هشتگ «یک_و_بیست» رو من تِرند کردم

«من همیشه عاشق حضرت آقا بودم... حاج‌قاسم رو هم بی‌نهایت دوست دارم. من فعالِ فضای مجازیم؛ پیج اینستاگرام با صد هزار فالوئر داشتم که بارها به خاطر پست‌های حاج‌قاسم بسته شد. هشتگ "یک و بیست" رو من ترند کردم.»
خبرگزاری فارس، ام سلمه فرد: خودکار را با ظرافت میان انگشتانش می‌چرخاند، آن‌قدر محوِ پُر کردن گزینه‌های برگه‌ی ثبت‌نام بسیج بود که انگار جهان در حوالیِ آن چند خط متوقف شده است. برگه را که به بانوی مسئول داد، با صدایی آرام اما استوار گفت: «اگه اجازه بدید، تو بخش رسانه می‌تونم کمک‌تون کنم.»
در نگاه اول خیال کردم لابد آمده تا همه‌چیز را به شوخی بگیرد؛ چند کلمه‌ی بی‌اهمیت بنویسد و با خنده‌ای سبک، از جمع دور شود. اما وقتی از موکب فاصله گرفت و در هیاهوی جمعیت رو به گم‌شدن رفت، نیرویی بی‌اختیار مرا به سمتش کشاند. دویدم دنبالش و نفس‌نفس‌زنان صدایش زدم: «خانم... ببخشید!»ایستاد. برگشت. نگاهش آمیخته به تعجب و مهربانی بود: «جانم؟»گفتم: «دیدم فرم بسیج رو پر کردید... می‌شه چند لحظه حرف بزنیم؟ چی شد که اومدین اینجا؟»
نفس عمیقی کشید، لبخندی تلخ روی لبش نشست و گفت: «من هر شب میام... از وقتی که رهبرم رو شهید کردن، دیگه نیومدن دستِ خودم نیست.» ناگهان سرش را پایین انداخت؛ شانه‌هایش لرزید و اشکش، شبیه قطره‌های نذرشده برای وطن، بی‌صدا بر گونه‌هایش ریخت. میان هق‌هق گریه گفت: «دیگه نمی‌تونم تو خونه بمونم. باید بیام اینجا... باید همراه این مردم، دلتنگیمو فریاد بزنم.»

آقا رو خیلی دوست داشتم

به چشمانش که نگاه می‌کردی، سفیدی‌اش از هجومِ بغض به سرخی می‌زد؛ نوکِ دماغش قرمز شده بود و صورتش طوری جمع می‌شد که انگار دارد جلوی یک انفجار درونی را می‌گیرد. با صدایی گرفته و لرزان ادامه داد: «من آقارو خیلی دوسش داشتم...» و بعد دوباره، بغضش بی‌محابا ترکید. چنان سوزناک گریه می‌کرد که داغِ «رهبر شهید» در دل من هم دوباره زنده شد. حالا هر دو پا به پای هم گریه می کردیم.

هشتگ «یک_و_بیست» رو من تِرند کردم

چند لحظه گذشت، کمی که آرام شد، پرسیدم: «همیشه حس تون به حضرت آقا همین‌طور بود؟»سرش را تکان داد. انگار کلمات را از لابه‌لای آوارِ بغض بیرون می‌کشید: «من همیشه عاشقش بودم... حاج‌قاسم رو هم بی‌نهایت دوست دارم. من فعالِ فضای مجازیم؛ پیج اینستاگرام با صد هزار فالوئر داشتم که بارها به خاطر پست‌های حاج‌قاسم بسته شد. هشتگ "یک و بیست" رو من ترند کردم

در اغتشاشات ۱۸ دی ماه حضور داشتم

مدام تلاش می‌کرد با فشار آوردن به گلویش، بغض سرکش را مهار کند: «راستش… من توی اغتشاشاتِ ۱۸ دی توی خیابون بودم؛ اما برای آشوب نرفته بودم. من رفته بودم برای اعتراض، چون سال‌ها درس خوندم، دانشگاه رفتم، اما الان شغلِ درست‌وحسابی ندارم. من برای امنیتِ مالی خودم و خانواده‌ام اعتراض داشتم؛ با اصلِ نظام جمهوری اسلامی مشکلی نداشتم.»
با سرانگشتان لرزان، اشک‌های پهن‌شده روی صورتش را جمع کرد و گفت: «ببینید ۱۸ دی که رفتم خیابون، وقتی دیدم فضا اصلاً اون چیزی نیست که من فکرشو می‌کردم، سعی کردم دیگه همراه اون‌ها شعار ندم. فهمیدم دروغ گفتن؛ گفته بودن برای معیشت و مشکلات اقتصادی بیاین، اینجوری مردم رو فریب دادن و با خودشون همراه کردن. در حالی‌که من، شالوده و اصلِ نظام رو قبول داشتم.»

