تروریسم شهری راهبرد جدید ائتلاف آمریکایی–صهیونیستی علیه ایران
اساتید و پژوهشگران؛ طی نشستی به کالبدشکافی ابعاد پنهان، لایههای عملیاتی و اهداف غایی دشمن در تقابل شهری پرداختند
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: با ناکامی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در پیشبرد اهداف خود از طریق جنگ اخیر، پارادایم تهدیدات امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران وارد فاز جدید و پیچیدهتری شده است. در این تغییر استراتژی، دشمنان با انتقال نقطه ثقل درگیریها به عمق جامعه، تلاش میکنند تا با بهرهگیری از حربه «تروریسم شهری» و هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی، تابآوری اجتماعی را در هم شکسته و پروژه فروپاشی از درون را کلید بزنند.در همین راستا و به منظور واکاوی دقیق این تهدید نوپدید، نشست تخصصی و راهبردی با عنوان «جنگ رمضان: گذار به تروریسم شهری و مسئله پایداری اجتماعی» به همت و همکاری مشترک مجموعه « ایران جان »، «اتحادیه انجمنهای علمی علوم سیاسی ایران»، «انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد» و «انجمن علمی مطالعات آمریکای شمالی دانشگاه امام حسین (ع)» برگزار گردید.در این نشست، اساتید و پژوهشگران برجسته این حوزه؛ علیرضا رحیمی، حسین عبدالملکی و محمد میرعبدلی، به کالبدشکافی ابعاد پنهان، لایههای عملیاتی و اهداف غایی دشمن در این تقابل شهری پرداختند که در ادامه، مشروح بیانات این کارشناسان ارائه میگردد.
از ناکامی در «جنگ رمضان» تا تغییر فاز به «تروریسم شهری» علیرضا رحیمی در ابتدای این نشست با اشاره به مفهومشناسی تروریسم شهری و پدیده «برچسبزنی تروریسم» اظهار داشت: جنگ اخیر که از آن تحت عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود و توسط ائتلاف غربی-صهیونیستی تحمیل شده است، ریشه در یک پروژه پیچیده امنیتیسازی دارد. وی افزود: در این سناریو، قدرتهای غربی بهویژه آمریکا با استفاده ابزاری از مفهوم تروریسم، چهار محور اساسی را برای توجیه مداخله نظامی و اقناع افکار عمومی خود (بهخصوص حامیان جریانهای خاص سیاسی در غرب) طراحی کردند. این پژوهشگر عنوان کرد: این محورها شامل پیوند زدن برنامههای صلحآمیز هستهای ایران به «تروریسم هستهای»، معرفی کشور به عنوان جدیترین حامی تروریسم دولتی از طریق مصادره گروههای مقاومت منطقهای، سوءاستفاده رسانهای از حوادث دیماه برای تصویرسازی منفی از حاکمیت، و در نهایت امنیتیسازی برنامه موشکی و القای تهدید مستقیم این تسلیحات است.
رحیمی در ادامه به وضعیت میدانی جنگ رمضان و ابعاد موازنه قدرت پرداخت و افزود: برخلاف برآوردهای اولیه مهاجمان، ایران تنها دریافتکننده ضربات نبوده، بلکه ضربات جدی و متقابلی به منافع متجاوزان در منطقه از جمله در اردن، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کرده است. اقدام بیسابقه و راهبردی نیروی دریایی سپاه در کنترل تنگه هرمز که بر بازارهای جهانی انرژی اثرگذار بود، و همچنین ورود فعال و هدفمند جبهههای چندگانه مقاومت در لبنان و عراق، مانع از تحقق اهداف نظامی دشمن شد. وی گفت: حتی در صورت برقراری آتشبس، ایجاد موازنه در برابر قدرتهای هستهای و هژمون، کسب تجارب جدید در کنترل آبراهها و ایجاد نسل جدیدی از روابط با کشورهای حوزه خلیج فارس، دستاوردهای قابلتوجهی محسوب میشود.
وی در ادامه با تبیین تغییر استراتژی دشمن پس از ناکامی در جبهههای نبرد کلاسیک، تصریح کرد: با عدم موفقیت در تضعیف کامل توان آفندی و پدافندی ایران، راهبرد متجاوزان وارد فاز خطرناکتری به نام گسترش جنگ به حوزه «تروریسم شهری» شده است. این عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) اظهار کرد: تروریسم شهری به معنای استفاده عمدی از خشونت و ارعاب در محیطهای متراکم و پرجمعیت برای دستیابی به اهداف سیاسی و ایدئولوژیک است. در این لایه فضایی از تروریسم، پارادایم تهدید از فعالیت در حاشیهها به نفوذ در متن شهرها تغییر یافته و شهر از یک زیستگاه انسانی، به هدف، ابزار و صحنه نمایش پیام تروریستها تبدیل شده است.
