آنجا که دلها به هم نزدیک بود؛ روایت همدلی با شهید رئیسیگاه، تاریخ نه در متنِ بخشنامهها و نه در هیاهویِ مسئولیتها، که در سکوتِ یک خاطرهی انسانی رخ مینماید. خاطرهی شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، جز این نیست.
در دومین سالگرد شهادت آیتالله رئیسی و همراهانشان، جامعه ایران همچنان با مرور میراث خدمت و مجاهدت این شهید بزرگوار، یاد و خاطره ایشان را زنده نگاه داشته است. فراخوان پیشِرو، دعوتی است برای ثبت و بازنشر لحظات ماندگاری که در ذهن مردم ایران از دوران خدمت بیمنت این شهید خدمت نقش بسته است؛ تلاشی برای ز…
او که گویی نبضِ تپندهی مردم را در دست داشت، گاه بیخبر، چون نسیمی آرام، خود را به میانِ آنان میرساند؛ خاصه آنگاه که غمِ روزگار، قامتِ هموطنانش را خم کرده بود.نه آنکه درپشتِ میزهایِ رنگین، گزارشها بخواند؛ بلکه برخاکِ خشتخشتِ خانههایِ ویران،کنارِمادرانِ چشمانتظار، کنارِکودکانِ بیسرپناه،ایستاد.
صدایِ زمزمهیِ پرسشهایش، نه از سرِ کنجکاویِ اداری، که از عمقِ جان برمیخاست: “خانهتان چطور شد؟ آب و برق رسید؟ نکند حتی یک شبِ دیگر، دلتان بلرزد؟”
این، نه فقط یک دیدار، که تجدیدِ پیمانی بود؛ پیمانی نانوشته میانِ خادم و مخدوم، میانِ آنکه بارِ مسئولیت بر دوش داشت و آنکه بارِ غمِ روزگار. این صداقتِ در نگاه، این همدلیِ در عمل، بود که نامِ او را در کوچه پسکوچههایِ خاطراتِ مردم، جاودانه ساخت.#شهید_ریسی#خادم#مکتب_خدمت#روحانیت