طلای جهان برای شهدای «میناب» و «دنا»
قویترین مرد جوان جهان، تنها پس از فتح سکوی جهانی، مدالهای طلایش را به شهدای دانشآموز «میناب» و شهدای ناوشکن «دنا» تقدیم کرد تا ثابت کند قهرمانان واقعی، آنان هستند که امنیت و آرامش را برای ما به ارمغان آوردند.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، متولد ۲۴ بهمن ۱۳۸۴ است، در یک خانوادهای ورزشی چشم به جهان گشوده. داییها و برادرانش همگی ورزشکار هستند و مشوق اصلیاش در عرصه ورزش، مادر و داییاش بود، به دلیل استعداد ژنتیکی، علاقه زیادی به رشتههای ورزشی سنگین پیدا کرد تا اینکه به رشته وزنهبرداری علاقهمند شد.از ۱۱ سالگی تا تیم ملیدانشجوی تربیتبدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان خدابنده است، ورزش را از ۱۱ سالگی آغاز کرده و خیلی زود مسیر پیشرفت را طی کرده است، بهطوری که در ۱۶ سالگی توانست این رشته را بهصورت حرفهای دنبال کند و بهعنوان یکی از استعدادهای برتر، به تیم ملی دعوت شود.
سلطه بر آسیا و جهانصاحب مدال طلا و نقره نوجوانان و نقره جوانان آسیا با افتخار، او سکوهای افتخار آسیا را یکی پس از دیگری فتح کرد. مدالهای طلا و نقره نوجوانان و نقره جوانان آسیا، حاصل تلاش بیوقفهاش در میادین هند، ازبکستان و قطر بود.اما اوج درخشش این قهرمان در مسابقات آمریکای جنوبی رقم خورد، جایی که در سال ۲۰۲۵، عنوان «قویترین مرد جوان جهان» را از آن خود کرد، اما دیری نپایید که امسال هم با تکرار این شاهکار، بار دیگر بر تارک این عنوان ایستاد و نام خود را جاودانه ساخت.سهراب مرادی، سجاد بهروزی، بهادر مولایی، علی نصرتی و حمید بکشلو چراغ راه پیشرفتش در دنیای ورزش وزنهبرداری بودهاند. بله صحبت از یک قهرمان جهان است، قهرمانی که آوازهاش در سراسر جهان پیچید و نامش لرزه بر اندام حریفان انداخت، «حمیدرضا محمدی تنها» همان کسی که بهپاس دفاع جانانه رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی سوم، بر روی سکوی قهرمانی ایستاد و سلام نظامی داد.حمیدرضا با سلام نظام خود شکوهی از ایمان، غیرت و میهندوستی را به نمایش گذاشت، حرکتی که برای همیشه در حافظهها ماندگار شد. او با این رفتار، نشان داد که اگر روزی لازم باشد، برای دفاع از کیان، مردم و آرمانهایش، با تمام وجود در میدان خواهد ایستاد.
طلای جهان با تمرین در خانهحمیدرضا محمدی تنها، قهرمان وزنهبرداری جوانان جهان، خاطرات آن روزهای پرالتهاب را اینگونه برایمان روایت میکند: پیش از آغاز جنگی که توسط آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان رقم خورد، ما در اردوی شیراز، تحت تمرینات فشردهای بودیم که فدراسیون بادقت طراحی و تدوین کرده بود.اما با شروع جنگ، برای حفظ امنیت و باتوجهبه شرایط بحرانی، مجبور شدیم به شهرهایمان بازگردیم. با پیگیریهای مستمر فدراسیون، تمرینات را بهصورت انفرادی و در خانه ادامه دادیم. پس از اعلام آتشبس، بهصورت موقت به اردبیل اعزام شدیم. دو هفته در اردبیل تمرین کردیم، اما راستش را بخواهید، تمرین در خانه شرایط را برای بازگشت به آمادگی کامل کمی دشوار کرده بود. آن حرکات سنگین و دقیقی که در اردو انجام میدادیم، در فضای خانه قابلاجرا نبود، از یک سو هم به ما ویزا نمیدادند، موضوعی که آن زمان خبر داغ همه رسانهها شد، اما با پیگیری وزیر امور خارجه و رئیس فدراسیون وزنهبرداری و ریاست فدراسیون جهانی توانستیم دقیقه ۹۰ ویزا بگیریم و به مسابقات مصر اعزام بشویم، شرایط پرواز هم بسیار دشوار بود، پروازی که در حالت عادی ۴ تا ۵ ساعت طول میکشید، ۳۵ ساعت طی کردیم!پرواز و جنگ بهانهای بیش نبود اما پرواز و جنگ، همه بهانهای بیش نبود. در آن میدان، عرق ملی و غیرتمان اجازه نداد که لحظهای در راه سربلندی پرچم کشورمان کم بگذاریم. تمام توان و ارادهمان را به کار گرفتیم تا پرچم پر افتخار ایران، همچنان برافراشته بماند. خدا را شاکریم که شرمنده ملت نشدیم و توانستیم بار دیگر، پرچم مقدس کشورمان را به اهتزاز درآوریم و لبخند رضایت را بر لبان هموطنانمان بنشانیم.
