بازخوانی هشدارهای یک سند در آیینه تمدن اخلاق
بازخوانی وصیتنامه شهید جعفر سجدهای، ندایی از شلمچه است که امروز ما را به صداقت، خدمت و بیداری اخلاقی فرا میخواند.
خبرگزاری فارس کهگیلویه و بویراحمد _ محمدصادق درفشی _ شلمچه در زمستان سال ۱۳۶۵ زیر نور انفجارها میدرخشد و خاک آن با بوی باروت جان میگیرد. شهید جعفر سجدهای در سنگری کوچک نشسته و روی کاغذی سفید مینویسد. صدای خمپارهها فضا را میشکافد، اما قلم او مسیر دیگری میپیماید. وصیتنامهای بر صفحهای از ایمان نقش میگیرد و اکنون، پس از سالها، به دست ما رسیده است و از ما میخواهد صداقت را زنده نگه داریم.جعفر سجدهای، فرزند حسین، متولد سال ۱۳۴۳ در بهبهان است و در خط مقدم عملیات کربلای چهار در گردان امام حسین(ع) از تیپ قهرمان ۴۸ فتح کهگیلویه و بویراحمد میجنگد.وی در کربلای پنج، در قالب گردان خطشکن بهبهان، به قلب میدان شلمچه میزند و روز ۲۷ دیماه ۱۳۶۵ بر اثر آتش دشمن آسمانی میشود. پیکرش در گلزار شهدای گچساران آرام گرفته است و نامش هنوز بر سنگرهای خاکی زنده مانده است.
در وصیتنامهای که به دست ما رسیده، صدای نفس ایمان شنیده میشود و کلماتی ساده اما کوبنده قلب آدمی را روشن میکند. وی نوشته است: دنیا را عبادتخانهی غفلت نسازید و مبادا برای مال و مقام، خلوص را بفروشید؛ خداوند نیتها را میبیند و راه صداقت را داوری میکند.این جمله، اکنون در دنیای پرهیاهوی ما طنین وجدان را یادآور میشود و ما را به بیداری فرا میخواند.شهید در ادامه وصیت مینویسد: اگر صداقت میان شما گم شود، انقلاب بیجان میشود و دروغ، مرگ بیصداست و صداقت، اکسیژن ایمان است.این عبارت، مرز میان فریب و ایمان را ترسیم میکند و حقیقتی است که در بطن همه آرمانهای انقلاب معنا میگیرد؛ صداقت در نگاه او نه سلیقه اخلاقی، بلکه ستون بقای امت است و امروز که گاهی دروغ لباس توجیه بر تن کرده است، سخن این شهید همچون ندایی آسمانی وجدان عمومی را تکان میدهد.وی در پایان وصیت خود نوشت: سلاح ایمان را زمین نگذارید؛ نه در جبهه، نه در اداره، نه در رسانه؛ قلم اگر برای خدا نباشد، تیغی بیلبه است و مدیر اگر برای نام کار کند، بینامی نصیبش میشود.این بخش، فرمان اخلاقی یک نظام تمدنی است؛ رسانه را جهادگاه صداقت میداند و مدیریت را عبادتگاه اخلاص معرفی میکند. شهید هشدار میدهد که خدمت بیمنت، تنها راه سالمسازی جامعه است و مینویسد: هر خدمتی را برای رضای خدا انجام دهید که دنیا با تملک پاک نمیشود، با خدمت پاک میشود.وی با این جمله مرز میان شهرتطلبی و عبودیت را در تاریکترین لحظه جنگ روشن میکند و میخواهد روح انقلاب از آفت خودنمایی و وعدههای بیصداقت نجات یابد.
