گردشگران هرمز، سارق و بیفرهنگ نیستند!
این روزها در حالی گردشگران هرمز مورد هجمه رسانهها قرار گرفته و انگشت اتهام به سمتشان نشانه رفته که درواقع اصلیترین مقصران تخریب ساحل نقرهای و خاکهای اسرارآمیز این جزیره رنگارنگ نیستند!
خبرگزاری فارس - گروه فرهنگ عمومی: پس از پویشهایی که مردم طبیعت دوست ایران برای حمایت از خاک هرمز به راه انداختند، بالاخره اداره کل حفاظت محیطزیست هرمزگان با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که آمادگی دارد خاکهای بازگردانده شده را دریافت و برای انتقال آنها به جزیره اقدام کند؛ فراخوانی که گرچه میتواند ارزشمند تلقی شده و راه بازگشت خاک هرمز به آغوش مادر را هموارتر کند، اما همانطور که در اطلاعیه خود اداره کل نیز آمده، عملاً کاری نمادین است و البته نوشدارویی بعد از مرگ سهراب که بیش از هر چیز میتواند تلنگری جدی باشد برای متولیان فرهنگی کشور و سازمان حفاظت از محیطزیست تا دوایی برای درمان دردی پیدا کنند که به قیمت مرگ گنجینههای طبیعی و تاریخی ایران تمام میشود؛ یک روز تمامشدن خاک هرمز، یک روز تخریب اماکن تاریخی و یک و روز هم ازدستدادن تمام گنجینههایی که به فرهنگ و طبیعت ایران هویت بیشتری میبخشند.
هرمز، قربانی ناآگاهی مردم و ضعفهای مدیریتی
اگر سری به گوگل بزنید و کلیدواژه «سوغات هرمز» را سرچ کنید، خواهید دید که شیشههای پر از خاکهای رنگی بهعنوان سوغات اصلی این جزیره محبوب بالا میآید، این را وقتی فهمیدم که میخواستم در آغاز سفری شگفتانگیز به سواحل خلیجفارس و بازدید از هرمز خوش برورو، سوغاتیهای این جزیره منحصربهفرد را گوشه ذهنم حک کنم تا مبادا یادگاری هرمز دوستداشتنی از میان سوغاتیهایم جا بماند. هرمزی که به بهشت زمینشناسان شهرت دارد و خاکهای رنگینکمانیاش که تنوع رنگهایش بسیار بیشتر از رنگینکمان است، طوری آدم را مسحور میکند که احتمالاً مثل من دلت میخواهد تمام هرمز را در آغوش بگیری و با خودت به خانه بیاوری، پس شاید به همان شیشههایی چنگ بیندازی که بهوفور در جزیره به فروش میرسند و اصلیترین عامل وسوسهانگیز برای جمعآوری خاکهای هرمز هستند و هیچ منعی هم برای فروششان وجود ندارد، البته شاید هم بخواهی با دستان خودت این خاکها را جمع کنی که در این صورت، بطری به دست راهی گوشهگوشه جزیره میشوی و با شوق هرچه تمام، خاکها و سنگهایی را داخل بطری میریزی که فقط مختص به هرمزند و احتمالاً نمیدانی که تجدیدناپذیرند. تعجبی هم ندارد، این را من خبرنگار نیز وقتی فهمیدم که یک راننده بومی به ما و تیم همراهمان یادآوری کرد.
این روایت اکثر کسانی است که راهی هرمز میشوند و اگر از پویشهای اخیر بیخبر باشند، بیشک، نسبت به جمعآوری خاکهای هرمز برای آوردن یادگاری یا سوغات تردید نخواهند کرد، زیرا این کار را اتفاقی عادی و بدون ایراد میدانند و اصلاً فکرش را هم نمیکنند که با این کار چطور طبیعت و اکوسیستم یک جزیره خاص و منحصربهفرد را به خطر میاندازند. در واقع اگر بخواهیم واقعبینانه به ماجرا نگاه کنیم، درصد بالایی از آنچه این روزها در هرمز اتفاق افتاده، ناشی از ناآگاهی گردشگران و عدم اطلاعرسانی از سوی مسئولین مربوطه است، پس در چنین شرایطی انداختن تمام تقصیرها بر سر گردشگران و دادن صفتهایی چون بیفرهنگ و یا دزدان خاک، شایسته مهمانان دوستدار هرمز نیست. این را از آن بابت میگویم که دو روزی پابهپای گردشگران، خاک هرمز را زیر پا گذاشته و از نزدیک دیدهام که مسافران هرمز با چه عشقی، خاک سرخ و ماسههای اکلیلی ساحل نقرهای را لمس میکنند و در آن اوقات ناب، احساسشان این است که داشتن مشتی از این خاک، بعدها میتواند یادآور حال خوش هرمز باشد. البته برخی از گردشگران هم کمی زیادهروی میکنند و میخواهند از این خاک برای آنهایی که در سفر همراهشان نیستند به یادگار ببرند، اما بههرحال نه آنها و نه اینها، هیچکدام نمیدانند و کسی هم نیست که به آنها بگوید بردن این خاک، کاری خطا و غیرقانونی است.
