چطور با کودکان درباره جنگ حرف بزنیم؟
این روزها همه دنبال خبر هستند، تلویزیون بیشتر از قبل روشن میماند و بزرگترها آهستهتر و جدیتر حرف میزنند. در چنین فضایی، حتی اگر کودکان معنای دقیق واژههایی مثل «جنگ» یا «درگیری» را ندانند، تغییر حال و هوای خانه را بهخوبی حس میکنند.
کودک ممکن است ناگهان بپرسد: «مامان، جنگ یعنی چی؟» یا شاید هیچ سؤالی نپرسد، اما شبها سختتر بخوابد، بیشتر به والدین بچسبد یا از جدایی و رفتن به مدرسه بترسد.روانشناسان کودک میگویند این واکنشها طبیعی است. کودکان برای فهمیدن دنیای اطرافشان به بزرگترها نگاه میکنند و در زمانهای پرتنش، آنها بیش از هر چیز به آرامش، صداقت و اطمینان نیاز دارند.این راهنما بر اساس توصیههای نهادهای معتبر جهانی مانند یونیسف (UNICEF)، انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد و مؤسسه Child Mind Institute تهیه شده است تا به والدین کمک کند در مواجهه با پرسشهای کودکان درباره جنگ، با آگاهی و حساسیت پاسخ دهند.کودکان بیشتر از کلمات، احساسات ما را میخوانندپیش از آنکه والدین با کودک درباره جنگ صحبت کنند، یک نکته اساسی وجود دارد: کودکان ابتدا حالت عاطفی بزرگترها را درک میکنند، نه توضیحات آنها را.اگر والدین مضطرب، خشمگین یا وحشتزده باشند، کودک همان احساس را جذب میکند. به همین دلیل متخصصان توصیه میکنند قبل از گفتگو، والدین لحظهای مکث کنند، نفس عمیق بکشند و تلاش کنند با لحنی آرام و مطمئن صحبت کنند.هدف از گفتگو این نیست که کودک تمام پیچیدگیهای جهان را بفهمد؛ هدف این است که او احساس امنیت کند.
از کودک بپرسید چه چیزی شنیده استیکی از خطاهای رایج این است که والدین بلافاصله شروع به توضیحدادن میکنند. درحالیکه بهتر است ابتدا بدانیم کودک دقیقاً چه چیزی شنیده یا تصور میکند.میتوان گفتگو را با پرسشهایی ساده آغاز کرد:- «چیزی درباره جنگ شنیدی؟» - «دوست داری درباره خبرهایی که شنیدی صحبت کنیم؟» - «به نظرت جنگ یعنی چی؟»پاسخ کودک اغلب نشان میدهد که او چه چیزی را اشتباه فهمیده یا چه چیزی او را ترسانده است. گاهی کودکان بر اساس شنیدههای پراکنده، تصویری بسیار ترسناکتر از واقعیت در ذهن میسازند.توضیح باید ساده و متناسب با سن باشدکودکان نیازی به تحلیلهای پیچیده سیاسی ندارند. آنچه برای آنها اهمیت دارد این است که بدانند چه اتفاقی میافتد و آیا امن هستند یا نه.برای کودکان کمسن میتوان گفت:«بعضی کشورها مثل آدم بدهای تو قصهها میخواهند صاحب همه چیز باشند اما سربازان وطن اجازه نمیدهند و از مردم محافظت میکنند.»برای کودکان بزرگتر میتوان کمی بیشتر توضیح داد:«کشورهایی مثل آمریکا و اسرائیل میخواهند منابع طبیعی ما را به زور به دست بیاورند و با موشک و جنگنده به کشور ما حمله کردند، آنها قوانین را زیر پا میگذارند، اما ما سربازان قوی داریم که مراقب کشور هستند.»نکته مهم این است که توضیحها کوتاه، واضح و بدون جزئیات ترسناک باشد.
