روایت تکان‌دهنده از شب تلخ اورژانسی‌ها در قرچک

«من و همکارم را با سنگ به رگبار بستند و با تیزبر به ما حمله‌ور شدند. به قدری سلاح سردشان تیز بود که ما در صحنه متوجه ضربه تیزی که به ما زدند، نشدیم.» این را کارشناس اورژانسی می‌گوید که برای نجات یک زخمی در ۱۸ دی‌ماه در صحنه حادثه حاضر شده بود.
خبرگزاری فارس – گروه سلامت: در مجامع و قوانین بین‌المللی از مراکز درمانی به عنوان مراکز صلح یاد می‌شود که براساس آن، تحت هیچ شرایطی نباید به مراکز و تجهیزات درمانی و کادر درمان صدمه‌ای وارد شود؛ اما در جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ شاهد آسیب رساندن اغتشاشگران و جنگ‌طلبان به درمانگاه‌ها، کادردرمان، آمبولانس‌ها و... بودیم.در اغتشاشات روز‌های اخیر ۲۱۹ دستگاه آمبولانس دچار آسیب شده و از مدار خدمت‌رسانی خارج شده‌ است؛ همچنین به گفته جعفر میعادفر رئیس اورژانس کشور فقط در استان تهران نزدیک به ۵۴ کارشناس اورژانس آسیب‌دیده‌اند.رامین عذیری سرپرست اورژانس قرچک و مصیب جعفری کارشناس اورژانس تهران ۲ تن از کادر درمان آسیب‌دیده در اغتشاشات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ هستند که با حضور در خبرگزاری فارس، جزئیات بسته شدن مسیر‌ها برای رساندن زخمی‌ها به بیمارستان و محاصره شدن در دام اغتشاشگران را برای ما شرح دادند:فارس: در شب هجدهم دی ماه چه اتفاقی در شهر قرچک افتاد؟ عذیری: شب هجدهم دی ماه به همکارانم اطلاع داده شد که متاسفانه در برخی از خیابان‌ها اغتشاشاتی در حال وقوع و اتفاقاتی در جریان است. بلافاصله به منطقه اعزام و در دفترم حاضر شدم؛ در حالی که تماس‌ها به طور مکرر افزایش پیدا کرد و این روند ادامه داشت.وقتی متوجه شدم که میزان تماس‌ها به حدی زیاد شده که توان عملیاتی و قدرت پاسخگویی به درخواست‌ها را نداریم، تصمیم به افزایش ظرفیت گرفتیم. در نهایت ۵۰ درصد ظرفیت عملیات را افزایش دادیم و برای بهبود وضعیت، خود بنده و همکارم یک آمبولانس دیگر را فعال کرده و وارد چرخه عملیات شدیم.
چند دقیقه بعد از مرکز ارتباطات اورژانس به ما اطلاع داده شد که در میدان امام خمینی شهر قرچک یک مورد تیرخوردگی گزارش شده است.فارس: فرد تیرخورده نظامی بود؟عذیری: تا این لحظه همچنان نمی‌دانم که فردی که تیر خورده، از عوام بوده یا نیروهای نظامی و امنیتی؛ ۳۰۰ _ ۲۰۰ متر مانده به محل حادثه، متاسفانه موانعی فیزیکی در مسیر قرار داده شده بود و به هیچ عنوان اجازه ورود به صحنه را به ما نمی‌دادند. این موضوع شرایط را برای ما بسیار دشوار کرد.چندین نفر جلوی آمبولانس را گرفتند و ما را محاصره کردند. من و همکارم از آمبولانس پیاده شدیم. در حال صحبت و توضیح دادن وضعیت بودیم که کار ما فقط امدادرسانی است، ما نیروی امنیتی و نظامی نیستم و هدف ما فقط ارائه خدمات درمانی و امدادی به افراد نیازمند است.متاسفانه در حین صحبت‌ها و توضیح وظیفه‌مان، ناگهان به ما حمله‌ور شدند. ابتدا پنج یا شش نفر با چوب، چماق، سنگ و حتی تیزبر به سمت ما حمله کردند.سپس تعداد حمله‌کنندگان بیشتر شد و به سراغ آمبولانس‌ رفتند. هدفشان این بود که آمبولانس‌ را از دست ما درآورده و آتش بزنند. حدود یک یا دو ساعت قبل از این اتفاق، یکی از آمبولانس‌های ما را به آتش کشیده بودند.در حالی که کارشناسان اورژانس طبق وظیفه ذاتی و دستورالعمل‌های سازمان اورژانس، فارغ از هر گونه جهت‌گیری، جنسیت، قومیت یا وابستگی فرد آسیب‌دیده، وظیفه داریم که خدمات پزشکی و امدادی را به هر فردی که نیاز دارد، ارائه دهیم. تنها مسئله‌ای که برای ما اهمیت دارد، ارائه خدمات به هر کسی است که به کمک نیاز دارد.
