برای کودکانم یک کودک اوتیسم و برای من یک همسر همراه بود
گرچه ۲ فرزندش اوتیسم بودند و شرایط زندگی دشوار بود اما او همیشه من را دلداری میداد، برای کودکانم یک کودک اوتیسم و برای من یک همسر همراه بود.
به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، روزی که خیابان سمیه شیراز مورد اصابت پهپادهای دشمن آمریکایی صهیونیستی قرار گرفت یک ساختمان نظامی به شدت آسیب دید و مردم خیابان نیز مورد هدف ترکشها قرار گرفتند. یک اتوبوس شهری کاملا سوخت و برخی مسافرانش به آسمان پر کشیدند.شهید "کاووس درویشی" یکی از شهدایی است که روز ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ در همان مکان حضور داشت و در این حمله موشکی به شهادت رسید و برای همیشه همسر و سه فرزندش را تنها گذاشت.همسرش مریم حامدخواه حالا با ۳ فرزند خردسال که ۲ تن از آنها اوتیسم هستند، روزهای سختی را میگذراند.وی از روزهای شیرینی سخن میگوید که همراه همیشگیاش طعم زندگی سخت با کودکان اوتیسم را برایش آسان کرده بود، اما امروز جای خالیاش بدجوری توی ذوق میزند و زندگی را برای او و کودکانش دشوار کرده است.وی در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت: سال ۱۳۸۶ با همسرم ازدواج کردیم و حاصل آن ۲ فرزند پسر و یک دختر است. پسر اول و دخترم که فرزند سوم و سه ساله است هر دو دارای اختلال اوتیسم هستند و پسر دومم که ۷ سال دارد، سالم است.حامدخواه ادامه داد: ۱۸ سال با او زندگی کردم و یک شب ندیدم نماز شبش ترک شود، همیشه لبتشنه و روزهدار بود و حتی به من نمیگفت روزه هستم که برای درست کردن سحری به زحمت نیفتم.پدری که سنگ تمام گذاشتحامدخواه از خاطرات خوب بچهها با پدر گفت: بچه ها هر روز بهانه پدر را میگیرند، پدری که نه تنها پدر، امبازی بچهها بود با هر کدامشان مثل خودشان بازی میکرد و برایشان وقت میگذاشت.وی افزود: کاووس از نیروهای یگانویژه نیروی انتظامی استان فارس و سرگرد بود و غیر از مواقعی که سر کار بود، همیشه همراه هم و با هم بودیم. او همسری نمونه و پدری فداکار بود.
حامدخواه گفت: وقتی در اوج خستگی به خانه میآمد برای پسرمان یک کودک اوتیسم میشد و با او بازی میکرد، برای پسر دوممان یک کودک ۷ ساله میشد و با او همراه بود، برای دختر سهسالهمان یک دختر سهساله اوتیسم میشد و برای من یک همسر همیشه همراه.همسر شهید درویشی در حالی که اشک امانش نمیداد، ادامه داد: گاهی که از دست بچه ها خسته میشدم و از شرایط گلایه میکردم، دلداریام میداد و شفای بچهها را در هر نمازش از خدا طلب میکرد.روز موعودروزی که خیابان سمیه مورد حمله دشمن قرار گرفت، همسرم از صبح برای انجام کاری به ستاد فرماندهی رفته بود تا بعد از آن سر کار خودش برود، حوالی ساعت ۱۲ و ۳۰ بود که با من تماس گرفت و صحبت کردیم، حالش خوب بود، اما ساعت حوالی ۱۴ که حمله صورت گرفته بود نمیدانستم آنجاست، زمان زیادی نگذشت برادر همسرم که همان حوالی خیابان سمیه بود، به محل حادثه رفته و از شهادت کاووس مطلع شده بود و به پدرش اطلاع داده بود.وی افزود: ابتدا به من گفتند ترکش خورده و زخمی است اما بعدا متوجه شدم چه بلایی سرم آمده است، اما این شهادت را گرچه فقدان بزرگ و سختی است اما برای خودم افتخار میدانم و به رضای خداوند رضایت دارم.حامدخواه از سختی این روزهای زندگی با سه فرزند کوچک که ۲ تن از آنها بیمار هستند، سخن گفت و افزود: شرایط نگهداری بچهها واقعا سخت است و من دست تنها هستم و نیاز به کمک دارم لذا از متولیان خواهش میکنم برای کمک به من یک پرستار در اختیار من قرار دهند.وی در پایان گفت: میدانم تقدیر من اینگونه رقم خورده و لیاقت داشتم پس از ۱۸ سال زندگی با یک همسر مهربان و همراه، همسر شهید بشوم.#شهید_کاووس_درویشی#یگانویژه#حمله_آمریکایی_صهیونی_به_خیابان_سمیه_شیراز 13:21 - 23 اردیبهشت 1405