«زمانه»؛ برنامهای که از دل تحولات، زبان تازهای پیدا کرد
برنامه تلویزیونی «زمانه» به تهیهکنندگی سید مجید اکرمی، با اجرای امین سلیمی و محسن آزادی مدتها است به عنوان برنامهای شبانگاهی روی آنتن سیما است. برنامهای که به گفته عوامل آن، پس از تحولات متعددی چون جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران، ساختار تازهای پیدا کرد.
خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: «زمانه» با اجرای محسن آزادی و امین سلیمی، از جمله برنامههای شبانگاهی است که در مقطعی توانست با یک چرخش، نظر مخاطبان سیما را به دست آورد و در ایام خاصی چون حمله تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نقش رسانهای قابل توجهی ایفا کند. این برنامه شبانگاهی، کوشیده است با لحنی آرام و تحلیلی، هم از فرهنگ و سبک زندگی بگوید و هم در روزهای بحرانی چون جنگ، محتوایی متفاوت ارائه دهد.
در این راستا گفتوگویی داشتهایم با عوامل این برنامه از جمله سید مجید اکرمی، تهیه کننده، محسن آزادی و امین سلیمی، مجریان «زمانه» که به شرح زیر است.
فارس: در زمانه یک سری از باکسهای پخش دو نفره است؛ اما معمولا در تلویزیون وجود دو مجری در کنار یکدیگر جواب نمیدهد. آیا شما برای اجرای خودتان هماهنگی پیش از شروع برنامه دارید؟
سلیمی: «زمانه» برنامه اقتصادی-سیاسی شبکه دو و گفتگومحور بود که من به شکل تکی آن را اجرا میکردم. فرایند کشور کم کم به سمتی رفت که پرحادثه شد. یک چیزی در صدا و سیما به نام ام سی داریم که برای مثال از صبح آغاز و تحولات را بازگو میکنیم. برای مثال در روز 22 بهمن، دو مجری در استودیو هستند و به صورت رفت و برگشتی به خیابانها میرویم و صحبت میکنیم. سپس آقای رئیسی و سید حسن نصرالله شهید شد، وعده صادق داشتیم و یک بار دیگر اسرائیل زد. ما در آن ام سیها همدیگر را میدیدیم ولی به اجرای دو نفره نمیرسید. برای اینکه در روز باید اجرا میکردیم و خسته نشویم، یک ساعت من اجرا می کردم یا دو ساعت آقای آزادی اجرا میکرد. آن زمان هم به دلیل اینکه من وجه سیاسی تری داشتم و آقای آزادی فرهنگی تر بود، میگفتند این دو کنار هم خوب نمیشوند.
زمانه قبل از جنگ ۱۲ روزه روی آنتن نبود و ما در یک استراحتی بودیم. سه و نیم صبح به من زنگ زدند و گفتند تهران مورد اصابت قرار گرفته است و بیا. من روی پلهها آقای آزادی را دیدم و از ۶ صبح آن روز شروع کردیم. آن زمان هم کسی تصوری نداشت که این جنگ چقدر طول میکشد. دو الی سه روز که گذشت، آنتن نظمی گرفت و آنتن شبانگاهی نیز به ما افتاد. ما به صورت خیلی خودجوش تصمیم گرفتیم از قالب اجرا بیرون بیاییم. دیگر شروع کردیم روی آنتن به شوخی کردن و شعر خواندن. من خاطرم هست که آن شب بچههای اتاق رژی که آمدند بیرون، گفتند ما خیلی حالمان خوب شد، کاش هر شب همین گونه باشد. دیگر ما اینگونه شدیم و هماهنگی بین ما و آن فضای ادبی و شعر غلبه کرد. زمانه اینگونه خلق شد. جنگ ۱۲ روزه حال همه بهتر بود از این جهت که ما رهبر انقلاب را از دست نداده بودیم، حجم حملات بسیار کمتر از جنگ رمضان بود و حالت آسایشگاهی غلبه داشت. یعنی ما راحت حرف میزدیم و شعر میخواندیم. در جنگ رمضان دو اتفاق افتاد؛ نخست اینکه 18 و 19 دی ماه را پشت سر گذاشته بودیم و دوم آن که رهبر انقلاب شهید شدند و کشور در خطر قرار داشت.
در هنگام جنگ، «زمانه» جدیدی به وجود آمد
فارس: به نظر میآید که «زمانه» فضایی جدید را به هنگام جنگ تجربه کرد.