فارس: افرادی که به شما هجوم آوردند چندساله بودند؟عذیری: بیشتر افرادی که به ما حمله کرده بودند، نوجوان و جوان بودند. ۱۸- ۱۷ ساله به نظر می‌رسیدند. اما بعداً چند نفر با سن بالاتر به کمک آن‌ها آمدند و کمک‌هایشان باعث شدت گرفتن حملات شد. درست همان لحظه بود که ما را به زمین انداختند و وضعیت بسیار بحرانی شد.فارس: شما و همکارتان چگونه آسیب دیدید؟عذیری: من و همکارم را با سنگ به رگبار بستند و با تیزبر به ما حمله‌ور شدند. به قدری سلاح سردشان تیز بود که ما در صحنه متوجه ضربه تیزی که به ما زدند، نشدم. وقتی که در حال برگشت به پایگاه بودیم، یک لحظه احساس کردم که از سر و صورتم عرق می‌ریزد. به همکارم گفتم که این اتفاق افتاده و در واقع ترس برای هر انسانی ممکن است، اما به حدی نبود که اینطوری از ترس عرق بریزم. کمی که به خودم آمدم، متوجه شدم که سر و صورتم خونی است. همکارم هم به من گفت که احساس می‌کند دستش آسیب دیده است. وقتی نگاه کردیم، دیدیم بله، دست ایشان هم با تیزی آسیب دیده است. آن شب، هم سر من و هم دست همکارم بخیه شد. ظاهرا ضربه با یک وسیله تیز مثل کاتر زده شده بود، ضربه آنقدر سریع بود که در لحظه متوجه نشدم.
فارس: آمبولانس آسیب دید؟عذیری: ما فقط توانستیم از مخمصه فرار کنیم و آمبولانس را از آن وضعیت خارج کنیم. در حین خروج، چند سنگ به آمبولانس پرتاب شد که خوشبختانه آسیب جدی به آن وارد نشد.فارس: این حملات به چه میزان بر روی توان عملیاتی اورژانس تأثیر گذاشت؟عذیری: این حملات تأثیر بسیار زیادی روی توان عملیاتی اورژانس گذاشت. به طور خاص، ۲ آمبولانسی که پنج‌شنبه شب آسیب دید، باعث شد که حداقل ۱۲۰ هزار نفر از خدمات اورژانس محروم شوند.این یک ضربه بزرگ به سیستم امدادرسانی است و نشان می‌دهد که این اتفاق نه تنها آسیب جسمی به ما وارد کرده بلکه باعث کاهش شدید توان عملیاتی شده است.فارس: فکر می‌کنید چه کسانی مسئول و سرپرست این حملات بودند؟عذیری: این حرکت قطعا از سوی مردم نبوده است. به وضوح می‌توانم بگویم که این افراد اغتشاشگر و معاند بودند. هدف آن‌ها این بود که ما نتوانیم امدادرسانی را به درستی انجام دهیم. این حملات باعث می‌شد که افراد آسیب‌دیده‌ای که ممکن بود جانشان نجات پیدا کند، نتوانند از خدمات اورژانس بهره‌مند شوند. همچنین، این کار باعث کاهش توان عملیاتی اورژانس و نارضایتی مردم از خدمات شد که به تبع آن پاسخگویی به تماس‌ها در روزهای بعد دشوارتر می‌شد.واقعاً علاوه بر آسیب‌های فیزیکی که به ما وارد شد، آسیب روحی بسیار بزرگی نیز متحمل شدیم. خصوصاً در آن صحنه متشنج که ما تنها با هدف امدادرسانی وارد شده بودیم. ما فقط مثل همیشه در حال ارائه خدمات به مردم بودیم، هیچ‌گونه جهت‌گیری خاصی نداشتیم. هدف ما صرفاً کمک به افراد آسیب‌دیده بود. متاسفانه، وقتی که حمله به ما انجام شد، مانع از انجام درست وظایف خود شدیم.
