پشتِ پرده مد:نئولیبرالیسم و آزادیِ کاذب
نئولیبرالیسم، فراتر از یک نظریه اقتصادی، به یک «جهانبینی» تبدیل شده که در آن منطق بازار بر تمام شئون زندگی، از جمله بدن و هویت، حاکم میشود. این مکتب در برخورد با حجاب و عفاف، نه در «ممنوعیت» مستقیم، بلکه در «تغییر کارکرد» و «کالاییسازی» آن است.
_بدن به مثابه کالا (Commodification of the Body)در منطق نئولیبرالی، ارزش هر چیزی با «توانایی تولید سود» سنجیده میشود. بدن زن در این سیستم، اگرچه از نظر تئوری «مالکیت شخصی» است، اما در عمل به یک ابزار بازاریابی و جذب سرمایه تبدیل میشود.حجاب که بر «پنهانسازی» و «تغییر تمرکز از ظاهر به باطن» تأکید دارد، با منطق «نمایش برای فروش» در تضاد است. در جامعهای که نئولیبرالیسم حاکم است، بدن زن باید«قابلفروش» باشد تا در صنایع مد، تبلیغات و سرگرمی ارزش اقتصادی ایجاد کند. بنابراین، حجاب نه به عنوان یک انتخاب مذهبی، بلکه به عنوان یک «مانع اقتصادی» یا «کالای غیرقابلفروش» تلقی میشود._آزادیِ کاذب و مصرفگرایینئولیبرالیسم بر «آزادی فردی» تأکید دارد، اما این آزادی را در چارچوب «حق انتخاب مصرفکننده» تعریف میکند.در این دیدگاه، «آزادی» زن به معنای توانایی خرید لباسهای فانتزی، تغییر ظاهر بر اساس ترندهای روز و پیروی از هنجارهای زیباییشناسی بازار است. حجاب و عفاف، که گاهی با سادگی و پرهیز از تجملات همراه است، به عنوان «محدودیت آزادی» یا «بازگشت به عقب» برچسب میخورند. این نقد نشان میدهد که نئولیبرالیسم، آزادی را با «مصرف» یکی میداند، در حالی که حجاب میتواند شکل دیگری از آزادی (آزادی از نگاه ابزاری و قضاوت ظاهری) را ارائه دهد.
_ فردگرایی افراطی و فروپاشی هنجارهای جمعینئولیبرالیسم بر «فردگرایی» تأکید دارد و هرگونه هنجار جمعی یا سنتی را که بر انتخاب فردی تأثیر میگذارد، مشکوک میداند. حجاب و عفاف، در بسیاری از فرهنگها، یک «هنجار جمعی» و نشانهای از هویت دینی و اجتماعی است. نئولیبرالیسم با ترویج فردگرایی افراطی، این هنجارها را تضعیف میکند و آنها را به «انتخابهای شخصیِ صرف» تقلیل میدهد که در برابر فشارهای بازار (مثل تبلیغات) آسیبپذیرند. در این دیدگاه، حجاب به عنوان یک «ساختار سنتی» که مانع از ورود کامل فرد به بازار آزاد (از نظر اجتماعی و اقتصادی) است، دیده میشود._ سکولاریزاسیون اجباری (نه لزوماً قانونی)نئولیبرالیسم لزوماً به دنبال ممنوعیت حجاب نیست، اما با ترویج سبک زندگی سکولار و مصرفگرا، فضایی را ایجاد میکند که در آن حجاب «ناهمگون» و «ناکارآمد» به نظر برسد. این مکتب با ایجاد «فشار نرم» (Soft Power) از طریق رسانهها، مد و فرهنگ عامه، حجاب را به عنوان یک «انتخاب غیرمدرن» یا «محدودیت شغلی» معرفی میکند. در نتیجه، زنانی که حجاب میپوشند، ممکن است به صورت غیرمستقیم در بازار کار یا روابط اجتماعی با موانعی روبرو شوند که ریشه در این ایدئولوژی دارد.نئولیبرالیسم با حجاب و عفاف در تضاد نیست، بلکه با معنای حجاب به عنوان یک ارزش معنوی و اجتماعی در تضاد است. این مکتب، حجاب را به یک «انتخاب مصرفی» تقلیل میدهد که باید با منطق بازار سازگار باشد. نقد اصلی اینجاست که نئولیبرالیسم، «آزادی» را با «مصرف» و «نمایش» یکی میداند و هرگونه پنهانکاری یا سادگی را که با این منطق در تضاد است، به عنوان مانعی برای «پیشرفت» و «آزادی» برچسب میزند.
14:43 - 23 اردیبهشت 1405