التهاب خریدهای هیجانی در روزهای جنگ
در طول این ۲۳ روز از جنگ و در جنگ ۱۲ روزه باتوجهبه تمهیداتی که صورتگرفته بود هیچگونه کمبودی از لحاظ سوخت، کالاهای اساسی و مایحتاج زندگی به بحران تبدیل نشد اما این روزها برخی از افراد از روی ناآگاهی و تحریک دیگران مجبور به خرید وسایلی شدهاند که شاید مورد احتیاج نباشد.
به گزارش خبرگزاری فارس از سقز: ۲۳ روز از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل میگذرد و در حالی وارد روز بیست و چهارم میشویم که مجموعه بزرگی از تحلیلها، برداشتها، نظرها، ایدئولوژیها بر افکار مردم سیطره بسته و باتوجهبه عدم آگاهی کامل، عدم اطلاعرسانی و عدم برخی شفافیتها در این روزها همانند دیگر مسائل روزانه مردم به بخش اصلی دغدغهها تبدیل شده است.
عدم دسترسی به اینترنت بهصورت داخلی و خارجی و محدودیتهای روزهای جنگ، روایتها به میادین مردمی سپرده میشود و در یک بزنگاه ساده به شایعهای بزرگ تبدیل میشود که در کمتر از ۲۴ ساعت شهر را در خود آلوده میکند، از کمبود بنزین تا نبود وسایل در فروشگاهها.
در روزهای اول و برخی روزهای دیگر صفهای طولانی بنزین در جایگاههای عرضه سوخت به وجود میآمد که تا زمان هست باک ماشین پر شود و مشکلی نباشد، اما این یک باک بنزین تا چه مسافتی را طی میکرد اللهاعلم، اما چون شایعهپراکنی شده بود همه به جایگاههای عرضه سوخت هجوم آورده و صفهای طولانی تشکیل میشد که در برخی از ساعات بیش از ۳ ساعت طول میکشید تا ۲۰ لیتر بنزین گرفته شود.
در ۴۸ ساعت گذشته و باتوجهبه تهدید رئیسجمهور آمریکا در خصوص حمله به زیرساختهای ایران، مردم به یکباره برای تأمین موتور برق، وسایل شارژی برای تأمین نور به فروشگاهها سرازیر شدند، سرازیری که به دنبال خود مشکلاتی را به وجود میآورد که نه شاید امروز به دلیل احتیاج باید تأمین شود، بلکه شاید فردا به چندین برابر قیمت فروخته شود که در این روزهای تعطیل با اشاره به نظارتها نمیتوان دلخوشی بر واپایش قیمتها داشت که در جای خود نگرانیهای بسیار زیادی به جامعه وارد میکند که فقط روح و روان مردم آزرده میشود.
از سوی دیگر خبری که به شایعهای تبدیل شد (کمبود گاز)، باتوجهبه نگرشهای مختلف که اگر برق نباشد گاز هم نخواهد بود صفهای بزرگی از تأمین گاز در برخی از مغازهها به ساعتها به طول انجامید و برخی از مغازهها برای روزهای آینده نوبتدهی میکردند، این نگرشها و التهابهای جامعه مستقیم بر روح و روان مردم تأثیرهای منفی و مثبتی با روایتهای گوناگون خواهد گذاشت و باعث ورود ناخوشایند این همه دغدغه به بنیاد خانواده میشود، خانوادهای که باید در آرامش و در این روزها بهدور از ناراحتی باشند با این روایتها به کانون ناخوشایندی از خبرهای بسیار بد روز تبدیل میشود که در جای خود به بیماری روانی برای آنها تبدیل میشود.
باید این موضوع را در نظر داشت که در طول این ۲۳ روز از جنگ طی شده و چه در جنگ ۱۲ روزه باتوجهبه تمهیداتی که صورتگرفته بود هیچگونه کمبودی از لحاظ سوخت، امرارمعاش و تأمین مایحتاج زندگی در سقز به بحران تبدیل نشده بود و اگر در فروشگاهی وسیله، ابزار یا مایحتاجی وجود نداشته، دلیلش عرضه و تقاضا در همان روز بوده که در مجالس و محافل بازگو شده و برخی از افراد از روی ناآگاهی و تحریک دیگران مجبور به خرید آن شدهاند که با تمام تفاسیر میتوان گفت این شرایط به دلیل آن بوده که هجمه نگرانیها از جنگ و عدم شناخت لازم آن را به وجود آورده است که باید خانوادهها در روزهای آینده احساسی رفتار نکرده و از روی برنامهریزی اقدام به خرید نمایند.
جنگ شاید در آن لحظه تمام و شاید طولانیتر شود اما مدیریتکردن شرایط زندگی باتوجهبه روزهای جنگ باید به الگویی رفتاری تبدیل گردد که در لحظه تصمیم بر اشتباه نباشد و اشتباهات قبل تکرار نشود که باعث کمبود کالا و مایحتاج و در برخی نقاط و مکانها افزایش قیمت که این خود بر پیکره زندگی عادی تأثیر بسیاری دارد. باید موارد را بهخوبی سنجید و به شایعات کوتاهمدت در جامعه گوش فرانداد، تأمین آنچه ضروری است اولویت باشد نه آنچه که به حرف و شایعه تبدیل شده است. همه بهخوبی دیدید و آن روزها و این روزها را دیدید که جز شایعهپراکنی چیز دیگری نبود، پس نباید به شایعات و التهابات لحظهای گوش داد.
11:09 - 4 فروردین 1405