نمی‌دونم چجوری باید تو دنیای بدون آقا زندگی کنم!

مکثی کرد، انگار می‌خواست تمام خستگیِ این روزها را با یک دَم بیرون بریزد: «روزی که خبرِ شهادتِ رهبر رو از اینترنشنال شنیدم، دنیا روی سرم آوار شد. همیشه توی خانواده ما حرف این بود که؛ رهبر توی پناهگاه‌های چند صد کیلومتری زیر زمین قایم شده، بنظرم همون عددی هم که از عمق زمین می‌گفتن، خنده‌دار و غیرمنطقی بود، من میدونستم که اون مثل مردم عادی زندگی میکنه و هیچ کس مثل اون نگران ایران نیست و برای بالا نگه داشتن پرچم این کشور تلاش نمیکنه.از اون روز تا حالا، مثل مرغِ سرکنده، توی بلاتکلیفی گیر کردم؛ نمی دونم چطور باید توی دنیایِ بعد از رهبر مظلومم زندگی کنم.»
خواستم کمی آرامش کنم. با لبخندی لرزان گفتم: «الحمدلله که حالا آقا مجتبی هست...»چشمانش را پاک کرد و گفت: «من شناختِ کافی از ایشون ندارم. قبلاً فقط توی شبکه‌های معاند ماهواره‌ اسمش رو شنیده بودم؛ همون‌ موقع وقتی که دیدم چقدر برای تخریبش تلاش می‌کنن، مطمئن شدم حتماً از نظر عقیده و سیاست، از همه فرزندان رهبر به پدرش شبیه‌تره. آخه دشمن همیشه به اونی حمله می‌کنه که ازش می‌ترسه. من ارادت دارم بهشون، اما... اون‌جوری که پدرش رو دوست داشتم... چون من خیلی عاشق سیدعلی خامنه‌ای بودم...هیچ کس نمیتونه جاشو پُر کنه...»

فقط احمق ها اینترنشنال میبینن

جمله ها را بریده بریده با بغض، ناتمام گذاشت و دوباره زد زیر گریه؛ من هم بی اختیار گریه می کردم، حرف هایش مثل تازیانه ای بود برای جراحت قلبم که زخمی عمیق دارد و به هر بهانه‌ای سر باز می‌کند. محکم در آغوشش گرفتم تا شاید اندکی آرام شود.بعد آهسته پرسیدم: «تو جمع خانواده و دوست‌هاتون هم از این همه محبت و احساستون نسبت به رهبر حرف می‌زدید؟»گفت: «بله... کلی هم حرف می‌خوردم.»لحظه‌ای ساکت ماند. نفسی تازه کرد و بعد، نگاهی عمیق به من انداخت و گفت: «نمی‌دونم چقدر شبکه‌هایی مثل اینترنشنال و من‌وتو رو دنبال می‌کردید... قبلاً یه چیزهایی می‌گفتن که حداقل، قابل باور بود. اما الان یه جوری شده که از امروز تا فردا، خط‌مشی‌شون عوض می‌شه. راستش، به نظرم آدم‌هایی که هنوز حرف‌های اونا رو قبول می‌کنن، احمقن؛ آخه دیگه حق و باطل کاملاً واضح و روشنه.»