رحیمی با اشاره به مراحل، اهداف عملیاتی و تفاوت ماهوی این نوع از تروریسم با جنگهای شهری خاطرنشان کرد: این استراتژی در سه مرحله طراحی شده است؛ ابتدا تضعیف توان دفاعی، سپس حمله به مراکز تامینکننده امنیت داخلی مانند کلانتریها و پایگاههای بسیج، و در نهایت تمرکز بر شهروندان، مناطق مسکونی و فضاهای عمومی با هدف در هم شکستن تابآوری اجتماعی. آمارها نشان میدهد بمبگذاریها با اختصاص ۵۷ درصد از حوادث، بیشترین نقش را در تلفات شهری دارند. تروریسم شهری با استفاده از تاکتیکهای نامتقارن با جنگ شهری و درگیریهای داخلی تفاوت دارد، اما به عنوان یک کاتالیزور، خود میتواند ابزاری برای ایجاد نارضایتی و کشاندن جامعه به سمت شورش و درگیری مستقیم با حاکمیت باشد.
وی در پایان در خصوص غایت نهایی پروژه تروریسم شهری هشدار داد و گفت: هدف نهایی از پیادهسازی این سناریو، ایجاد پیوند عملیاتی میان هستههای ترور و گروههای مخالف نظام برای تکمیل پروژه براندازی و فروپاشی درونی است. در این عرصه، تفاوت معناداری میان اهداف دشمنان وجود دارد؛ به طوری که آمریکا به دنبال وادار کردن ایران به تسلیم است، اما رژیم صهیونیستی سناریوی خطرناکتری مبنی بر تسلیم و سپس تجزیه سرزمینی کشور (در راستای رویای اسرائیل بزرگ) را دنبال میکند تا از طریق هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و فرسایش روانی جامعه، اهداف ژئوپلیتیک ناتمام خود را محقق سازد.
چرخه وحشت و شورش؛ هدف نهایی دشمن از کشاندن جنگ به عرصه شهرها چیست؟حسین عبدالملکی در ابتدا با اشاره به شرایط پیچیده امنیتی پس از نبرد دوازده روزه و جنگ اخیر، یاد شهدای ارتش، سپاه و شهروندان بیگناهی که در دفاع از کیان کشور در برابر تجاوزات جنایتکارانه جبهه آمریکا و اسرائیل جان باختند، و همچنین شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی را گرامی داشت.
وی با تشریح حوادث ناگوار هجدهم و نوزدهم دیماه، بیان کرد که جبهه آمریکایی-صهیونیستی و مزدوران خارجنشین اپوزیسیون با فضاسازی گسترده امنیتی و رسانهای در دنیا تلاش کردند نظام جمهوری اسلامی را به عنوان حاکمیتی تروریستی که علیه مردم خود اقدام میکند، معرفی کنند و همین فضاسازیها زمینهساز جنگی شد که امروز در داخل آن قرار داریم.وی سپس به تبیین مفهوم تخصصی تروریسم شهری پرداخت و آن را «استفاده عمدی از خشونت و ارعاب در محیطهای شهری برای دستیابی به اهداف سیاسی، ایدئولوژیک یا اجتماعی» تعریف کرد؛ پدیدهای که تمرکز اصلی خود را بر مناطق پرجمعیت قرار میدهد تا احتمال بروز تلفات گسترده و وحشت عمومی در جامعه را به بالاترین حد ممکن برساند.
