سلام آقا، رو من حساب کن؛ روایت غریبههایی که آشنا شدند
در دومین روز اعتکاف، جمعی از غریبهها که دیگر آشنا هستند کنار هم نشستهاند.هر نفسشان در این فضا پر از معناست اینها به آرزو و دعایی مشترک رسیدهاند که نقطه عطف حضورشان است.
به گزارش خبرگزاری فارس؛ روز دوم هم رو به انتهاست. معتکفین حالا جزئی از این فضا شدهاند، یکی نمازهای مستحبی میخواند، دیگری قرآن را بیعجله ورق میزند.دیگری در حال خودش آرام گرفته است.تسبیحها در دستها میچرخد، پیشانیها بر سجده مینشیند؛ همهچیز آرام است، بیصدا و بینمایش؛ زمزمه دعا در فضا میپیچد.اینجا فرشتگان دور نیستند؛ حضورشان را میشود در نفسهای آرام معتکفین حس کرد.دنیای بیرون، دنیای پر زرقوبرق و تجمل، عقب نشسته است.اینجا زندگی شکل دیگری دارد.نگاهها صادقتر شده و دلها سبکتر.بیآنکه همدیگر را بشناسند، دلهایشان به یک خواسته گره خورده است:فرج حضرت صاحب امر.
فاطمه و ساجده کنارم نشستهاند؛ دو دوست ۱۹ ساله که هر دو برای اولینبار معتکف شدهاند.شب اول در گوشی حرف میزدند و میخندیدند، گاهی هم میگفتند حوصلهمان سر رفته؛ اما کمکم آرام گرفتند. انگار فضا خودش آنها را آرامتر کرد و حالا، به قول خودشان، حالشان «قشنگ» است.فاطمه سال اول طلبگی است.میگوید: «حس میکنم زمان خیلی زود میگذره. کمتر از ۲۴ ساعت مونده و من هنوز مبهوتم.»ساجده هم دانشجوی سال اول علوم تربیتی است.نهجالبلاغهای با خودش آورده و هر وقت فرصتی پیدا میکند، کتاب را در دست میگیرد.میگوید مدتها دنبال خواندنش بوده، اما اینجا بالاخره کلید شروعش خورد.از حکمت ۶۹ میگوید؛ جملهای که دلش میخواهد قابش کند.آنجا که حضرت امیر(ع) میفرماید:«اگر آنچه را میخواستی و به آن نرسیدی، از آنچه هستی نگران نباش.
پیرزن را شب اول ورودم هم دیده بودم. همان که در مسجد بالا و صحن میگشت و به همه میگفت: «من رو هم ببرید اعتکاف.»حالا به دیوار تکیه داده، پاهای کوتاهش را دراز کرده؛ به نظر میرسد پادرد دارد.نامش مرضیه است، جثهاش کوچک.از سنش میپرسم؛ میخندد و میگوید: «۵۰ تا ۸۰، هر کدومو خواستی حساب کن.»میگوید سالهای زیادی معتکف بوده و سه سال اخیر را هم در جمکران گذرانده است.اضافه میکند: «آخر من همسایه مسجد هستم، جمکرانیام.» امسال دخترش ثبتنامش کرد، اما اسمش درنیامد و میگوید که شب آخر خودش از صاحبالزمان خواست او را بپذیرد؛ حالا اینجاست و به قول خودش، خیالش راحت است.میگوید شاید نتواند زیاد قرآن بخواند، اما نماز میخواند و صلوات میفرستدو و میگوید «اصلاً اینجا بشینی، حتی فقط به در و دیوار هم نگاه کنی، آروم میشی.»اصرارش برای آمدن را اینطور توضیح میدهد: «شاید سال دیگه نباشم.»
خانم کریمی، خادمه، بیشتر اوقات روی صندلی نزدیک در مینشیند؛ گاهی چرخی میزند و برمیگردد و با مهربانی خاصی قربانصدقه معتکفها میرود.۲۵ سال خادم حرم حضرت معصومه(س) بوده و ۱۰ سال هم خادم زائران جمکران. دو سال است خادمی معتکفین جمکران را میکند.میپرسم چرا امسال خادمی را انتخاب کرده، نه اعتکاف.چشمهایش پر از اشک میشود و میگوید: «مگر نشنیدهای روایت آن جمع که به زیارت امام رضا میرفتند؟یکی از آنها که در طول سفر خدمت زایران میکرد، بین راه بیمار شد و نتوانست به زیارت برسد. بسیار دلشکسته بود، تا اینکه خواب امام رضا را دید که فرمود: نگران نباش، من خودم آمدم به دیدارت، چون تو به زائران من خدمت کردی.از سالها پرستاری همسرش که جانباز اعصاب و روان بوده هم میگوید.بعد توصیهای میکند: «هر وقت دلت گرفت، دست راستت رو بذار روی قلبت و سوره حمد بخون.»میگوید همین کار را برای نوه ۸ سالهام هم میکنم، وقتی دلتنگ پدر شهیدش میشود.پدر دخترک مدافع حرم بوده و حالا در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شده است.
اینجا پر است از آدمهایی که غافلگیرت میکنند.اینجا زیبایی جریان دارد.حنانه اصالت عراقی دارد و متولد ایران است.هر بار نگاهم به او میافتد، لبخند میزند.خانوادهاش سالها پیش، زمان صدام، برای نپیوستن به حزب بعث و نجنگیدن با ایران از عراق فرار کردهاند و حالا در ایران ماندگار شدهاند.پدرش میگوید ایران به آنها پناه داده و حق بزرگی به گردنشان دارد.سالی یکبار، اربعین، به عراق میروند و اقوامشان را میبینند.حنانه دوست دارد خبرنگار سیاسی شود؛ تا حالا چندین بار از من پرسیده چطور میشود خبرنگار سیاسی شد.اینجا آدمها آرام آرام میفهمند اعتکاف فقط ماندن در مسجد نیست؛بیرونآمدن و جداشدن است؛ بیرون آمدن از عادتها، غفلتها و روزمرگی.
امروز سخنران جملهای گفت که حال همهمان را عوض کرد.میگفت بعد از نماز، یک جمله کوتاه خطاب به امام زمان بگویید:«سلام آقا، رو من حساب کن.»وقتی این را میگوییم، دیگر مجبوریم تغییر کنیم؛ مجبوریم لایق سلام دادن به آقا شویم.حالا مسجد دیگر فقط یک مکان نیست.پناهگاه است.جمعی از غریبهها کنار هم نشستهاند؛غریبههایی که انگار سالهاست همدیگر را میشناسند.و در دل همهی این معتکفین،یک دعا و یک آرزو مشترک است:«اللهم عجل لولیک الفرج.»#اعتکاف #اعتکاف_جمکران 21:07 - 14 دی 1404