سلام نظامی قهرمان جهان از آقای محمدی در مورد حرکت سلام نظامی پس از قطعیشدن طلای یکضرب، پرسیدم ادامه میدهد: خداوند را شاکریم که توانستیم برای دومین سال پیاپی، قهرمان جهان بشویم! سال گذشته، بدنهایمان در اوج آمادگی بود و رقابتهای نفسگیری را پشت سر گذاشتیم. امسال نیز آماده بودیم، شاید نه به آن سطحی که کاملاً انتظارش را داشتیم، اما با دوازده رقیب سرسخت روبرو بودیم و رقابتی بسیار تنگاتنگ، بهویژه با تیم قدرتمند ازبکستان داشتیم.لحظهای که طلای حرکت یکضرب قطعی شد، تمام وجودم سرشار از غیرت شد. به احترام نیروهای مسلح و انتظامی کشورمان، سلام نظامی دادم. ما سربازان وطن هستیم، چه در میدان ورزش و چه اگر روزی در جبهههای دیگر لازم باشد، جانمان را فدای دفاع از کیان و ملت خواهیم کرد.سپس، در حرکت دوضرب، وقتی سه مدال طلایم قطعی شد، قلبم از شور و افتخار لبریز شد. بوسهای بر پرچم مقدسی زدم که بر سینه داشتم. هنگامی که سرود ملی کشورمان پخش شد، تمام سالن در احترام به پرچم کشورمان ایستاد. من و یکی از هموطنانم که مدال نقره را کسب کرده بود، هر دو با سلام نظامی، به پرچم مقدس و سرود ملیمان ادای احترام کردیم.
سه مدال طلا، هدیه به شهدای «میناب» و «دنا» در سال ۲۰۲۵، هنگامی که مدال طلا بر گردنم آویخته شد، آن را با تمام وجودم به آستان مقدس امام رضا (ع) تقدیم کردم و هر آنچه دارم، از برکت وجود ائمه اطهار و امامانمان است. در این مسیر پر فراز و نشیب هم که سه مدال ارزشمند را کسب کردم، هر پیروزی را به شهدای دانشآموز میناب و همچنین دلاورمردان ناوشکن دنا تقدیم کردم تا یادشان همواره زنده بماند.به ایرانی بودنم افتخار کردمسؤال میکنم، در آن لحظه چه احساسی داشتید: آن لحظه، احساس غرور، تمام وجودم را فراگرفت. به ایرانی بودنم افتخار کردم، به این خاک، این مردم، این فرهنگ غنی. این نهایت افتخار است که پرچم کشورت را در جهان به اهتزاز درآوری و فریاد بزنی: من یک ایرانیم!
مصدومیتها رنگ میبازند محمدی از رابطه مصدومیت با ورزش حرفهای میگوید اینکه چگونه مصدومیتها به لذت و شیرینی تبدیل میشوند، اضافه کرد: در مسیر پر فراز و نشیب ورزش حرفهای، مصدومیتها همواره همراه ما هستند. اما این دردها، بخشی جداییناپذیر از این راه پرافتخارند. گویی اگر سختیها و رنجها نباشند، شیرینی پیروزی و لذت بوسه بر پرچم و مدال، هرگز اینچنین عمیق و دلنشین نخواهد شد. هنگام بلندکردن وزنه، تمام تمرکزم بر روی آن لحظه است. دردها و مصدومیتهای گذشته، در آن هیاهوی قدرت و اراده، رنگ میبازند. تمام توان و هستیام را به کار میگیرم تا هدفی را که برایش سالها جنگیدهام، به سرانجام برسانم. چرا که میدانم، هرچه این مسیر دشوارتر باشد، طعم پیروزی شیرینتر خواهد بود.سختترین وزنه زندگیام، بلندکردن خودم از روی زمین بود این قهرمان جوان جهان از سختترین لحظات ورزشیاش حرف به میان میآورد و ادامه میدهد: سختترین وزنه زندگیام، بلندکردن خودم از روی زمین بود، لحظهای که از جا برخاستن از زمین، نیرویی فراتر از هر تلاشی را میطلبید. آن لحظه، نقطه آغازین من بود، استارتی برای تمام پیشرفتهایی که آرزویش را داشتم و در همان حال، با خودم عهد بستم که هرطور که شده باید به هدفم برسم.تمام زندگی ما وقف تمرین است، چه در هیاهوی صبحگاهی، چه در سکوت ظهر و چه در کشاکش عصرگاهی، هیچگاه از تلاش باز نمیایستیم. حتی در زمانهای کوتاهی که پس از مسابقات بهعنوان مرخصی نصیبمان میشود و تنها چهار یا پنجروز فرصت داریم تا طعم خانه را بچشیم، اما در خانه هم تحت نظارت فدراسیون، تمریناتمان را ادامه میدهیم.
