سقوط در چاله توهم؛ واکاوی پیام‌های متناقض کمال الماسی جاف

با فروکش کردن ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ و شکست سناریوهای متعدد برای برهم زدن امنیت ملی، مهره‌های سوخته و سرکردگان فرقه‌های نوظهور که تمام اعتبار خود را بر اسب بازنده «دخالت نظامی بیگانه» شرط‌بندی کرده بودند، اکنون در باتلاقی از تناقضات گرفتار شده‌اند. کمال الماسی جاف، بنیانگذار فرقه موسوم به «فرزندان» (بنیاد بنی) و نماینده سابق فرقه ضاله «اکنکار» در ایران، جدیدترین نمونه از این دست لیدرهای سرگردان است که پیام‌های اخیر او حکایت از یک فروپاشی روانی و تشکیلاتی دارد.اعتراف به بن‌بست؛ پایان رویای حمله خارجیالماسی که تا پیش از این با سوءاستفاده از مفاهیم شبه‌معنوی مانند «چرخه‌های کارما»، به پیروان خود وعده حتمی حمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به خاک ایران را می‌داد، در چرخشی آشکار و ناشی از ناامیدی، در آخرین پیام خود عملاً بر طبل شکست کوبیده است. وی با صراحت می‌نویسد: «هیچ معجزه‌ای در راه نیست... منتظر معجزه نباشید.» این اعتراف صریح نشان می‌دهد که اتاق فکرهای خارج‌نشین که بر روی وقوع یک درگیری نظامی حساب باز کرده بودند، اکنون به این واقعیت پی برده‌اند که اقتدار دفاعی ایران، رویاهای آنان را به سراب تبدیل کرده است.
فرار رو به جلو با کلیدواژه «کارما»بررسی پیام‌های این سرکرده نشان می‌دهد که وی برای جلوگیری از ریزش نیروهای سرخورده و میدانی خود که اکنون با وعده‌های توخالی او تنها مانده‌اند، بلافاصله به تغییر ادبیات روی آورده است. او که پیش‌تر حمله نظامی را «حتمی» می‌دانست، اکنون برای سرپوش گذاشتن بر خطای محاسباتی‌اش، دخالت دولت‌های خارجی را صرفاً یک «پارازیت» (نویز) بی‌اهمیت توصیف می‌کند و مدعی است که سقوط نظام ایران نه از طریق موشک‌های آمریکایی، بلکه با «توازن کارما» رخ می‌دهد! این تغییر لحن، تاکتیکی کلاسیک در فرقه‌هاست تا شکست در پیش‌بینی‌های عینی را با حواله دادن به امور ماورایی و غیرقابل اندازه‌گیری جبران کنند.آخرین تیر ترکش: قدرت خیالی «اک»بخش مضحک‌تر ادعاهای الماسی جاف، تلاش او برای بازسازی اعتبار خدشه‌دار شده‌اش با توسل به مفاهیم فرقه ضاله اکنکار است. وی مدعی شده که در حال بررسی «بازوهای ضربه نهایی» است و در کنار حمله نظامی، از بازوی قدرتمندتری به نام «قدرت اک» نام می‌برد که قرار است حکومت را شوکه کرده و ریشه‌کن سازد. تحلیل‌گران حوزه فرقه‌ها معتقدند پناه بردن به این ادبیات انتزاعی و ادعای وجود «قدرت‌های مخفی که حکومت از آن بی‌اطلاع است»، نشان‌دهنده آخرین تلاش‌های یک لیدر شکست‌خورده برای حفظ سیطره ذهنی بر هواداران اندک باقی‌مانده است. الماسی با این ترفند می‌کوشد تا عدم وقوع حمله نظامی (که پیش‌تر وعده داده بود) را نه یک شکست، بلکه وجود یک نقشه پیچیده‌تر و ماورایی جلوه دهد.
نتیجه‌گیریآنچه از کنار هم قرار دادن این اظهارات به دست می‌آید، تصویر روشنی از «استیصال در جبهه ضدانقلاب» است. وقتی لیدرهای فرقه‌ای که خود را متصل به منابع غیبی می‌دانستند، این‌گونه در تحلیل واقعیت‌های میدانی به لکنت می‌افتند، بیش از پیش مشخص می‌شود که سناریوی فشار خارجی و آشوب داخلی به بن‌بست کامل رسیده است. کمال الماسی امروز نه یک پیشگو، بلکه بازیگری است که در تئاترِ شکست‌خورده‌ی خود، با کلمات بازی می‌کند تا مگر چند صباحی بیشتر، پیروان فریب‌خورده‌اش را در حصار توهمات نگه دارد.
08:58 - 7 بهمن 1404
آسیب‌های اجتماعی
نظامی و امنیتی

1 واکنش
280 بازدید