سلیمی: این یک آنتن دیگر در جنگ بود و فضای ما نیز از حالت آسایشگاهی فاصله گرفت. همچنین آنتن بیشتری داشتیم و ماه رمضان بود. در مجموع زمانه جدیدی به وجود آمد. یعنی انگار ما مدام در مقابل آزمونی قرار میگرفتیم. یک نکتهای که در زمانه خوب است، این است که آن چیزی که مجری میگوید را از پشت دوربین به او نگفتهاند؛ زیست مجری است. یعنی من آن کتاب و شعری که میگویم را خواندهام. من وقتی به آقای آزادی کتاب میدهم، تا وقتی آن را نخواند روی آنتن چیزی نمیگوید. برخی اوقات به من کتاب یا محتوایی دادند و من روی آنتن نگفتهام. حتما هماهنگی وجود دارد و سردبیر محتوا را میرساند، اما عمدتا بداهه گویی است. یعنی یک زبان مشترک پیدا میکنیم. وقتی سردبیر برنامه اشتراکات را میبیند، برنامه ریزی روی این اشتراکات صورت میگیرد. خاطرم هست برای ماه رمضان از خودمان سوال میکردیم که برنامه معارفی از ما بر میآید یا خیر.
اجرای تلویزیون و آنتن، منبر است
فارس: اجرای دو نفره برای شما چگونه بوده است؟
آزادی: اجرای تلویزیون و آنتن، منبر است. هر چیزی که تریبون و رسانهای باشد، منبر است. برای کسی نیست و برای امام زمان است. ابزار آن نیز کلمه است. قرآن چیست؟ کلمه است. روح در چیست؟ در کلمه. این اعتبار کلمه است. بزرگان منبر قبل از منبرشان، طهارت کلام و طهارت سبک زندگی داشتهاند تا حرفی که میخواهد بزند اثر کند. من بچه تلویزیون هستم و ۱۵ سال است که در این تلویزیون برنامه زنده اجرا میکنم. انواع و اقسام سبکهای برنامهسازی چه در جایگاه سردبیری، چه در جایگاه کارگردانی هنری، چه در جایگاه نویسندگی و چه در جایگاه اجرا را شاگردی کردهام. با مدیران مختلف، تهیه کنندههای متنوع از همان سالهایی که برای تلویزیون خیلی مهم بود که دکور عجیب بزند که در ۱۰ ثانیه اول تاثیر بگذارد تا چهره بیاورد تا با هر ترفندی مخاطب را جذب کند، من تجربه داشتهام. تا اینجایی که رسیدهایم به نقطهای که یک دکور ساده با محتوایی از دل برآمده و سبک زندگی که صادقانه است، بسیار میتواند نسبت به قبل تاثیر گذار باشد. زمانه روایت زیبایی است و زیباییها را روایت میکند.
من اگر در یک جایی میشنیدم طرح کلی اندیشه اسلامی با خودم می گفتم عجب کتاب سنگینی است؛ ولی وقتی میبینم امین سلیمی عزیز به عنوان یک جوان این کتاب را باز میکند و خودمانی برای مردم میخواند، میگویم چقدر رهبری قشنگ حرف زده است. ما از اینها دور میشدیم، چرا؟ به این دلیل که میگفتند این موارد در تلویزیون جایی ندارد و مخاطب خاکستری را جذب نمیکند. اینها را بگذارید کنار؛ من میخواهم یک محتوای خوب ارائه بدهم، میتوانی درست ارائه بدهی؟ حال چه کسی میتواند ارائه بدهد؟ کسی که بچه مسجدی و هیئتی باشد. پای منبر بزرگ شده باشد و طرح کلی بداند. این تلویزیونی که ما در آن برنامه اجرا میکنیم رسانه نظم جدیدی است که انقلاب اسلامی ایران دارد در منطقه ایجاد میکند. پس باید رویکرد، نگاه، تولید محتوا و ارائهاش هم جدید باشد. هیچ چیزی از قبل هماهنگ نمیشود. در حوزه سردبیری مطالب، متون، نکات و خط گفتگو حتما نگاشته میشود. اما سردبیر محبت دارد به مجریها و نمیگوید این موارد را الزما بگویید. اعتماد به گونهای متقابل است.