مدال ۲۰۲۸، رؤیایی طلایی حمیدرضا سؤال میکنم، در دوران کودکی تصور میکردید که در این جایگاه در عرصه ورزشی بایستید؛ ادامه میدهد: زندگی بدون هدف، همچون قایقی سرگردان در دریای بیکران است، هدفی که نباشد، انگیزه نیز رخت برمیبندد. اما من، با تصویری از مدال طلای لسآنجلس ۲۰۲۸ بر صفحهنمایش گوشیام، هر روز صبح از خواب برمیخیزم، با توکل به خدا و تکیه بر ارادهای پولادین، امیدوارم این رؤیا را به حقیقت بپیوندم و با اهتزاز پرچم پرافتخار وطنم، دل همه مردم را شاد کنم.رسیدن به قله، بی فداکاری ممکن نیستآقای محمدی بهغیراز وزنهبرداری به کوهنوردی، موسیقی و کتاب علاقه دارد و از توصیهاش به نوجوانان و جوانانی که علاقهمند به رشته وزنهبرداری هستند سؤال میکنم و ادامه میدهد: اگر هدفی در دل دارند، باید آن را همیشه در ذهن و جانشان زنده نگه دارند، انگار که هر روز با همان هدف از خواب بیدار میشوند و با همان هدف به خواب میروند.رسیدن به قله، بی فداکاری ممکن نیست، باید از خیلی چیزها گذشت، باید سختیها را به جان خرید و با تمام وجود جنگید. راه موفقیت، راهی است که فقط با تلاش، صبوری و ایستادگی پیموده میشود. هر کس که میخواهد به هدفش برسد، باید برای آن بجنگد، عرق بریزد و هیچوقت از حرکت نایستد.
حضور در تیم ملی بزرگسالان رؤیای بعدی حمیدرضااز آقای محمدی از برنامههایش برای آینده ورزشیاش سؤال میکنم اضافه میکند: این رقابتها، سکویپرتاب من بهسوی المپیک است، کسب مدال طلای المپیک، آرزویی است که با تمام وجود به دنبال تحقق آن هستم. در این مسیر پر فراز و نشیب، با عزمی راسخ و تلاشی بیوقفه، گام برمیدارم تا به اهداف بزرگم برسم. اما مدالها تنها بخشی از این راه هستند، هدف نهایی من، برافراشتن پرچم پرافتخار کشورم در بلندترین سکوی المپیک است. حتی من با تمام توان تلاش میکنم، به رکوردهای بزرگسالان برسم، بااینحال، میدانم که این راه نیازمند صبر، پشتکار و همراهی است. با پیگیریها و حمایتهایی که فدراسیون انجام میدهد، امیدوارم بتوانم به حدنصاب لازم در وزنهها برسم و در ادامه، افتخار پوشیدن لباس تیم ملی بزرگسالان را هم به دست آورم. چهار نفر از رفقای ورزشکارم شهید شدند در جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی ۴۵ روزه، شهدای ورزشکار بسیاری را تقدیم کشورمان کردیم. از آقای محمدی درباره شهدای ورزشکار پرسیدم و گفت: من در این دو جنگ، چهار نفر از رفقای ورزشکارم را در شهرستان از دست دادم. تمام تلاشم را میکنم که شرمندهٔ خون آنها نشوم.
مدال ما پاسخ موشکی به دشمن حملهٔ دشمن به اماکن ورزشی بسیار دردناک بود، اما این صحنهها نهتنها انگیزهٔ ما را کم نمیکند، بلکه آن را بیشتر هم میکند. هر مدالی با هر رنگی که میگیریم و هر بار که پرچم کشورمان را به اهتزاز درمیآوریم، پاسخی محکم و موشکی به قلب دشمن است.خیابانها با مردم و سکوی مدال با مابهعنوان سؤال پایانی از آقای حمیدرضا محمدی تنها، میپرسم، واکنش شما به مقاومت مردم که نزدیک به ۸۰ شب است که در خیابان حضور دارند چی است؟ گفت: همه ورزشکاران در صحنه حاضر هستند، چه در میادین ورزشی و چه در میادین دفاع از خاک، من حتی وقتی در شهرستان هستم، در تجمعات شبانهٔ مردم هم با افتخار شرکت میکنم. همیشه هم به مردم گفتهام که خیابانها با شماست و سکوی مدال با ما.هر قدمی که کنار مردم برداشته میشود، برای ما ورزشکارها تبدیل به انگیزهای تازه میشود تا روی سکوی افتخار، نام این سرزمین را سربلندتر کنیم.#قهرمان_جهان#وزنه_بردار#ورزشکار#حمیدرضا_محمدی#مدال_طلا#جنگ#شهدای_ورزشکار#المپیک#بلیط_هواپیما#دانشجو_دانشگاه_آزاد#فدراسیون#فدراسیون_وزنه_برداری#خبرگزاری_فارس_ورزشی 21:04 - 27 اردیبهشت 1405