هژمونی در سایه؛ ردّ پای امپراتوری فحشا در اقتصاد جنسی خاورمیانه
"امپراتوری نامرئی، بازارهای نامرئی"چگونه زیرساختهای امپریالیستی ایالات متحده آمریکا، بازارهای پنهان را شکل میدهندشبحی بر فراز آمارهای رسمی اقتصاد خاورمیانه در حرکت است؛ شبح «صنعت فحشا». اما برای رؤیت آن نباید به ترازنامههای ملی یا دادههای مالیاتی رجوع کرد، چرا که این صنعت، بنا به تعریف، در اقتصاد زیرزمینی تنفس میکند.آنچه این گزارش بررسی میکند، صرفاً نیستیِ دادهها نیست، بلکه این پرسش است که چرا و چگونه یک بازیگر فراملی –ایالات متحده آمریکا– بهعنوان یک هژمون امپریالیستی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی، بازتولید، و آمارسازیِ این اقتصادِ نامرئی در منطقهایفا میکند. این نقش از سه مسیر اصلی تحلیل میشود: زیرساخت نظامی-امنیتی، ابزار مالی تحریم و پولشویی، و آپاراتوس گفتمانیِ «مبارزه با قاچاق انسان».۱. اقتصاد پادگانی: پایگاههای نظامی بهمثابه موتور تقاضانخستین ردّ پای عینی امپراتوری را نه در جداول، که در جغرافیای پایگاههای نظامی باید جست. ایالات متحده دارای شبکهای از تأسیسات نظامی در قلب و پیرامون خاورمیانه است که هر یک، بهواسطه حضور انبوه پرسنل نظامی و پیمانکاران، کانونهای خلق تقاضا برای اقتصاد جنسی تجاری هستند.· بحرین: میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده (پایگاه شیخ عیسی و منطقه حمایتی جافلیر) با هزاران نیروی مستقر. تاریخ مستند گزارشهای وزارت دفاع آمریکا و تحقیقات رسانهای (مانند گزارشهای آسوشیتدپرس) نشان میدهد که افزایش نیروها در منطقه همواره با افزایش قاچاق زنان از آسیای جنوب شرقی، شرق آفریقا و اروپای شرقی به منامه و اطراف پایگاه همبستگی داشته است. اگرچه پلیس بحرین آمار «دستگیریهای اخلاقی» را منتشر میکند،
این آمار هرگز اشارتی به نقش تقاضای نیروهای آمریکایی مستقر در کشور ندارد. برخی از زنان قربانی قاچاق که در جریان پروندههای دادگاه بحرین شناسایی میشوند (عمدتاً از تایلند، فیلیپین و نیجریه)، در شبکههایی گرفتارند که مستقیماً به محلات اطراف پایگاههای نظامی متصل است.· امارات متحده عربی: پایگاه هوایی الظفره، بندر جبل علی (محل پهلوگیری مکرر ناوهای آمریکایی) و حضور گسترده پیمانکاران نظامی، همگی نقاط تقاضایی ایجاد کردهاند. کمیته ملی مبارزه با قاچاق انسان امارات آمار قربانیان قاچاق جنسی را ثبت میکند، اما هرگز پروندهها را بر اساس ملیت تقاضاکننده تفکیک نمینماید. این «فقدان داده» خود محصول یک رابطه امپریالیستی است: حاکمیت میزبان، از ترس به خطر افتادن توافقات امنیتی واشنگتن، حاضر به شفافسازی درباره رفتار نیروهای فراملی مستقر در خاک خود نیست.· ترکیه:پایگاه هوایی اینجرلیک (تحت کنترل مشترک ترکیه و آمریکا/ناتو) و حضور ناتو در ازمیر. شبکههای قاچاق جنسی که وزارت کشور ترکیه از متلاشیکردن آنها خبر میدهد، غالباً در مسیرهای منتهی به شهرهای دارای تمرکز بالای پرسنل خارجی فعال هستند. زنان شناساییشده قربانی قاچاق از ازبکستان و ترکمنستان، در برخی موارد در بازجوییها به مشتریان خارجی اشاره کردهاند، اما این اطلاعات هرگز وارد روایت رسمی نمیشود.۲. شمشیر تحریم و سپر پولشویی: معماری مالی امپراتوریهژمونی ایالات متحده در اقتصاد جنسی منطقه، صرفاً از مسیر تقاضای فیزیکی عمل نمیکند. معماری مالی جهانی که تحت سیطره دلار و نهادهای آمریکایی (خزانهداری، OFAC، سیستم سوئیفت) است، به دو شکل متضاد به این اقتصاد شکل میدهد:
