خسرو رفت اما جهاد از این خانه نرفت

شهادت پایان راه نیست؛ این باور خانواده شهید خسرو غفوری است خانه‌ای که در آن، جای خالی پسر با ساختن سقف برای نیازمندان پر شد. روایت یک پدر و مادرِ جهادگر که ثابت کردند سنگر دفاع مقدس، هنوز در کوچه‌های محروم قائمشهر برپاست.
خبرگزاری فارس_ مازندران| بعضی نام‌ها فقط یک اسم نیستند؛ یک مسیر، یک مکتب‌ و یک شیوه زندگی‌ هستند.نام‌هایی که حتی پس از رفتن صاحبانشان در خانه‌ها می‌مانند در دل‌ها ریشه می‌دوانند و از سوگ مسئولیت می‌سازند خسرو غفوری از همان نام‌هاست؛ شهید جهادگری که رفتنش پایان یک قصه نبود آغاز فصلی تازه در خانواده‌ای شد که اندوه را به حرکت و فقدان را به خدمت تبدیل کرد.در کوچه‌هایی که هنوز ردّ خاطره شهدا در آن زنده است خانه‌هایی هستند که داغ فرزند اهل‌شان را از پا نینداخته بلکه به میدان تازه‌ای از ایثار کشانده است. خانه خانواده غفوری نیز از همین جنس است؛ خانه‌ای که در آن، شهادت نه به سکوت که به تداوم انجامید.
همان روزی که خسرو رفت جهاد در این خانه خاموش نشد؛ فقط از خاکریزهای جنگ، به میدان محرومیت‌زدایی، ساخت‌وساز و خدمت به مردم منتقل شد.امروز در قائمشهروجهادگران بسیجی مشغول ساخت ۱۵ واحد مسکونی برای خانواده‌های کم‌برخوردارند؛ خانه‌هایی که آجر به آجرشان با یاد شهدا بالا می‌رود و در میان این همه تلاش، روایت خانواده شهید غفوری روایتی پررنگ و ماندگار است؛ روایتی از نسلی که باور دارد خدمت به مردم ادامه همان راهی است که روزی در جبهه‌های دفاع مقدس آغاز شد و امروز در کوچه‌های خاکی، خانه‌های نیمه‌تمام و دل‌های نیازمند ادامه دارد.
محترم صالحی مادر شهید جهادگر خسرو غفوری، با صدایی که هنوز در آن هم اندوه هست و هم افتخار از پسری می‌گوید که پیش از آنکه نامش بر لوح شهادت بنشیند در میدان خدمت شناخته می‌شد.وی از نوجوانی خسرو یاد می‌کند؛ از همان سال‌هایی که شوق کار جهادی در وجودش شعله می‌کشید و او را به جهاد سازندگی کشاند جایی که خدمت برایش شعار نبود، انتخاب بود؛ راه بود، باور بود.مادر شهید می‌گوید: خسرو یکی از پنج پسرش بود اما به تعبیرش ماه تابان خانه‌شان بود؛ فرزندی که دلش برای کارهای عام‌المنفعه می‌تپید و نگاهش به زندگی از جنس ساختن و آباد کردن بود.
وی با بغضی که سال‌هاست در صدایش مانده، ادامه می‌دهد: خسرو از همان نوجوانی به کارهای جهادی علاقه داشت و همین روحیه سبب شد وارد جهاد سازندگی شود؛ مسیری که بعدها با خون خود‌معنای دیگری یافت.اما شهادت خسرو پایان راه این خانواده نبود مادر شهید با افتخار می‌گوید: پس از شهادت خسرو، همه اعضای خانواده جهادگر شدیم؛ پدرش حسین غفوری پس از شنیدن خبر شهادت پسر لباس رزم پوشید و به فرمان امام لبیک گفت؛ گویی خون فرزند او را به میدان دیگری از جهاد فراخوانده بود.
وی برای خون‌خواهی پسرش راهی جبهه شد، اما این حضور تنها به سال‌های جنگ محدود نماند.پدر شهید، پس از پایان دفاع مقدس نیز جهاد را زمین نگذاشت؛ در عرصه‌های عمرانی و عام‌المنفعه ماند و در ساخت جاده، درمانگاه، پل و در دستگیری از محرومان تا واپسین روزهای عمرش فعال بود.در روایت محترم صالحی شهادت خسرو نه یک پایان تلخ که نقطه آغاز یک بیداری خانوادگی است؛ بیداری‌ای که خانه غفوری را از سوگ به مسئولیت رساند.
وی خاطرنشان می‌کند: راه فرزند شهیدم در خانواده ما ادامه پیدا کرکپدرش پس از شهادت او لباس رزم پوشید و عازم جبهه شد. برایش جهاد فقط در خط مقدم معنا نمی‌شد؛ هر جا نیاز بود همان‌جا میدان بود.و چه تصویر روشنی از این معنا در امروزِ قائمشهر دیده می‌شود؛ جایی که جهادگران بسیجی خانه برای خانواده‌های کم‌برخوردار می‌سازند و با هر آجر، یاد شهدا را زنده نگه می‌دارند. سنگرها تغییر کرده‌اند، اما روح همان روح است: دفاع از انسان، از کرامت، از امید.  دیروز خاکریز بود و امروز خانه‌های محرومان؛ دیروز میدان جنگ بود و امروز میدان خدمت.روایت خانواده شهید خسرو غفوری، فقط داستان یک شهید نیست؛ داستان خانه‌ای است که شهادت در آن، به جای توقف، حرکت آفرید. خانه‌ای که داغ را به مسئولیت تبدیل کرد و فقدان را به ادامه راه. در این خانه، خسرو اگرچه رفت، اما جهاد ماند؛ در رفتار پدر، در صبوری مادر، در خاطره فرزندان و در هر دستی که برای ساختن و یاری‌دادن دراز می‌شود.
شهید خسرو غفوری متولد ۲۰ خرداد ۱۳۳۹، در ۲۳ بهمن ۱۳۶۱ در منطقه فکه به شهادت رسید و نامش را در جریده مجاهدان راه حق جاودانه کرد.  اما شاید حقیقت این نام، فقط در تاریخ شهادتش نباشد؛ حقیقت او در خانه‌ای است که هنوز با یادش می‌تپد در جهادی است که هنوز ادامه دارد و در نسلی است که باور کرده‌اند: شهادت پایان راه نیست، آغاز مسئولیت است.#حماسه #شهادت#مقاومت #جهاد#بسیج
19:08 - 25 خرداد 1405
حماسه و مقاومت
استان ها
مازندران

2 بازنشر2 واکنش
12٫4k بازدید