مکتوبهای برای انصراف از انتخابات شورای شهر
بسمالله الرحمن الرحیمبه دعوت و توصیه تعدادی از بزرگان دلسوز و جوانان متخصص در انتخابات شورای اسلامی شهر ثبتنام کردم تا ایفای نقش و ادای مسئولیت نمایم. این حضور از ابتدا نه با نگاه فردی بلکه با دغدغه مشارکت در حل مسائل عمومی شهر شکل گرفت.امروز که صفِ متخصصان شایسته و نیروهای توانمند برای پذیرش مسئولیت در مدیریت شهری بلند است، اصرار بر ماندن در رقابت را وظیفه خود نمیدانم. باور دارم در شرایط امروز ضرورت نقشآفرینی در سایر بخشها اولویت داشته و کارهای برزمین مانده بسیاری در حوزه تبیین و آگاهی بخشی رسانهای وجود دارد که باید برآن اهتمام ورزم. از این رو با سایر نامزدها که در این رقابت حضور خواهند داشت برخی دغدغهها را به اشتراک میگذارم.۱. مدیریت شهری امروز، بیش از هر زمان دیگر نیازمند تحول در شیوه اداره و الگوی ارتباط با جامعه ایرانی با ویژگیهای جدید است؛ جامعهای آگاهتر، مطالبهگرتر و متصل به رسانهها و شبکههای اجتماعی. شورا و شهرداری نمیتوانند با الگوهای سنتیِ تصمیمگیری و ارتباط، پاسخگوی این جامعه باشند.۲. مسئله اقتصاد شهری باید در اولویت سیاستگذاری شورای شهر قرار گیرد. از اقتصاد دانشبنیان و نوآور تا اقتصاد سنتی، بازار و مشاغل خرد باید تحت سیاستگذاری شفاف در یک چارچوب به حل مسائل معیشتی مردم کمک کنند. نباید به وظایف سنتی شوراها و شهرداری اکتفا کرد و تاثیر نهاد مدیریت شهری را در این موضوع نادیده گرفت.۳. شورای شهر و شهرداری باید از نقش صرفاً خدماتی و عمرانی عبور کرده و به نقشآفرینی فعال در حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر برسند. مدیریت شهریِ امروز، مدیریت «زیست شهری» است نه فقط مدیریت آسفالت، ساختمان و پروژه.
۴. حاشیه شهر و سکونتگاههای کمبرخوردار آزمون واقعی عدالت شهری است. افزایش سرعت، کیفیت و هوشمندی خدمترسانی به این مناطق، نه یک اقدام رفاهی بلکه یک ضرورت اجتماعی است.۵. شفافیت، پاسخگویی و ارتباط مستمر با مردم باید به یک رویه نهادینه در شورا و شهرداری تبدیل شود. مردم باید بدانند تصمیمها چگونه گرفته میشود و مدیران شهری خود را در برابر افکار عمومی مسئول بدانند، نه صرفاً در برابر ساختار اداری. این الگو در همراهی مردم و نوع نگاه به مشکلات و چالش ها تاثیر بیبدیلی دارد.۶. شوراهای شهر نهادهایی برخاسته از مردم و برای مردم هستند. حفظ این مردمیبودن، مستلزم پرهیز از سیاستزدگی، جناحگرایی و ترجیح منافع کوتاهمدت بر مصالح بلندمدت شهر است. در این باب سخن بسیار است اما به همین حد بسنده میکنم.۷. مدیریت شهری آینده، نیازمند استفاده هوشمندانه از فناوری، داده، مشارکت نخبگان و ظرفیتهای مردمی است. شورا باید تسهیلگر حضور نخبگان، جوانان و ایدههای نو در اداره شهر باشد، نه مانع آن.۸. عمران واقعی یعنی خیابانهایی که برای انسان طراحی شدهاند نه پارک خودرو، یعنی ساختمانهایی که با شهر هماهنگاند نه اینکه باری میشوند بر دوش شهر. شهر باید برای انسان ساخته شود و این مبنا باید در حوزه توسعه زیرساختها جایگزین گردد.۹. وضعیت کنونی حمل و نقل و ترافیک ریشه در تصمیمهای اشتباه دارد نه فقط تعداد خودروها. مجموعه ای از تصمیمات در زمینه توسعه مترو، پارکینگ، مسیر دوچرخه، خیابانکشی و تقاطعها باعث شده ترافیک نه یک معضل که نتیجه تصمیمات باشد. راه حل آن حملونقل عمومی کارآمد و شهری است که شهروند را به پیادهروی تشویق کند، نه مجبور به سوار شدن.
۱۰. شهرداری نه نهاد صرفا فرهنگی است و نه قرار است جای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را پر کند. سپردن امور فرهنگی به خود مردم کاری است که در شعار مطرح شده اما به طور کامل جامه عمل نپوشیده برای همین توفیقات امروز شهرداری ها در این زمینه همیشه بستر نقد بوده است.۱۱. حفظ برند خدمات شهری در مشهد و توسعه آن در نقاطی که نیاز به بهبود دارد باید سرعت گیرد. شتاب توسعه شهر در چنین نقاطی شهرداری را با مشکلاتی آتی مواجه میکند اگر برای آن برنامه ریزی نشود. ساماندهی تبلیغات شهری، بازارهای ارزاق عمومی، تفکیک زباله و بروزرسانی ناوگان خدمات شهری بهخصوص برای پاکیزگی شهر نباید درگیر توجیهات معمول گردد و دوره جدید باید دوره تحول در این حوزه ها باشد.۱۲. هیچ نهادی به اندازه مردم نیازهای شهر و محله خود را نمیشناسد. وقتی مدیریت فضای سبز، کتابخانههای محلی یا برنامههای فرهنگی به ساکنان همان محله سپرده شود، نتیجه هم ماندگارتر است هم ارزانتر. شهرداری باید نقش تسهیلگر را بازی کند، نه مالک. مدیریت مشارکتی راه حلی است که نه تنها در امور فرهنگی که در کلیه بخشها میتواند سرلوحه کار قرار گیرد.
19:52 - 28 مارس 2026