این پژوهشگر تروریسم شهری در ادامه به بررسی دقیق لایههای پنجگانه پدیده تروریسم در ادبیات کلاسیک امنیتی پرداخت. وی لایه نخست را «لایه کنشی» شامل خود عملیات و مولفههای فیزیکی خشونت، لایه دوم را «لایه روانی و رسانهای» با هدف ایجاد ترس گستردهای فراتر از قربانیان مستقیم حادثه، لایه سوم را «لایه سیاسی-ایدئولوژیک» با نیت تغییر رفتار و محاسبات دولتها و جوامع، و لایه چهارم را «لایه هویتی یا گفتمانی» جهت مشروعیتبخشی ایدئولوژیک به اقدامات مخرب توصیف کرد. به گفته وی، پدیده تروریسم شهری دقیقاً در لایه پنجم یعنی «لایه فضایی» قرار میگیرد؛ جایی که فضاها، عرصههای عمومی و زیرساختهای حیاتی شهرها مستقیماً به عنوان اهداف عملیاتی انتخاب میشوند. وی با اشاره به تحول چشمگیر این پدیده نسبت به قرن بیستم (که در آن گروههای مسلح عمدتاً در کوهستانها و خارج از محدودههای شهری مستقر بودند)، تاکید کرد که امروزه با ظهور جهانشهرها، تراکم فزاینده جمعیت، وابستگی شدید زندگی مدرن به زیرساختها و نقش بیبدیل رسانهها در بازنمایی خشونت، تروریسم به دل شهرها کشیده شده است.وی با ارجاع به اندیشمندان و نظریهپردازان این حوزه از جمله استفان گراهام، جان کوفی، مارکوز و ساویچ، تروریسم شهری را بخش جداییناپذیر از ساختار جدید جنگ نرم دانست که در آن، شهرها نه تنها هدف حمله، بلکه خود به یک میدان نبرد و ابزار اعمال فشار تبدیل شدهاند.
وی در ادامه برای رفع هرگونه خلط مبحث در مطالعات امنیتی، به مرزبندی و تبیین تفاوتهای مفهومی میان «تروریسم شهری»، «جنگ شهری» و «جنگ داخلی» پرداخت. بر اساس توضیحات وی، تروریسم شهری متکی بر استفاده از تاکتیکهای نامتقارن (مانند بمبگذاری، آدمربایی و حملات انتحاری) با هدف ایجاد ترس و بیثباتی در میان غیرنظامیان است؛ در حالی که جنگ شهری شامل درگیریهای مسلحانه مستقیم میان نیروهای نظامی (اعم از دولتی یا غیردولتی) با استفاده از تاکتیکهای سنتی نظامی برای تسخیر یا کنترل یک منطقه مشخص در شهر است. از سوی دیگر، جنگ داخلی درگیریهای گسترده و طولانیمدت میان گروههای درون یک کشور برای تغییر ساختار قدرت یا جداییطلبی است که محدود به شهر نیست و میتواند در مناطق روستایی نیز رخ دهد. وی تاکید کرد که اهداف تروریسم شهری معمولاً مکانهای نمادین، فضاهای شلوغ و نقاطی با جنبه فناوری است که حداکثر بازنمایی رسانهای را داشته و پیامد روانی آن ایجاد استرس و بیاعتمادی شدید در جامعه است. این کارشناس همچنین با استناد به آمارهای شاخص جهانی تروریسم در سال ۲۰۱۷ اشاره کرد که در حدود ۱۷۰ هزار حمله تروریستی درون شهرها که منجر به کشته شدن بیش از ۵۰۰ هزار نفر از غیرنظامیان شد، ۵۷ درصد از طریق بمبگذاری و انفجار، و حدود ۲۳ درصد از طریق تهاجمهای نظامی به مکانهای عمومی، مراکز پلیس و پایگاههای فرماندهی داخل شهرها صورت گرفته است.
وی در تشریح آسیبپذیری شهرها، به نظریات مختلف روانشناختی، اقتصادی و ساختاری اشاره کرد و زیرساختهای تامین آب، شبکههای حملونقل، تولید انرژی، خدمات اضطراری، تراکم جمعیتی و کاربریهای خطرزای شهری را اصلیترین اهداف این حملات برشمرد.وی در پایان با تاکید بر وجود یک رابطه دوطرفه و پیچیده میان تروریسم شهری و جنگ شهری، تصریح کرد که تروریسم همواره به عنوان یکی از ابزارهای اصلی در جنگهای شهری مورد استفاده قرار میگیرد و متقابلاً، فضای وحشتِ ناشی از ترور میتواند ریشه و زمینهساز شروع جنگهای شهری و داخلی باشد. دکتر عبدالملکی با نگاهی تطبیقی و میدانی به جنگ اخیر و اهداف دشمن از یورشهای هوایی به زیرساختها، مراکز جمعیتی و اداری-سیاسی، زنجیره این حملات را یک استراتژی هدفمند توصیف کرد.
وی هشدار داد که هدف نهایی دشمن از تخریب محیطهای شهری، ایجاد نارضایتی عمیق در مردم، کاهش سطح تابآوری جامعه، توسعه این نارضایتیها و تبدیل آنها به شورشهای خیابانی است؛ چرخهای که با هدایت شورشها و ایجاد درگیری مستقیم میان مردم و حاکمیت، در دکترین دشمن به عنوان زمینهها و اقدامات اولیه برای سقوط و فروپاشی ساختار نظام برنامهریزی شده است.