چه کسی گفته برداشت خاک هرمز ممنوع است؟
بر اساس قانونی مصوب در سال ۱۳۹۷، برداشت و فروش خاک جزایر خلیجفارس ممنوع و جرم است اما واقعاً چه کسی از این قانون اطلاع دارد و چه کسانی برای اطلاعرسانی و اجرای این قانون، اقدامات لازم را انجام دادهاند؟ اقداماتی که میتوانست پیش از واقعه منجر به فرهنگسازی و پیشگیری از بلایی شود که بر سر هرمز بالاخص ساحل نقرهای آمد. اگر به هرمز سفرکرده باشید، حتماً دیدهاید که در هیچ یک از لوکیشنهای گشت جزیره، نه خبری از نام و نشان مکان است و نه هشدار و تذکری مبنی بر ممنوعیت جمعآوری خاکها و سنگهایی که امروز این چنین سوژه رسانهها شدهاند. حضور ناظر و مأمور محیطزیست هم که کلاً حرفش را نزنید.
در بازگشت از دشت زعفرانی و درحالیکه از این همه زیبایی شگفتزده شدهایم، هریک باذوق تکهای سنگ نمک بلورین و مرجانی در دست داریم تا نه فقط برای زینت بلکه بیشتر برای روزهای دلتنگیمان به خانه ببریم. شاید اگر سنگینی سنگها دستمان را نمیبست، چندتایی هم برای قوموخویش برمیداشتیم. درپی کیسه هستیم که محمد. خ راننده گشت جزیره با لهجه گرم محلیاش ضمن توضیحاتی میگوید، بردن این سنگها ممنوع است و میتواند به قیمت تخریب طبیعت هرمز تمام شود. مهتا یکی از گردشگران که او هم مثل ما از این ممنوعیت خبر نداشته، با شنیدن حرفهای راننده شوکه شده و با دلخوری میگوید: «واقعاً؟ قطعاً اگر در همان بدو ورود تابلویی راهنما برای گردشگران وجود داشت، حتی تکهای سنگ کوچک با خودم نمیآوردم.» در حالی که با افسوس، سنگها را به آغوش زمین بازمیگردانیم، آقای راننده با تأیید حرفهای مهتا میگوید: «قبول داریم؛ متأسفانه هیچگونه اطلاعرسانی در سطح جزیره مبنی بر ممنوعیت برداشت خاکها و سنگها وجود ندارد و بیشتر گردشگران نیز از سر علاقه و ناآگاهی، آنها را برای یادگاری میبرند. ما اگر ببینیم، حتماً به گردشگران اطلاعرسانی میکنیم که یکسری از آنها میپذیرند و یکسری هم ممنوعیت برداشت خاک و سنگ را باور نمیکنند و اگر هم بخواهیم بیش از چند بار تذکر دهیم، نتیجهاش میشود درگیری با مهمانان، بنابراین آگاهسازی باید به شکل اصولی اتفاق بیفتد تا مردم از همان بدو ورود به جزیره بدانند که مجاز به بردن حتی یکمشت از خاک جزیره نیستند. همچنین حافظان محیطزیست باید در منطقه حضور داشته باشند و ضمناً در اسکله از خروج خاکها و سنگها جلوگیری شود که این هم به یک ساماندهی درست و درمان و نظارت دقیق بر ورود و خروج مسافران نیاز دارد.»
مردم بومی هم نیاز به فرهنگسازی دارند
البته دراینبین نباید از لزوم فرهنگسازی برای خود بومیان نیز غافل شد، زیرا بسیاری از آنها باانگیزه مالی نسبت به فروش خاک هرمز اقدام میکنند و اصلاً نمیدانند که این کار چه تبعاتی به همراه دارد. شبهنگام برای گشت در نوار ساحلی هرمز راهی میشویم. اینجا پاتوق صمیمانه مهمانان و بومیانی است که همه امیدشان، فروش همان معدود محصولاتی است که کف زمین بساط کردهاند. اکثر فروشندگان، خانم هستند، زیرا اغلب مردان جزیره یا به کار قایقرانی مشغولاند و یا رانندگی با توک توکها (سهچرخههای مخصوص حمل مسافر) تا خرجی یکسال پیش رویشان را در همان چند ماه پر مسافر درآوردند. در بساط فروشندگان، صنایعدستی، انواع صدفهای دریایی و خاکهای رنگارنگ هرمز بهوفور پیدا میشود. خاکهایی که با نقشهایی زیبا و تداعی مناظری دریایی، درون شیشههایی کوچک و بزرگ جا خوش کرده و دل گردشگران را میبرند. به نظر یک سوغاتی زیبا و ارزشمند میرسند و بنا به سایز شیشه، از ۱۲۰هزارتومان به بالا قیمتگذاری شدهاند.
