iri@Nafisehkhanlari24 تیر 1405اشکهایی که از مردان نقابدار جاده ندیدیم
از پشت آن نقاب سیاهی که کل سروصورتش را پوشانده و فقط دو چشمسیاه و لبهایی نصفه و نیمه از لابهلای سوراخهایش پیدا بود، جدی اما مؤدبانه پاسخ داد: «شرمنده نمیتوانید عکس بگیرید. ممنوع است...»
@Nafisehkhanlari19 تیر 1405چرا دنیا هرگز رهبری لطیفتر از آقای ما به خود ندیده است؟
هر بار که گوشیاش زنگ میخورد و از موکبی با او تماس میگیرند تا برود و وقایع را ثبت کند، محال است نه بیاورد؛ هم روایتگر جهادی است و هم کنشگر بانوان که همه اینها را مدیون رهبر شهیدی است که تعریف لطیفی از مقوله زن داشت.
@Nafisehkhanlari18 تیر 1405من داوطلب قتل ترامپ هستم!
با پوششی از کفن سفید و پلاکاردی کوبنده به صحنه آمده و برای انتقام رهبر شهیدش عزمی راسخ دارد؛ آنقدر راسخ که میگوید: «من داوطلب قتل ترامپ هستم!»
@Nafisehkhanlari16 تیر 1405وقتی حساب بازاریها از رهبر و انقلاب جدا میشود!
کرکره مغازه را تا نیمه بالا کشیده. از سر و روی مغازه و چهارپایههایی که کف پیادهرو چیده شده، معلوم است برای کاروکاسبی نیامده و روشنکردن چراغ مغازهاش حکایت دیگری دارد.
@Nafisehkhanlari16 تیر 1405رجز خادم دهه نودی برای آمریکا؛ بند کفش ایرانیها هم نیستید!
یک آن، زمان میایستد. فقط سکوت و نگاه مبهوت! حال مهدی دگرگون شده؛ انگار زبانش بند آمده و چنددقیقهای طول میکشد تا خودش را پیدا کند. میگوید: «یکلحظه احساس کردم خود آقا اینجاست…»