کودک باید بداند که تنها نیستتقریباً همه متخصصان سلامت روان کودک بر یک پیام کلیدی تأکید میکنند: کودکان باید احساس کنند بزرگترها مراقب آنها هستند.جملههایی مانند این بسیار کمککننده است:«ما کنار تو هستیم و مراقب تو هستیم.» «آدمهای زیادی هستند که وظیفه دارند از مردم محافظت کنند.» «اگر اتفاق مهمی بیفتد، بزرگترها میدانند چه کار کنند.»این نوع اطمینانبخشی به کودک کمک میکند احساس کند جهان هنوز قابل اعتماد است.قرار گرفتن در معرض اخبار را محدود کنیدتصاویر و ویدئوهای مربوط به جنگ برای ذهن کودکان بسیار سنگین است. حتی اگر کودک در ظاهر توجهی نشان ندهد، دیدن مکرر چنین تصاویر خشنی میتواند باعث اضطراب عمیق شود.به همین دلیل کارشناسان توصیه میکنند:- تلویزیون خبری دائماً در خانه روشن نباشد - کودکان تصاویر خشونتآمیز را نبینند - گفتوگوهای سنگین بزرگسالان درباره جنگ در حضور کودک محدود شوداگر کودک تصویری ترسناک دیده است، بهتر است از او خواسته شود درباره احساسی که داشته صحبت کند.
احساسات کودک را کوچک نشماریدگاهی بزرگترها برای آرام کردن کودک میگویند: «چیزی نیست، نترس.»اما چنین جملههایی ممکن است باعث شود کودک احساس کند ترسش اشتباه است.در عوض بهتر است بگوییم: «میفهمم که ممکن است نگران شده باشی.» «خیلی از بچهها وقتی چنین خبرهایی میشنوند میترسند.» «اگر سوالی داشتی همیشه میتوانی از من بپرسی.»پذیرفتن احساسات کودک، اولین قدم برای آرام شدن اوست.به کودک نشان دهید دنیا فقط جای خطر نیستدر خبرهای جنگ معمولاً خشونت دیده میشود، اما در همان زمان انسانهای بسیاری در حال کمک کردن هستند. یادآوری این واقعیت برای کودکان بسیار مهم است.میتوان درباره افرادی صحبت کرد که برای کمک به دیگران تلاش میکنند:- پزشکان و امدادگران - معلمان - سازمانهای امدادی - سربازان وطناین نگاه کمک میکند کودک بفهمد در کنار سختیها، انسانیت و همدلی نیز وجود دارد.
وقتی کودک بیش از حد نگران میشودبرخی نشانهها ممکن است نشان دهد کودک تحت فشار قرار گرفته است:- کابوسهای شبانه - ترس از جدا شدن از والدین - پرسشهای مکرر درباره مرگ یا خطر - بیحوصلگی یا پرخاشگریدر چنین شرایطی مهمترین کار این است که زندگی روزمره کودک تا حد ممکن ثابت بماند: برنامه خواب، مدرسه، بازی و فعالیتهای عادی.ثبات در زندگی روزمره یکی از مهمترین عوامل ایجاد احساس امنیت در کودکان است.گاهی صادقانه بگویید «نمیدانم»کودکان گاهی پرسشهایی میپرسند که پاسخ قطعی ندارند؛ مانند:«جنگ کی تمام میشود؟»در چنین مواقعی میتوان صادقانه گفت: «نمیدانم، اما آدمهای زیادی در دنیا تلاش میکنند که جنگها تمام شود.»صداقت، حتی وقتی پاسخ کامل نداریم، اعتماد کودک را تقویت میکند.امید را زنده نگه داریددر نهایت، مهمترین چیزی که کودکان از گفتوگو با والدین دریافت میکنند احساس امید به آینده است.یادآوری این نکات میتواند به آنها کمک کند:- بیشتر مردم دنیا جنگ دوست ندارند- در تاریخ، جنگهای زیادی پایان یافتهاند - انسانها توانایی حل مشکلات را دارندکودکان باید بدانند که حتی وقتی جهان با چالش روبهرو میشود، هنوز انسانهای زیادی هستند که برای بهتر شدن آن تلاش میکنند.
والدین عزیز...وقتی کودکان درباره جنگ سؤال میکنند، در واقع یک پرسش عمیقتر دارند: «آیا دنیا هنوز جای امنی است؟»پاسخی که بیش از هر چیز به آنها کمک میکند، ترکیبی از صداقت، آرامش و اطمینانبخشی است. اگر کودکی بداند میتواند سؤال بپرسد، احساساتش شنیده میشود و بزرگترها مراقب او هستند، حتی در روزهایی که خبرها نگرانکننده است نیز میتواند با امید و اعتماد رشد کند.#جنگ#ایران #کودکانمنابعUNICEF – Talking to Children About War American Psychological Association – Helping Children Manage Distress Harvard Center on the Developing Child Child Mind Institute – How to Talk to Kids About War Save the Children – Supporting Children During Conflict 20:13 - 18 اسفند 1404