فارس: اغتشاشگران به شما چه می‌گفتند؟عذیری: اصلاً هیچ وقت تصور نمی‌کردم که با هدف خدمت به مردم به بالین بیمار حاضر شوم اما به من و خانواده‌ام توهین شود. پنج‌شنبه شب اهانت‌هایی به من شد که هیچ‌وقت فراموش نخواهم کرد. فحش‌هایی که شنیدم، حتی گفتنشان هم برایم سخت است و هر بار که به آن لحظات فکر می‌کنم، واقعاً حالم بد می‌شود.آن شب ما به شدت هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ جسمی آسیب دیدیم. آسیب‌هایی که به ما وارد شد، نه تنها درد جسمی داشت بلکه روحیه‌مان را هم به شدت تحت تاثیر قرارداد. تجربه‌ای که از آن شب به دست آوردم، برای همیشه در ذهنم خواهد ماند.فارس: پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه چند مأموریت به شما اعلام شد؟جعفری: در آن شب، ما چندین ماموریت انجام دادیم. بیشتر ماموریت‌ها از ساعت ۸:۳۰ به بعد شروع شد که شامل موارد تیرخوردگی و آسیب‌های جدی بودند. در همه این ماموریت‌ها، تلاش کردیم که فارغ از هر چیزی، خدمات امدادی را ارائه دهیم و به مردم کمک کنیم. همه افرادی که به آن‌ها امدادرسانی کردیم، مردم عادی بودند و هیچ تفاوتی بین آن‌ها قائل نشدیم.اما آخرین ماموریتی که رفتیم، متاسفانه شرایط بسیار بحرانی بود. در آن ماموریت، ما مورد حمله قرار گرفتیم و شرایط به گونه‌ای شد که هیچ‌کدام از کارهای امدادی‌مان را نتواستیم به درستی انجام دهیم. تنها کاری که توانستیم انجام دهیم این بود که آمبولانس را از محل حادثه خارج کنیم. چون پیش از این، حدود یک یا دو ساعت قبل، یکی از آمبولانس‌های ما به طور کامل از چرخه خارج شد و دچار آتش‌سوزی شده بود.
عذیری: در شب هجدهم دی ماه تقریباً ۵۰ ماموریت به ما اعلام شد که بیشتر آن‌ها در شهر قرچک بودند. متاسفانه از بین این ۵۰ ماموریت، به دلیل موانع فیزیکی که اغتشاشگران برای ما ایجاد کرده بودند نتوانستیم حدود ۶ یا ۷ ماموریت را انجام دهیم.مردم اجازه ندادند که آمبولانس‌ها وارد شوند و مسیر حرکت آمبولانس‌ها مسدود شد. این اقدامات عملاً به این معنا بود که می‌خواستند از رسیدن خدمات بهداشت و درمان به افرادی که نیاز داشتند، جلوگیری کنند.اما با تمام مشکلات و موانعی که ایجاد کردند، ما توانستیم حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد ماموریت‌ها را به انجام برسانیم و به بالین افراد آسیب‌دیده برسیم. با این حال، آسیب‌هایی هم به آمبولانس‌ها وارد شد. علی‌رغم تمام تهدیدها و فشارهایی که به ما وارد شد، ما تمام تلاش‌مان را کردیم تا به وظیفه‌مان عمل کنیم. آمبولانس‌ها و تیم‌های ما همچنان به خدمت‌رسانی ادامه دادند، حتی زمانی که با تهدیدات و حملات روبرو شدیم.
۶۹ MB
فارس: وقتی بیماران را به بیمارستان منتقل می‌کردید، شرایط در آنجا چگونه بود؟عذیری: وقتی بیماران را به بیمارستان منتقل می‌کردیم، شرایط خیلی سخت بود. طبق استانداردهای جهانی، معمولاً رمپ آمبولانس باید جلوی در اورژانس قرار داشته باشد تا بتوانیم سریعاً مصدوم را به داخل منتقل کنیم. اما در آن شب، نزدیک به ۱۰۰۰ نفر از مردم در اطراف رمپ آمبولانس‌ایستاده بودند. بیشتر آن‌ها افرادی بودند که خانواده یا اقوامشان آسیب دیده بودند و در حال انتظار برای دریافت خبر از عزیزانشان بودند.هر بار که ما یک بیمار را می‌آوردیم، با تهدید و توهین روبرو می‌شدیم. حتی گاهی مجبور می‌شدیم آمبولانس را خارج از رمپ نگه داریم و بیماران را از روی برانکارد به پایین بیاوریم، در حالی که نگاه‌ها و فحش‌ها به سمت ما بود.این رفتارها و تهدیدها واقعاً ضربه روحی بزرگی به ما وارد کرد. ما هیچ تفاوتی بین مردم نمی‌گذاشتیم. ما نمی‌دانستیم که کسی که با اورژانس تماس می‌گیرد، از کدام دسته یا گروه است.تنها هدف ما کمک به افراد نیازمند بود. این توهین‌ها و تهدیدها، خیلی سخت و آزاردهنده بود. با وجود تمام تهدیدها و فشارهای روحی، تنها انگیزه‌ام این بود که به وظیفه‌ام عمل کنم و به کسانی که نیاز به کمک داشتند، کمک کنم. ما در موقعیتی قرار داشتیم که زندگی یا مرگ افراد به سرعت در حال تغییر بود و این مسئولیت سنگینی بود که نمی‌توانستیم از آن صرف‌نظر کنیم. برای من و تیمم، هدف از همه چیز مهم‌تر بود: «کمک به انسان‌ها و نجات جان‌ها.»