· تحریم بهمثابه موتور اقتصاد زیرزمینی: تحریمهای فلجکننده علیه کشورهایی چون ایران و سوریه، و تحدیدهای مالی برای حزبالله لبنان، شبکههای اقتصاد زیرزمینی را در کل منطقه متورم کرده است. مستندات UNODC نشان میدهد که شبکههای قاچاق انسان و کالا، از مسیرهای مالی غیررسمی و حوالههایی استفاده میکنند که دقیقاً برای دورزدن تحریمهای تحت رهبری آمریکا طراحی شدهاند. به زبان ساده، فشاری که واشنگتن برای قطع جریانهای مالی مشروع وارد میکند، روانساز جریانهای مالی نامشروع میشود و شبکههای قاچاق جنسی نیز از همین زیرساختهای دورزننده تحریم بهره میبرند.· ایالات متحده بهعنوان مقصد پولشوییدر حالی که قربانیانِ عمدتاً زن و مهاجر در امارات، ترکیه و کویت دستگیر و اخراج میشوند، سرمایههای کلان این تجارت نامرئی از کجا عبور میکند؟ گزارشهای گروه ویژه اقدام مالی (FATF) و تحقیقات Global Financial Integrity نشان میدهد که حجم عظیمی از پولهای کثیف اقتصاد زیرزمینی خاورمیانه از طریق خرید املاک لوکس در منهتن، میامی و لسآنجلس، یا سرمایهگذاری در بازارهای بورس آمریکا تطهیر میشود. ایالات متحده، با وجود ژست مبارزه با قاچاق انسان، همچنان یکی از بزرگترین پناهگاههای جهان برای پولشویی است. این تناقض ساختاری، ستون فقرات مالی امپراتوری را نشان میدهد: سود به مرکز بازمیگردد، در حالی که آسیبدیدگان در حاشیه، کیفری میشوند.
۳. امپریالیسم گفتمانی؛ گزارش TIP بهمثابه ابزار نظمبخشیتنها سندی که در سطح بینالمللی امکان مقایسه فرامرزی «دادههای قاچاق جنسی» را فراهم میکند، گزارش سالانه قاچاق انسان (TIP Report) وزارت خارجه آمریکاست. این سند، که پیشتر در این گزارشها به دادههایش استناد میشد، خود یک ابزار هژمونیک است. متدولوژی رتبهبندی کشورها به سه رده (Tier 1, 2, 3)، نه بر اساس یک استاندارد علمی بیطرف، بلکه بر اساس منافع ژئوپلیتیکی واشنگتن تدوین میشود:
· متحدان استراتژیک، رتبههای دستکاریشدهقطر، کویت، بحرین و عربستان سعودی –که میزبان پایگاههای نظامی بزرگ آمریکا هستند– همواره با فشار دیپلماتیک از افتادن به رده ۳ (رده کشورهای تحت تحریم) نجات یافتهاند. کمیته روابط خارجی سنای آمریکا بارها به این «سیاسیکاری» در رتبهبندی اعتراض کرده است. دادههای رسمی قربانیان در این کشورها، توسط سازوکار TIP، یا بیسروصدا نادیده گرفته میشود، یا در چارچوب روایتی از «تلاشهای جدی دولت» بستهبندی میگردد.· رژیم صهیونیستی اسرائیل بهمثابه استثنااسرائیل که بهطور مستند یک مقصد اصلی قاچاق جنسی زنان از اروپای شرقی است، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص خود برای آمریکا، معمولاً در رده ۱ یا ۲ گزارش TIP قرار میگیرد. این در حالی است که سازمانهای غیردولتی حقوق بشری اسرائیلی (مانند Hotline for Refugees and Migrants) بارها آمار بالای زنان بهرهکشیشده را گزارش کردهاند که در سیستم رسمی آمریکایی کمبرآورد یا بیاهمیت جلوه داده میشود. دادههای پلیس اسرائیل درباره قربانیان، توسط فیلتر TIP به روایتی از «مدل موفق نوردیک» تبدیل میشود، نه بازتاب یک بحران.
08:16 - 14 خرداد 1405