یادداشت| صدومین قرار با وطن
در روزگاری که دشمن روی خستگی مردم حساب باز کرده بود، «نحن المنتقمون» به صدمین شب رسید؛ صد شبی که ثابت کرد عشق به وطن نه خسته میشود، نه به پایان میرسد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، بعضی عددها فقط یک عدد نیستند؛ روایتیاند از رنج، امید، مقاومت و ماندن. «صد شب» از همین جنس است. صد شب حضور، صد شب همدلی، صد شب روایتگری، صد شب دفاع از یک باور و صد شب ایستادن پای نامی به بزرگی ایران.اجتماعات شبانه «نحن المنتقمون» از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزهایی که منطقه وارد مرحلهای تازه از تنشها و درگیریها شد و بسیاری معتقد بودند هدف نهایی این تحولات، تغییر موازنههای قدرت در خاورمیانه است. اما در نگاه بسیاری از تحلیلگران، هرگونه تغییر در معادلات منطقهای، بدون تضعیف یا تغییر وضعیت ایران ممکن نبود. در همان روزها تهدیدها، فشارها و جنگ روانی علیه ایران به اوج رسید. سخن از بازگرداندن ایران به «عصر حجر» بود، سخن از حملات و فشارهایی که قرار بود اراده یک ملت را در هم بشکند.
اما آنچه در میدان رقم خورد، روایت دیگری بود.در حالی که آسمان منطقه پر از خبر تهدید و حمله بود، مردم راه دیگری را انتخاب کردند؛ راه حضور. راه ایستادن. راه با هم بودن.اجتماعات «نحن المنتقمون» از همان شبهای نخست، تنها یک برنامه یا یک گردهمایی معمولی نبود. این اجتماعات به صحنهای برای نمایش همبستگی ملی تبدیل شد؛ جایی که مردم فارغ از هر سلیقه و نگاه، زیر پرچم ایران و برای دفاع از عزت ملی گرد هم آمدند.اکنون که این اجتماعات به صدمین شب خود رسیده است، میتوان از زاویهای متفاوت به آن نگریست. صد شب عدد کوچکی نیست. صد شب یعنی سه ماه و اندی حضور مستمر. یعنی صد بار قرار گذاشتن با وطن. یعنی صد بار ترجیح دادن مسئولیت اجتماعی بر آسایش فردی.
در این صد شب شاید هوا سرد بود. شاید خستگی بر تنها سنگینی میکرد. شاید مسیرها طولانی بود و مشغلههای زندگی مجال چندانی باقی نمیگذاشت، اما دلهایی که برای ایران میتپد، با این سختیها از میدان خارج نمیشود. وقتی باور واقعی باشد، جسم خسته میشود اما روح نه. وقتی عشق به وطن در جان مردم ریشه داشته باشد، حضور به یک وظیفه عاشقانه تبدیل میشود.شاید مهمترین دستاورد این صد شب، همین باشد؛ اثبات اینکه ملت ایران در بزنگاههای تاریخی همچنان بزرگترین سرمایه کشور است. دشمنان ممکن است برای تغییر معادلات برنامهریزی کنند، فشار بیاورند، تهدید کنند و سناریوهای مختلف طراحی کنند، اما آنچه همواره محاسبات را بر هم زده، حضور مردمی بوده که پای کشورشان ایستادهاند.
در میانه تحولات ماههای اخیر نیز بارها نشانههایی از این واقعیت دیده شد. تغییر مواضع، عقبنشینی از برخی تهدیدها و تداوم بنبستها در دستیابی به اهداف اعلامی، همگی نشان دادند که ایران کشوری نیست که بتوان سرنوشت آن را صرفاً از بیرون تعیین کرد. در نهایت این مردماند که معادلات اصلی را رقم میزنند؛ مردمی که نشان دادهاند در برابر فشارها از هویت، استقلال و منافع ملی خود عقب نمینشینند.صد شب «نحن المنتقمون» در حقیقت صد شب پشتیبانی از خاک مادری بود. صد شب فریاد این حقیقت بود که ایران برای فرزندانش تنها یک سرزمین نیست؛ بخشی از هویت، تاریخ و آینده آنهاست. صد شب یادآوری این نکته بود که عشق به وطن هنوز زنده است، ریشه دارد و نسل به نسل منتقل میشود.
این صد شب همچنین صد شب روایتگری از عزت و اقتدار ملت ایران بود؛ اقتداری که تنها در تجهیزات و امکانات خلاصه نمیشود، بلکه پیش از هر چیز در اراده مردمی نهفته است که در سختترین شرایط نیز امید خود را از دست نمیدهند. مردمی که نشان دادند همتشان نه تنها کمتر نشده، بلکه هر روز ریشهدارتر و عمیقتر شده است.
تاریخ درباره این روزها بسیار خواهد نوشت؛ از تهدیدها، از فشارها، از درگیریها و از تحولات سیاسی و نظامی. اما در میان همه این روایتها، تصویری ماندگارتر از همه باقی خواهد ماند؛ تصویر مردمی که شب به شب در کنار یکدیگر ایستادند، امید را زنده نگه داشتند و نشان دادند که ایران را دوست دارند.امروز، در صدمین شب اجتماعات «نحن المنتقمون»، آنچه پیش روی ماست فقط یک عدد نیست؛ نماد صد شب وفاداری است. صد شب همدلی است. صد شب ایستادگی است. صد شب امید است.و شاید خلاصه تمام این صد شب را بتوان در یک جمله گفت؛ جملهای که بارها از میان جمعیت شنیده شد و به شعار دلهای بسیاری تبدیل شد:مردم، به خدا علاج در وطن است.
08:53 - 18 خرداد 1405