فارس: فکر می‌کنید اغتشاشگران یا گاها مردم چرا به شما توهین می‌کردند؟عذیری: متاسفانه رسانه‌های خارجی بیشتر توصیه کرده بودند که چنین رفتارهایی انجام شود و به نوعی این حرکت‌ها را تشویق کرده بودند. من تا به حال چنین شرایطی را ندیده بودم و واقعاً برایم غیرقابل باور بود که در چنین وضعیتی قرار بگیریم. به همین دلیل، آمبولانس ما را آتش زدند. ما در ۱۸ دی‌ماه مثل همیشه، تماماً در حال انجام وظیفه خود بودیم که همان امداد و نجات است. هیچ‌گونه ارتباطی با مسائل امنیتی نداشتیم و نداریم. نیروهای امنیتی و نظامی وظایف و مسئولیت‌های خود را دارند، که شامل خودروها و تجهیزات خودشان است. اما سازمان ما به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که ما به مسائل امنیتی ورود پیدا کنیم. ما به عنوان تیم امداد و نجات فقط وظیفه داریم که به افراد کمک کنیم و هیچ‌گاه وارد مباحث سیاسی یا امنیتی نشویم.
فارس: شما گفتید که در همان شب یکی از آمبولانس‌های اورژانس را آتش‌زدند، زمانی که از آتش‌سوزی آمبولانس مطلع شدید، چه اقدامی انجام دادید؟عذیری: لحظه‌ای که شنیدم می‌خواهند آمبولانس را آتش بزنند، با لباس شخصی آماده شدم و به داخل شهر رفتم. ابتدا از دیسپچ آمار گرفتم که آمبولانس ما دقیقاً کجاست، چون به ما گفته بودند روبه‌روی ترمینال است. استعلام گرفتم و مشخص شد که رو به روی ترمینال قرچک نیست. دوباره پیگیری کردم و گفتم جی‌پی‌اس آمبولانس را بررسی کنند. گفتند داخل یکی از کوچه‌هاست. من هم با لباس شخصی و با برداشتن سوئیچ یدک راه افتادم تا اگر امکانش باشد، آمبولانس را از آن مخمصه خارج کنم.وقتی به صحنه رسیدم، دیدم شیشه‌های آمبولانس شکسته است و طبق صحبت‌هایی که شنیدم، قبل از رسیدن ما، دو نفر روی آمبولانس بنزین ریخته بودند. ابتدا کابین جلوی آمبولانس را آتش زدند و سپس به دلیل وجود اکسیژن، انفجار رخ داد و کابین عقب هم به طور کامل سوخت. عملاً هیچ چیزی از آمبولانس باقی نمانده بود؛ فقط یک لاشه خالی مانده بود و دیگر هیچ امکان استفاده‌ای از آن وجود نداشت.آمبولانس به طور کامل از چرخه خارج شده بود. نه وسیله‌ای باقی مانده بود و نه چیزی که قابل استفاده یا ترمیم فوری باشد. آنچه دیدم، نتیجه یک حادثه کاملاً مخرب بود که تمام توان عملیاتی آن آمبولانس را از بین برد.واقعاً بعد از این اتفاقات، من، همکارانم و همه کسانی که با این لباس در حال خدمت هستند، دچار یک ترس عمیق شده‌ایم. ترسی که از این می‌آید که دیگر حتی مردم هم به ما رحم نکنند؛ در حالی که کار و رسالت ما چیز دیگری است. متأسفانه اورژانس هم مورد تعرض قرار می‌گیرد و همین موضوع باعث می‌شود این ترس در دل پرسنل شکل بگیرد.پایان پیام/
19:16 - 5 بهمن 1404

0 بازدید