حالا که برای به یادگار بردن سنگهای نمک ناکام مانده و از ممنوعیتها باخبر شدهایم، برای خرید این شیشههای رنگی دستدست میکنیم، اما فروش آزادانه و بدون محدودیت این همه شیشه رنگی، ما را در مورد قوانین دوبهشک میکند. به سراغ محدثه دختر جوانی میروم که تنوع شیشههایش از همه بیشتر است. وقتی از او میپرسم که بردن این خاکها و صدفهای هرمز آزاد است یا نه؟ از پشت نقاب بندریاش با اطمینان میگوید: «خیالتان راحت، اینها ممنوع نیست!» در فهم قوانین سردرگم میشوم و دیگر نمیدانم که بردن چی چیزی مجاز است و چه چیزی غیرمجاز؟ البته شاید محدثه از قوانین اطلاعی ندارد و شاید هم فروش برای ساکنان هرمز آزاد است؛ اما آنچه مسلم است اینکه حتی خود بومیان هرمز که به سبب حفاظت از خاک زیستگاهشان، در نوروز درگیریهایی با برخی مسافران داشتند نیز باید بدانند که خاک جزیرهشان فروشی نیست و در صورت تخریب شگفتیهای جزیره، دیگر نه هرمزی میماند و نه گردشگری.
باز هم دیر شد!
حالا که با معضلی جدی در برداشت بیرویه خاک هرمز و تخریب ساحل نقرهای مواجه شدهایم و صدای همه درآمده، سید رضا صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی و گردشگری اعلام کرده: «رسانه ملی برای ارتقا فرهنگ عمومی و برای صیانت از میراث ملی و فرهنگی باید برنامه داشته باشد، آموزشوپرورش نقش اول را در ایجاد یک ذهنیت در دانشآموزان نسبت به صیانت از میراث ملی دارد و آثاری که ثبت نشده صیانت از آن بر عهده مسئولین محلی است. باید قبل از اینکه به فکر برخورد قهری باشیم به فکر فرهنگسازی باشیم.» گرچه اظهارات آقای وزیر به حق و منطقی است اما برای این توصیههای کاربردی و اجرای آن، آنقدر دیر وارد عمل شدهایم که دیگر خبری از ساحل نقرهای جزیره هرمز نیست و شاید اگر به لطف فضای مجازی نبود، آسیبهای وارد بر هرمز اصلاً دیده نمیشد و پای الزام فرهنگسازی به میان نمیآمد، همانطور که پیشازاین و در سالهای اخیر نیز مسئولان مربوطه از برداشت و فروش غیرمجاز خاک هرمز اطلاع داشتند، اما در عمل کاری برای پیشگیری از این اقدام غیرقانونی که میتوانست شامل آگاهسازی، فرهنگسازی و حتی برخورد قانونی باشد، انجام ندادند.
برای مثال در گزارش منتشر شده ایرنا در فروردین ۱۴۰۲، محمد محسنی مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان گفته بود: «نامهنگاری برای ورود مسئولان قضایی به این موضوع، و جلوگیری از تخریب محیط طبیعی جزیره هرمز، برداشت و خروج خاکرنگی آن در تعطیلیهای نوروزی انجام شد اما میراثفرهنگی ابزار قانونی در اختیار ندارد.» یا مثلاً در گزارش فارس در فروردین ۱۴۰۳ نیز لادن رضی مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت زیستمحیطی آبوخاک سازمان حفاظت محیطزیست اعلام کرده بود: «سازمان محیطزیست تنها بحث نظارت عاریه را دارد و درگذشته هم سازمان منابع طبیعی این وظیفه را به عهده داشت. در قانون حفاظت از خاک با تبعیت از قوانین گذشته حفاظت از خاک، صدور اخطاریه، برآورد خسارت، جلوگیری از تخریب و توقف فعالیت همه با وزارت جهاد کشاورزی است.»
حرف آخر!
گرچه تخریب ساحل نقرهای هرمز در نوروز ۱۴۰۴، یکی از بدترین اخبار محیط زیستی بود و بسیاری از مردم را متأثر کرد اما همین اتفاق تلخ یکبار دیگر به همه متولیان فرهنگی، محیط زیستی و حتی دستگاههای قانونی یادآوری کرد که با نشستن و دست و روی دست گذاشتن نمیتوان از تخریب محیطزیست پیشگیری کرد و حفاظت از گنجینههایی طبیعی و تاریخی این سرزمین نیاز به تدبیر و اقدام جمعی سازمانهای مربوطه دارد تا کمتر و کمتر شاهد وقوع اتفاقاتی ازایندست باشیم. #هرمز #خاکهای_هرمز #ساحل_نقرهای #کوه_رنگین_کمانی #ساحل_سرخ 00:02 - 22 فروردین 1404