این وصیتنامه از خاک برخاسته است اما آینده را میبیند و جامعه امروز ما را خطاب قرار میدهد؛ اکنون که در هیاهوی فناوری، سرعت خبر جای صفای نیت را گرفته است، صدای او از میان خاکریزهای شلمچه بلند میشود و اخلاق را به عصر دیجیتال پیوند میدهد. شهیدجعفر سجدهای وقتی از قلم و ایمان سخن گفت، آیندهای را دید که رسانهها میدان جنگ معنا و دروغ میشوند؛ او پیشاپیش اعلام کرد اگر قلم برای خدا نچرخد، حقیقت خاموش میشود.صداقت، در منظومه سخن این شهید، قلب تمدن اسلامی است و انقلاب را زنده نگاه میدارد؛ نظام مدیریت اگر از صداقت تهی شود، از عدالت دور میشود و جامعهای که راستگویی را تضعیف کند، خود را از درون تهی میسازد؛ وصیتنامهی او سندی است برای بازسازی رابطه ایمان و رفتار در مدار تمدنی انقلاب اسلامی و نشان میدهد که جهاد تبیین، بدون جهاد صداقت کامل نمیشود. اکنون در زمانهای که انسان دیجیتال با داده و تصویر زندگی میکند، سخنان شهیدجعفر سجدهای سنگ بنای اصلاح فرهنگی و معنوی جامعه میشود و نشان میدهد که ایمان نه در شعار که در صداقت رفتار معنا میگیرد. وی خواسته است مدیران از نام بگریزند و برای رضای خدا خدمت کنند؛ خواسته است خبرنگاران قلم را به امانت بنویسند و دروغ را شیطان خاموشی بدانند؛ خواسته است مردم در کار و وعده راستگو باشند تا خون شهیدان تباه نشود. هر کلمهاش زنده است و هنوز ما را میخواند.
وصیتنامه شهید جعفر سجدهای در لایهای از تاریخ پنهان بود و اینک بهصورت کامل به دست ما رسیده است و در محتوای آن، راه بیداری تمدن دیده میشود؛ سخنان او اکنون، در عصر پساحقیقت و رقابت رسانهها، به مثابه نقشه بازگشت انسان به صداقت معنا میگیرد و هر جملهاش فرمان اخلاقی یک ملت قلمداد میشود. جعفر سجدهای از خون خود، سیاست اخلاق را ساخت و با شهادتش، قانون بقای صداقت را امضا کرد؛ امروز ما باید با عمل و قلم، به آن عهد وفا کنیم تا انقلاب تا ابد زنده بماند؛ وصیتنامه او سندی است که از درون خاک سخن میگوید و میخواهد جامعه در مدار صداقت بگردد؛ آنچه او نوشت، دستور قلب یک تمدن است و اکنون رسیده است تا ما را دوباره بیدار کند.
دلنوشته یک عزیز:مایه مباهات و افتخار است که اینجانب توفیق یافتم تا وصیتنامه آن عزیز سفرکرده، شهید والامقام جعفر سجدهای را بهطور کامل مطالعه نمایم.بخش نخست وصیتنامه، چنان ژرف، پرمغز و آیندهنگرانه نگاشته شده است که گویی او با قلمی آغشته به ایمان و الهام الهی، نه تنها برای روزگار خویش، بلکه برای همین لحظات حساس از تاریخ نیز سخن گفته است.حضورش در واژهها چنان زنده و ملموس است که انسان احساس میکند در کنارمان ایستاده است؛ با نگاهی مطمئن و دلگرمکننده، بر پیروزی بیقید و شرط فرزندان روحالله نظاره دارد، و از پس پرده غیب، اصابت کوبنده و آتشین موشکهای غولپیکر ایران اسلامی بر قلب تاریک تلآویو را تماشا میکند.در هر کلمه از وصیتنامهاش، تصویری زنده از یک رزم آسمانی نقش بسته، و در هر سطر آن، بانگ پیروزی فرزندان غیور این مرز و بوم طنینانداز است.و چه شگفت که در بخشی از نوشتههایش با شور، عشق و نشاطی وصفناپذیر مینویسد: «بر قلب دشمن یورش برید تا ستمدیدگان و مظلومان عالم را شاد کنید.»با خواندن این جمله، گویی خواننده به چشم خویش میبیند اصابت موشکهای ایرانی بر پیکر اسرائیل غاصب را، و فریاد شادی و شعف مردم مظلوم غزه، لبنان، عراق و یمن را از لابهلای کلمات او میشنود.خدایا...راستی که اینان از نسل فرشتگان بودند؛ آگاه از عالم غیب، پاکسرشت و قدسی.زمین تاب و توان حضورشان را نداشت، و آنان در عنفوان جوانی با بالهای عشق به ملکوت اعلی پر کشیدند.به دیدار تو شتافتند، و به آرزوی دیرین خویش، شهادت، که ارمغان جاودانگی است، دست یافتند.روحش شاد و راهش پر رهرو باد.#نامه_آخر #شهید_جعفر_سجدهای #شلمچه #کربلای_پنج #بسیجی #وصیتنامه_شهدا #صداقت_انقلاب #تمدن_اخلاق 15:38 - 22 آبان 1404