چقدر مردمِ خود را نترس بار آورد
خون رهبر شهیدمان، بهانهای شد تا ملت را گرد هم آورد و آتش غیرت و همبستگی را در دل نسلهای مختلف برافروخته کند.
خبرگزاری فارس، رشت: ترور ناجوانمردانهٔ رهبر انقلاب به دست رژیم صهیونیستی، نه پایان یک راه، بلکه آغاز فصلی تازه در بیداری اسلامی بود. در ۲۸ شب گذشته، هر شب خیابانها و میدانهای ایران شاهد خروش مردمانی بوده که با چشمانی اشکبار، اما دل هایی استوار به میدان آمدهاند؛ نه برای سوگواری از سر ضعف، بلکه برای تجدید عهد با راه مقاومت. خون رهبر شهیدمان، «سیدعلی حسینی خامنه ای» بهانه ای شد تا ملت را گرد هم آورد و آتش غیرت و همبستگی را در دل نسلهای مختلف برافروخته کند؛ از جوانان تا سالخوردگان، از شهرهای کوچک تا کلانشهرها، همه یکصدا علیه تجاوز آمریکایی–صهیونیستی ایستادهاند. اکنون نام و راه این شهید، به پرچمی تبدیل شده است که ملت مقاوم ایران، در سایهاش عزم خود را برای دفاع از وطن، عزت و عدالت، استوارتر از همیشه اعلام میکند.
شاعر نامآشنای گیلانی، مرتضی عابدپور لنگرودی، در تناسب با حالوهوای این روزها چنین سروده است:زمان زمانِ فروپاشیِ فراعنه ای ستخدا یکی ست که آن هم خدای خامنه ای ستکسی که آخر خط نیز خستهراه نبودهمینکه رفت ولی در پناهگاه نبوداگرچه رفت ولی باز افتخار آوردچقدر مردم خود را نترس بار آورد((به سربلندی این مملکت بگو حیدرنفس بگیر برادر، فقط بگو حیدر))برای ما رمضان بیشتر محرم بودچقدر مشت گره کرده ی تو محکم بودکه اینچنین تن خاورمیانه می لرزدجهانِ بی خردی عاجزانه می لرزدهمینکه بعد تو ایمانمان سقوط نکردعجیب نیست که ایرانمان سقوط نکرد((به سربلندی این مملکت بگو حیدرنفس بگیر برادر، فقط بگو حیدر))تو را زدند که جایش به ما قفس بدهندکه قاتلان تو باید تقاص پس بدهندو در مسیر تو باید فقط اطاعت کردذلیل باد کسی که به ما خیانت کردخیانتی که سزاوار چشم پوشی نیستبگو به کافه نشین ها... وطن _ فروشی نیست((به سربلندی این مملکت بگو حیدرنفس بگیر برادر، فقط بگو حیدر))بزن به کوری چشم یزید و ابن یزیدچه فرق می کند امروز کاخ سبز و سفید بزن هلاکت دجال را بیانیه کنبزن برادر من، کاخ را حسینیه کنببین رها شدن قدس را که نزدیک استبزن برادر من...فتح مکه نزدیک است((به سربلندی این مملکت بگو حیدرنفس بگیر برادر، فقط بگو حیدر))
11:07 - 9 فروردین 1405