آمریکا تندرو نیست؟

الف) در سپهر سیاسی ایران غربگراها همیشه برای از دور خارج کردن افراد انقلابی و مبارز در برابر غرب، آن‌ها رامتهم به تندروی کرده‌اند. در این قاعده هرچه فرد اصولگراتر باشد (معنای مصطلح سیاسی مدنظر نیست) تندروتر تصویر میشود و ره‌آورد آن هم وادار کردن افراد به عقب‌نشینی یاحذف آن‌ها از معادلات سیاسی است. این درحالیست که این واژه‌سازی غربی‌هاست و در اسلام صراط مستقیم و منحرف از صراط داریم و فرد، گروه یا جریانی که در صراط مستقیم است هرچه تندروتر بهتر.ب) آمریکا اکنون میزبان جام‌جهانی است و ایران نیز یکی از تیمهای حاضر دراین جام است. آن‌ها مبتنی بردشمنی و اصول! خود ده‌ها مشکل برای تیم ملی ایران ایجاد کرده‌اند. معنای دیگر این واقعیت این است که آمریکاییها ازکوچکترین فرصت‌ها نیز برای بروز دشمنی و دیکته‌ی اصول خود بهره می‌برند.ج) آمریکا در هیچ دوره‌ای از مذاکرات نپذیرفته تا به ساختار اصلی تحریم‌ها دست بزند. وعده‌های او برای این دور از مذاکرات نیز فعلا نسیه است. آمریکایی که ادعای ابرقدرتی دارد آیا نمیشد و نمی‌توانست با تساهل و تسامح به وضع و حفظ تحریم‌ها بپردازد؟د) آمریکایی‌ها علیرغم در جریان بودن مذاکرات با ایران، به بخشی از همراهان تیم ملی روادید ندادند تا آن‌ها قادر به حضور در جام‌جهانی نباشند. درجریان بودن مذاکرات را هم با این موضوعات تقاطع ندادند چون برای آن‌ها یک امرمسلم وجود دارد حفظ به اصطلاح ارزش‌ها و قوانین آمریکایی!ر) اکنون جادارد ازبرخی غربگراها پرسیدآیا این روند طبق همان منطق شماتندروی آمریکایی‌ها نیست؟ اگر نیست پس چرا هموطنان انقلابی خود را از باب حفظ ارزش‌ها تندرو می‌نامید؟ و اگرهست چرا بطرف آمریکایی معترض نیستید و آیا راه مقابله با این روند تقویت هموطنان انقلابی‌تان نیست؟
17:07 - 5 تیر 1405
سیاست داخلی
اندیشه
آمریکا و اروپا

1 واکنش
60٫1k بازدید



2 پاسخ

@user1751672304863 ساعت پیش
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌فرشاد‌
فرشاد

@Iranehamdel  •  8 ساعت پیش

مطالبه

مطالبه‌ی جامعه برای تمرکز بر ریشه‌های اصلی مشکلات اقتصادی

مجموعه چالش‌های اقتصادی نظیر تورم، فقر و ناترازی‌های ساختاری، تأثیرات زنجیره‌ای و گسترده‌ای بر بدنه اجتماع و معیشت مردم گذاشته است. تداوم وضعیت کنونی و اکتفا به شعارها یا راهکارهای کوتاه‌مدت، نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه شکاف اقتصادی را عمیق‌تر خواهد کرد. این ناترازی‌ها و فشارهای تورمی، علاوه بر تأثیرات مخرب داخلی، به بستری برای بهره‌برداری‌های خارجی تبدیل شده و ارزش پول ملی را در معرض تهدیدات مداوم قرار داده است. متأسفانه، همچنان شاهد تداوم مشاوره‌های غیرکارشناسی هستیم که تلاش می‌کنند با عادی‌سازی وضعیت تورمی و ارائه طرح‌های نمایشی، از پذیرش واقعیت‌های اقتصادی شانه خالی کنند. سیاست‌زدگی در تصمیمات کلان اقتصادی، خود به یکی از محرک‌های اصلی تورم تبدیل شده است. لازم است با بازنگری جدی در فرآیندهای مالی، به‌ویژه در زمینه انضباط پولی، کنترل هزینه‌کردهای غیرضرور در سازمان‌ها و جلوگیری از قیمت‌گذاری‌های غیرمنطقی تحت عناوین مختلف، از رویکردهای تورم‌زا فاصله گرفت. تجربه نشان داده است که برخوردهای مقطعی با عوامل پایین‌دستی بازار (مانند دلالان خرد)، اگرچه ممکن است در ظاهر واکنشی به گرانی باشد، اما در حقیقت تمرکز بر «معلول» به جای «علت» است. این‌گونه اقدامات که حکم مسکنی موقت را دارند، بدون رفع ریشه‌های اصلی، تنها تنش‌ها را تداوم بخشیده و در نهایت، تورم با شدتی بیشتر به مدار افزایشی بازمی‌گردد. امید است با عبور از فضای شعار، بازی با کلمات و رویکردهای نمایشی، شاهد تمرکز واقعی و عملیاتی مسئولان بر حل ریشه‌ای عوامل تورم، گرانی و فساد باشیم؛ چرا که تنها با اقدام عمیق و اصولی در این مسیر، امکان بازگرداندن ثبات به اقتصاد کشور فراهم خواهد شد. انشالله

مسئولان پاکدست، دولتمردان ، وزرا ، معاونین ، مشاوران، رئیس جمهور محترم، سازمان های نظارتی و بازرسی و حکومتی، شورای رقابت و سازمان حمایت، قوه محترم قضائیه، مجلس

0
100
گزارش از مطالبه

@user17091005274173869823 ساعت پیش
در پاسخ به
مبنای اعتدال، پیروی از دستور خدا هست.ولی افرادی که از دستور خدا در خصوص عدالت پیروی نمیکنند، همیشه در حال امتیاز دادن به مستکبر هستند.