، خانه‌ فقاهت علامه مجلسی، محور جلسات تفسیر و فقه و خانه‌اش، پناهگاه فقرا و محفل گفت‌وگو بود و سادگی زندگی‌اش، ایمان مردم به صداقت او را دوچندان می‌کرد.در مدرسه‌ چهارباغ که بعدها به حوزه‌ علمیه‌ امام صادق(ع) شهرت یافت، علامه مجلسی نه‌تنها تدریس می‌کرد، بلکه مسیر علمی طلاب را با نگاه تمدنی جهت می‌داد، این مدرسه به واسطه‌ او و شاگردانش، پلی شد میان فقه نجف و فرهنگ ایران کهن.شاگردانی که تاریخ ساختنداز میان شاگردان فراوان او، سید نعمت‌الله جزایری، ملا محمدصادق نراقی و شیخ محمد فاضل هندی را می‌توان نام برد؛ کسانی که هر یک بعدها چراغی برای علم و مکتب شدند، آنان سنت مجلسی را به شهرهای دیگر و حتی خارج از ایران بردند.
فرزند مدینه، مقیم اصفهانشیوه‌ تلفیق حدیث با اجتماع، فقه با فرهنگ، و دین با زندگی، الگوی بی‌مانند است و او نه در میان طلاب، که در میان شاعران، هنرمندان، و مردم نیز جا باز کرده از طرف دیگر نوآوری در سنت علامه مجلسی اگرچه پایبند سنت بود، اما آن را با زبان روز بازآفرینی کرد. از تألیف آثار به زبان فارسی تا ساده‌سازی مفاهیم فقهی برای عموم، او راهی را آغاز کرد که امروزه در گفتمان نواندیشی دینی نیز محل توجه است.علامه محمدباقر مجلسی، فراتر از یک‌عالم، تجلی مکتب جعفری در سرزمین صفوی بود، او فرزند مدینه‌ علم پیامبر(ص) و شاگرد امام صادق(ع) بود و در اصفهان، شهر هزار مناره، فانوسی شد که هنوز در شب‌های بی‌ستاره می‌درخشد.وارث صادق، معلم عصر صفویعلامه مجلسی را نمی‌توان تنها یک محدث یا فقیه دانست؛ او میراث‌دار اندیشه‌ای بود که از دل حوزه‌ مدینه، به دست امام صادق علیه‌السلام شکل گرفت، همان مکتبی که علم را با زندگی آمیخت، دین را در دل جامعه جاری ساخت و راه‌های نجات را از دل روایت‌ها بیرون کشید، اگر مجلسی چهره‌ای بزرگ در تاریخ شیعه است، عظمت او نه از مقام رسمی، بلکه از آن است که صدای صادقانه‌ مکتب جعفری در عصر خویش شد.پیوند عمیق او با مکتب امام صادق(ع) نکته جالب‌توجه است؛ مکتبی که در دلش تقیه، جهاد علمی، اخلاق عملی، و اصلاح اجتماعی درهم‌تنیده‌اند. او فرزند آن مکتب بود؛ وارثی که نه‌تنها حفظ کرد، بلکه گسترش داد و شاید اگر فانوس‌های امروزی همچنان روشن‌اند، از نوری است که امام جعفر صادق(ع) برافروخت و علامه مجلسی آن را در اصفهان به فانوس بدل کرد.
08:15 - 5 اردیبهشت 1404

2 بازنشر1 واکنش
40٫6k بازدید