بدون تعارف بگویم، آنتن یک شهوتی دارد. دیده شدن لذت دارد. به نظر من مبارزه بر سر اینکه دیده نشوم ولی محتوای خوب ارائه دهم یکی از آن جهادهایی است که سخت است از پس آن بربیایی. من نمیدانم از پس آن بر آمدهام یا خیر؛ اما چیزی که از برخورد با آقای سلیمی میبینم این است که شهوتی برای دیده شدن وجود ندارد. برای ما صداقت در ارائه مهم است. تمام عوامل با دل و جان کار میکنند. شبی که سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را زدند، ما استودیو را تخلیه کردیم. من آن شب برنامه «عصر خانواده» را اجرا میکردم. بین آنتن زنده بودیم که در الوند اعلام کردند جام جم را زدهاند. برنامه که تمام شد، آقای بامروت اعلام کرد یک دقیقه فرصت داریم که تخلیه کنیم. چند نفر مانده بودیم و آقای بامروت به ساعتش نگاه کرد و گقت اخبار «بیست و سی» را چه کار کنیم. چند نفر بودیم که وارد شبکه شدیم و مجریها پخش شدند. آقای سلیمی رفته بود یکی دیگر از استودیوها، خانم شریفی مقدم استودیوی دیگری و بنده هم به الوند آمدم.
آقای بامروت گفت اگر هشت و نیم، بیست و سی را نتوانستیم به پخش برسانیم، برویم آنتن را پر کنیم. اولین بار در تاریخ تلویزیون بیست و سی پخش نشد. نمازم را خواندم و در آن نماز با همه خداحافظی کردم. چون احتمال اینکه اینجا نیز مورد اصابت قرار بگیرد، وجود دارد. میخواهم بگویم بچهها با غسل شهادت ایستادند. ما به این فکر میکردیم که در زمان حیرت داریم تبیین میکنیم. ما در کودتای 18 و 19 دی داشتیم تبیین میکردیم. همه برنامههای زمانه بلااستثنا با صلوات بر حضرت زهرا(س) شروع میشود. همه بچههای تیم اهل گریه بر اباعبدالله هستند. شاید یک عده بگویند این با اصول حرفهای برنامهسازی جور در نمیآید. من ۱۵ سال است که در این ادبیات کارگردانی کردهام؛ اما معتقد هستم چون کلمه معنا منتقل میکند و روح دارد، اینجا نیز متعلق به امام زمان(عج) است، اگر طهارت داشته باشی برنامهات میگیرد. قطعاً از بچههایی است که بدون چشم داشت با همه خلوصشان ایستادهاند. ما یک جای دیگری از برنامه سازی ایستادهایم.
شوخیها، بداههها، طنزها و اشکها هیچ کدام هماهنگ شده نبود. بر اساس حالی بود که مجریها و اتاق رژی داشت. مثلا تهیه کننده میگفت حال ما امام رضایی است؛ یک دفعه استودیو امام رضایی میشد. برای همین است که وقتی بیننده تماشا میکند، میگوید من احساس میکنم شما در خانه ما نشستید و دارید برنامه اجرا میکنید. من یک مثالی همیشه میزنم. کاری با خطوط آقای فردوسی پور ندارم اما اگر مردم توانستند عادل فردوسی پور را باور کنند، به دلیل این است که برای مثال اگر خودکارش میافتاد خم میشد، آن را جمع میکرد و میخندید. این صمیمیت است که تاثیرگذار است. ما آدمهای واقعی کم نداریم؛ مانند همین مردمی که در خیابان هستند.
فارس: اگر تمایل دارید ماجرای روی آنتن رفتن به جای «بیست و سی» را شرح دهید.
اکرمی: ما در شرایطی بودیم که سه برنامه در یک استودیو کمک و تلاش میکردند که دیگری روی آنتن برود. سازمان مورد اصابت قرار گرفت و آقای آزادی با آنتن عصر خانواده همراه با خانم متولیان جلوی دوربین بودند. یک دفعه دیدم رنگ چهره عوامل پشت صحنه سفید شد و تصور میکردند دوستانشان شهید شدند. همزمان حماسه خانم امامی اتفاق افتاده بود و من باید به آقای آزادی به گونهای میفهماندم که چنین اتفاقی افتاده است. کم کم خبر آمد که این تنها حمله نبوده است و میخواهند این رسانه را ساکت کنند. موعد بیست و سی که داشت میرسید همه نگران بودیم. خاطرم هست که دستور تخلیه دادند و رئیس شبکه به مدیر گروه گفت که ما چند نفر برگردیم.
