پاسخی به سوال: مذاکره نکنیم، چه کنیم؟

بدیل مذاکرات چیست؟دربارۀ میل و شوق اشباع‌ناپذیر کارگزاران حاکمیت به مذاکرۀ با آمریکا، دیگر چه می‌توان گفت و نوشت؟! تجدیدنظرطلبان کم بودند، اینک نوتجدیدنظرطلبان هم به بازی سیاست راه یافته‌اند و به بیراهه می‌روند. چوب حراج نواخته‌اند به انقلاب #خمینی (ره) و بر باد می‌دهند شرافت ملی را. تاراج غیرت است در قامت دیپلماسی؛ آن هم با دشمن‌ترین دشمنان خدا و دین خدا و مسلمانان. به تجربۀ خونین پشت کرده‌اند و می‌خواهند با قاتل، به تفاهم برسند. نتیجۀ تلخ این انتخاب ساده‌نگرانه را خواهند دید؛ برای بار سوم.به یاد این شعر از مولانا در دیوان شمس افتادم که مصداقش، همین شبه‌سیاست‌مداران خام‌اندیش در حاکمیت هستند:ای یار! غلط کردی با یار دگر رفتیاز کار خود افتادی، در کار دگر رفتیصد بار ببخشودم بر تو، به تو بنمودمای خویش‌پسندیده! هین بار دگر رفتیصد بار فسون کردم، خار از تو برون کردمگلزار ندانستی، در خار دگر رفتیگفتم که تویی ماهی، با مار چه همراهی؟!ای حال غلط کرده، با مار دگر رفتیگفتی که تو را یارا، در غار نمی‌بینمآن یار در آن غار است، تو غار دگر رفتیچون کم نشود سنگت، چون بد نشود رنگتبازار مرا دیده، بازار دگر رفتی#مهدی_جمشیدی#مذاکره‌_با‌_شیطان#اقتصاد_مقاومتی#مذاکره#شیطان_بزرگ#مردم_مبعوث#نبرد_میدان
۱۳ MB
18:15 - 8 خرداد 1405