حاج قاسم گفت که منم دخترش هستم

حرف‌هایش را تأیید کردم و گفتم: «خب، آخر این همه بحث و بیان حس قلبی تون، فایده‌ای هم داشته؟» ناگهان دوباره اشک‌هایش سرازیر شد. میان هق‌هق گریه نفس‌ زنان گفت: «می‌دونید... امثال من خیلی مظلومیم. تو جمع شما، ما بی‌دین‌های شما ایم و تو جمع دوستامون، ما تندرو و حکومتی. اما من دلم به همین یه جمله‌ی حاج‌قاسم گرمه که چند سال پیش، تو همین میدان شهرداری گفت: "همه‌ی شما دخترانِ من هستید."»
دیگر نمی‌توانست گریه‌اش را کنترل کند. آغوش من هم افاقه نمی‌کرد، انگار هیچ چیز توان آرام‌کردنش را نداشت. همان‌طور گریان خداحافظی کرد و خودش را به دل جمعیت زد. من ماندم و هق‌هق‌های دورش. دلم می‌خواست کاری برایش انجام بدهم، اما نمی‌دانستم چه؛ فقط تماشایش کردم که لابه‌لای آدم‌ها گم شد.

وقتی پای وطن در میان باشد

تصویرِ چشمانِ سرخ و صدایِ لرزانش، مثلِ داغی تازه بر جانم باقی ماند. کسی که با بیش از صد هزار دنبال کننده، در دنیای مجازی، برای #یک_و_بیست می‌جنگد و با وجود تمامِ زخم‌های معیشتی و اعتراض‌هایِ اقتصادی، وقتی پایِ "وطن" وسط می‌آید، تمام‌قد می‌ایستد.
او آمده بود تا در رسانه بسیج کمک کند، اما غافل از این که خودش، بزرگترین و صادقانه‌ترین رسانه‌ی این روزهاست؛ رسانه‌ای که با اشک‌هایش، حقانیتِ راهی را روایت می کند که حتی با شهادتِ علمدار، کور نمی‌شود. آری «سید علی خامنه ای» رفت، اما نام و راه او، در قلبِ تک‌تکِ دختران این سرزمین، زنده خواهد ماند.
10:57 - 14 مه 2026
حماسه و مقاومت
زنان
روایت روز




12 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌شقایق اشک‌
@Shaghayegh1ashk4 ساعت پیش
در پاسخ به
یکی از واقعی‌ترین، بهترین و قوی‌ترین یادداشت/مصاحبه/ گپ‌ بود که خوندم و دوست داشتم‌. از اون دست یادداشت‌ها که شاید محبوب عام نباشد اما ماندگارترین می‌شود. هرچقدر بگم عالی و خوب بود کمه. خدا بهتون قوّت بده. دستت درد نکنه 🌸

@Aliam__ysf4 ساعت پیش
در پاسخ به
الانه که واسش پیامک حجاب بره🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

@Start2 ساعت پیش
در پاسخ به
مگه اینترنتی هم هست که ترند بشه؟

تصویر نمایه‌ی ‌اَمین‌
@Qom162 ساعت پیش
در پاسخ به
حمایت شد لطفا شماهم حمایت کنید تا پیگیری بشه این موضوع 🙏https://farsnews.ir/Qom16/1771243533194078256
تصویر نمایه‌ی ‌اَمین‌
اَمین

@Qom16  •  16 فوریه 2026

درخواست بازنگری در مدیریت بخش پالایش سروش پلاس
مطالبه

درخواست بازنگری در مدیریت بخش پالایش سروش پلاس

با سلام و احترام در ماه‌های اخیر ضعف محسوسی در عملکرد بخش پالایش و رسیدگی به گزارش‌های کاربران در سروش پلاس مشاهده می‌شود. به نظر می‌رسد حضور آنلاین و پیگیری مستمر در بخش ریپورت کافی نیست و بسیاری از گزارش‌ها یا با تأخیر طولانی بررسی می‌شوند یا نتیجه بازدارنده‌ای در پی ندارند. این مسئله باعث شده برخی تخلفات بدون برخورد جدی ادامه پیدا کند. در حال حاضر مواردی مانند توهین به اقوام، انتشار محتوای مبتذل و تحریک‌آمیز، حمایت‌های سیاسی مسئله‌دار، فعالیت کانال‌های کراش‌یابی با محتوای مستهجن، حذف نشدن حساب‌ها و کانال‌های متخلف با وجود گزارش‌های متعدد، تبلیغات نامتعارف، بیوهای نامناسب، کلاهبرداری‌های مجازی و فروش روش‌های دور زدن فیلترینگ، همچنان مشاهده می‌شود و در برخی بخش‌ها رو به عادی‌سازی است. ادامه این روند موجب کاهش اعتماد کاربران دغدغه‌مند و تضعیف فضای سالم پیام‌رسان خواهد شد. لذا تقاضا داریم در مدیریت بخش پالایش تجدیدنظر جدی صورت گیرد و فرد یا تیمی جدید، فعال، پاسخگو و پیگیر جایگزین شود تا گزارش‌های مردمی با دقت، سرعت و قاطعیت بررسی و رسیدگی شوند. انشاالله مسئولین دغدغه مند پیگیر این موضوع بشوند با احترام جمعی از کاربران دغدغه‌مند