سلیمی: آقای بامروت گفت از شبکه برو بیرون زیرا ممکن است مورد اصابت قرار گیرد. وقتی من نزدیک استودیو پشتیبان بودم، صدای انفجار را شنیدم و همزمان تلوبیون را میدیدم. در استودیوی پشتیبان بودم که اگر اتفاقی افتاد روی آنتن بروم. یکی از مدیران شبکه نزدیک من بود؛ به او گفتم من را به شبکه ببر. تصوری هم نداشتم آن زمان شبکه چگونه است. گفته بودند که دو مجری کنار هم نباشند که اگر اتفاقی افتاد دیگری روی آنتن برود. من هم گفتم اگر اتفاقی افتاد بگویید خانم شریفی مقدم روی آنتن برود. شب شده بود و ساختمان شبکه هم تقریبا خالی بود. 7 نفر به صورت کل حضور داشتند. دو نفر از برنامه دیگری حضور داشتند و یک نفر پشت چهار دوربین بود. آقای بامروت که رئیس شبکه بود داشت تست قاب انجام میداد. یک سری از بچهها حضور داشتند که همسرانشان باردار بودند. از فردای این اتفاق، زمانه چیزی شد که الان میبینید.
آزادی: یعنی این بچهها از همه چیز گذشتند و در استودیو ماندند. به نظر من درخشان ترین اجرا، اجرای 26 خرداد 1404، باکس بیست و سی بود. هر لحظه امکان داشت حمله کند. آن لحظهای که عوامل از همه چیز گذشتند، انگار حضرت زهرا(س) عنایتی کرد. هرکس آنجا بود میدانست احتمال حمله وجود دارد که البته در جنگ رمضان مورد اصابت قرار گرفت.
فارس: اینگونه برداشت می شود که پس از جنگ تحمیلی، «زمانه» به فرمی رسیده است که مخاطب خود را پیدا کرده است.
بسیار روی این مسئله کار کردیم که «زمانه» چه چیزی میخواهد به مخاطب نشان دهد
اکرمی: رسیدیم به یک فرم سیال و منعطفی که گفتیم میشود چیزهای جدیدی را امتحان کرد. مخاطب آن شبها نیاز داشت که احساس آرامش دریافت کند. جز اولین دفعاتی بود که خلا اینترنت حس میشد. شروع کردیم به پخش موسیقی روی آنتن. به شوخی میگفتم من دارم روی آنتن هانس زیمر معرفی میکنم و بعد از آن با حاج آقای سبحانی صدر به گفتگو میپردازیم. این نگاه متنوع سبب شد تا الان یک هویتی به خود بگیرد. اینکه مخاطب منتظر زمانه آخر شبی باشد که در آن حرفهای متنوع بشنود. بسیار روی این مسئله کار کردیم که زمانه چه چیزی میخواهد به مخاطب نشان دهد. زمانه زیبا روایت کردن و روایت زیبایی کردن است.
خاطرهای را ذکر کنم. رفته بودیم تشییع شهید تنگسیری و دیدم آقای سلیمی با دو تا از تصویربرداران بالای ماشین صوت رفتهاند تا تصویر لانگ بگیرند. من کنار خیابان راه میرفتم و آنجا بود که متوجه شدم چقدر مسئولیت ما سنگین است. برخی که رد میشدند آقای سلیمی را نشان میدادند و از زمانه میگفتند. انگار مخاطب خود را پیدا کرده است.
در جنگ 12 روزه که بحث آتش بس بود دیدیم که انگار دارد این مفهوم جا میافتد که اسرائیل هرچقدر خواسته است ضربه زده و ما هیچ کاری انجام ندادهایم. یک دفعه دیدیم سپاه شروع کرده است به موشک زدن و میگفتیم چرا هیچ شبکهای چیزی نمیگوید. خودمان روی آنتن رفتیم. پس از آن یک شخصی به آقای جبلی گفته بود که در شبکه خبر آقای عابدینی داشت تحلیل میکرد و سپس در شبکه دو دیدیم این دو جوان چه حرفهای خوبی میزنند.این میزگرد ادامه دارد.#زمانه#امین_سلیمی#محسن_آزادی#سیدمجید_اکرمی#فرهنگ#جنگ #ایران #تلویزیوناخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 14:07 - 31 اردیبهشت 1405