بر دامنه میراث امام

سالگردها فرصتی هستند برای بازخوانی؛ نگاه به گذشته و چشم‌انداز آینده. اما امام خمینی برای جامعه ما پدیده‌ای تاریخی نیست. حقیقتی زنده است که نهضتش پس از ۶۳ سال همچنان در حال خیزش است و انقلابش پس از ۴۸ سال همچنان منقلب می‌کند.میراث امام صرفا در یک انقلاب سیاسی یا یک نظام حکم‌رانی خلاصه نمی‌شود. شاید مهم‌ترین میراثش را بتوان در زنده کردن سرمایه اعتماد به نفس ملی ایرانیان دانست. سرمایه‌ای که هم انقلاب می‌کند، هم نظام سیاسی می‌سازد، هم در نظامی‌گری معجزه می‌آفریند و هم افق‌های بلندتری را می‌نگرد.با همه حرف و حدیث‌ها درباره کارنامه جمهوری اسلامی، کسی نمی‌تواند در معجزه انقلاب در احیای اعتماد به‌نفس ملی تردید کند. در اعتقاد به توانستن یک ملت. در استقلال و نفی وابستگی و «نه شرقی، نه غربی» که اراده‌ای بود برای برپایی هویتی مستقل در نظام دوقطبی آن روز.شاه‌کار امام، قلب ایران بود و توانست ایرانی را منقلب کند که جزیره ثبات شده بود برای غرب. ایرانی که ژاندارم منطقه بود و نقش نیروی نیابتی آمریکا را بازی می‌کرد تا امنیت منافع غرب را در منطقه تأمین کند.روح خدایی روح‌الله بود که در ایران دمید و رعیت را به عیال‌الله تبدیل کرد و از توده سرخورده در برابر استبداد و اشغال و تجزیه و کودتا، ملتی ساخت که در برابر ابرقدرت‌ها سربرآورد و ایستاد.ملتی که برتر بود از ملت حجاز در عهد رسول‌الله، رأیش میزان شد و طفل سیزده ساله‌اش رهبری می‌کرد امت را. همین بنای امام از جامعه ایرانی بود که مردمش در غیاب رهبر شهیدشان، امام شدند برای کشورشان و جنگ را رهبری کردند.
امت امام البته در مرزها محصور نبود و دشمنانش نیز هم. اما خودش راه را نشان داد که غافل‌گیر نشویم در برابر دشمن. انگشت اشاره‌اش از ابتدا به سمت شیطان بزرگ بود و غده سرطانی‌اش در منطقه. فراخوان هم داد برای صدور انقلاب و تشکیل هسته‌های حزب‌الله در جهان تا ثمره‌اش را به‌قدر تلاشمان در محور مقاومت بینیم.اوج این انقلاب باطنی مردم ایران را در دفاع مقدس 90روزه می‌شود دید. در بعثت مردم و حاکمیتشان بر خیابان و خط‌ونشان‌هایی که برای ابرقدرت‌ها می‌کشند و ایستادگی‌شان بر خطوطی که با رنگ خونشان نقش کرده‌اند تا نقش دیگری از ایران در جهان ترسیم کنند.حالا بر دامنه میراث امام در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که می‌توانیم چشم‌انداز دیگری را ببینیم که پیش از این به چشم نمی‌آمد. نزدیک همان قله‌ای که رهبر شهیدمان وعده‌اش را داده بود. قله‌ای که از یک‌سو راه صعود را پیش پایمان می‌گذارد و از سوی دیگر خطر سقوط را.دیگر جایی برای خستگی و پشیمانی نیست. عقب‌گرد، تنزل است و توقف، «قتل‌گاه انقلاب». فرصتی برای خطا هم نیست که هر خطا و اشتباهی در این ارتفاع ممکن است حکم سقوط را داشته باشد.حالا زمان تصمیم‌های تاریخ‌ساز است؛ زمان خستگی را خسته کردن و چشم دوختن به قله و پروراندن سودای صعود در دورانی که هر ایرانی می‌تواند شرط و شروطش را سردست بگیرد و در معادلات آینده ایران و جهان اثرگذار باشد.#امام_خمینی
16:20 - 14 خرداد 1405
امام و رهبری
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

2 واکنش
20٫1k بازدید