سناریوی سهلایه دشمن؛ از ترورهای هدفمند تا فعالسازی «تروریسم شهری» محمد میرعبدلی در ابتدای بیانات خود با اشاره به رویکرد دوگانه و ابزاری قدرتهای غربی بهویژه ایالات متحده نسبت به پدیده تروریسم اظهار داشت: در عرصه روابط بینالملل، از یک سو رویکرد «برچسبزنی تروریسم» به عنوان حربهای سیستماتیک علیه کشورهای مستقل اعمال میشود تا اهداف مداخلهجویانه توجیه گردد؛ و از سوی دیگر، تاریخچه سیاست خارجی این کشورها نشاندهنده حمایت عملی از تروریسم به عنوان ابزار جنگ نامتقارن است. این حمایتها از تجهیز گروههای افراطی در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان تا بهرهبرداری از گروههای تکفیری مانند داعش در سالهای اخیر، با هدف ایجاد ناامنی مهندسیشده در منطقه و تضعیف محور مقاومت صورت گرفته است. وی در ادامه به تغییر راهبرد دشمنان پس از ناکامی در پیشبرد اهداف از طریق جنگهای نیابتی پرداخت و افزود: با تضعیف نشدن کامل محور مقاومت، استراتژی غرب به سمت تقابل نظامی و بهرهگیری همزمان از بستر ناآرامیهای داخلی تغییر جهت داده است. در گذشته تلاشهایی برای ضربه زدن به زیرساختهای هستهای و پدافندی به منظور زمینهسازی برای تغییر نظام (رژیمچنج) صورت گرفت، اما موانعی چون شرایط فصلی و عدم آمادگی لجستیکی مانع از تحقق آن شد. در دوره اخیر، استراتژیستهای غربی و صهیونیستی تلاش کردند تا با سوءاستفاده از فضای اعتراضات داخلی و کاربرد مجدد برچسب تروریسم علیه حاکمیت، درگیریهای نظامی خارجی را با آشوبهای داخلی پیوند بزنند.
این پژوهشگر حوزه تروریسم در ادامه با تبیین ابعاد عملیاتی این تقابل جدید، آن را در قالب یک پروژه تروریستی چندلایه توصیف کرد و گفت: لایه نخست این طراحی، «تروریسم دولتی» است که مشخصاً توسط رژیم صهیونیستی و با هدف قرار دادن دقیق مقامات و سران صورت میگیرد. لایه دوم، بهرهگیری از «تروریسم گروههای حرفهای» است که از طریق تحریک و ایجاد ائتلاف میان گروههای مسلح قومی و مذهبی در مناطق مرزی (از جمله تحرکات گروههای تجزیهطلب در مرزهای غربی و تلاش برای ائتلافسازی در جنوب شرقی کشور) دنبال میشود؛ تحرکاتی که البته با هوشمندی دستگاههای امنیتی و حملات پیشدستانه به مقرهای آنان در خارج از مرزها با شکست مواجه شد.وی با اشاره به لایه سوم و پیچیدهترین بخش این سناریو، یعنی «تروریسم شهری»، خاطرنشان کرد: پس از ناکامی در لایههای قبلی، برنامه دشمن سوق دادن تنشها به محیطهای شهری است. در این مدل، عناصر آموزشدیده و مسلح با پنهان شدن در میان جمعیت شهروندان و سوار شدن بر موج اعتراضات، دست به اقدامات خشونتبار میزنند. این نوع تروریسم به دلیل درهمتنیدگی با بافت جمعیتی، چالشی مضاعف برای نیروهای حافظ امنیت ایجاد میکند و متمایز از اقدامات شبهنظامی در محیطهای مرزی است.
وی در پایان در خصوص غایت نهایی از فعالسازی تروریسم شهری هشدار داد و تصریح کرد: هدف اصلی از این سناریو، جبران ناتوانی ائتلاف غربی در پیادهسازی نیروی زمینی برای براندازی است. از آنجا که افکار عمومی غرب با اشغال نظامی مستقیم همراهی نمیکند، دکترین دشمن بر این پایه استوار شده که حملات هوایی و دریایی صرفاً محدود به نابودی زیرساختهای هستهای، موشکی و نیروی دریایی باشد و وظیفه فروپاشی از درون به تروریسم شهری محول گردد. در واقع آنها به دنبال این هستند که با درگیر کردن همزمان نیروهای نظامی در مرزها و نیروهای انتظامی در داخل شهرها، جبهه سومی در عمق خاک کشور باز کنند تا با فرسایش توان امنیتی، پروژه تغییر نظام توسط پیادهنظام داخلی محقق شود.
15:09 - 26 اسفند 1404