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌9**3937‌
@Iran_zamen2 ساعت پیش
در پاسخ به
قلم قوی،پاک و تاثیرگذاری دارید خدا حفظتون کنه.

تصویر نمایه‌ی ‌Mahan Ahmadi‌
@Mahan_ahmadi2 ساعت پیش
-الان اینها۲تا کار میکننیکحضوردرتجمعات،این خوبه،بایدتشویق بشندومبی حجابییه امربه معروف ونهی ازمنکر کوچک لازمه.به نظر،شما،باحجابها وبرخی شل‌حجابهاروکه تومرزبی حجابی هستندروفراموش کردیناکثریت رورهاکردین به افرادانگشت…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌مستند در برابر تاریکی‌
@AgainstDarkness2 ساعت پیش
در پاسخ به
اسم و تصویرشونو میزاشتید لااقل، یا صفحه شونو معرفی می کردید تا دنبال کنندگانش بیشتر بشه، به هر حال باید این اتحاد مقدس دو طرفه باشه

تصویر نمایه‌ی ‌سید نورالدین موسوی‌
@Seyed_Nouradin_mousavi2 ساعت پیش
در پاسخ به

اصلاح طرح مسکن جوانی و جمعیت توسط مجلس و دولت

.
مطالبه

درخواست رفع محدودیت سال تولد فرزند سوم در طرح حمایت مسکن

خانواده‌هایی مانند ما، به دلیل اینکه تاریخ تولد فرزند آخرمان سال ۱۳۹۹ است، نمی‌توانیم از این طرح استفاده کنیم. لطفاً این طرح اصلاح شود. در طرح «مسکن جوانی و جمعیت» مقرر شده است که برای برخورداری از مزایا، خانواده‌هایی که سه فرزند دارند، حتماً باید تاریخ تولد فرزند سوم آن‌ها سال ۱۴۰۰ باشد. این در حالی است که بسیاری از خانواده‌ها، از جمله خانواده ما، فرزند سوم‌شان در سال ۱۳۹۹ متولد شده و به همین دلیل امکان استفاده از این طرح را نداریم؛ در حالی که مستاجر نیز هستیم.

مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، دولت جمهوری اسلامی ایران، وزارت راه و شهر سازی، رئیس محترم قوه قضائیه، نهاد محترم ریاست جمهوری و ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست قوه قضائیه، وزیر راه و شهر سازی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، کمیسیون اصل 90، دفتر مقام معظم رهبری

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

تصویر نمایه‌ی ‌9**8136‌
@ResaneMeliRadio1 ساعت پیش
در پاسخ به
سلام ،به همین دلیل هست که همه بر اتحاد حداکثریدرمقابل دشمنان قسم خورده انقلاب اصرار داریمنباید همه سلایق مختلف رو بدلیل اینکه چرا نظرمتفاوتی با ما دارند ، طرد کرد !!! همونکه ایشوناشاره کرد ، درسته !!! دختران حاج قاسم 🥰برخی از جوانان ، حالا کمی فریب تهاجم فرهنگیخوردند ولی معاند و مخالف نیستند

@user1778630676651 ساعت پیش
در پاسخ به
بفرستیدش مستقیم سمت گشت ارشاد تا دیگه بی عفتی نکنه

@user1778630676651 ساعت پیش
در پاسخ به
میدونید چند تا جوون با دیدن ایشون تحریک میشن و به گناه میفتن؟ باید با ایشون و همه نفوذی های بیحجاب یا بدحجاب را اشد مجازات کرد

@jomhori_khah1 ساعت پیش
در پاسخ به
از خودت روایت ساختی ؟ از خودت عکس گذاشتی ! از خودتم تشکر کردی! اینجور چیزها باید با ارائه مستند همراه بشه.. اینترنشنال مال موساد خیال داری دلش برای مردم بسوزه؟