شب‌های مقاومتی که در جیرفت می‌گذرد

در شب‌های مقاومت جیرفت کودکان شهر، با پرچم‌هایی به اندازه قامت خویش و نقش پرچم‌ ایران بر گونه‌های گل‌انداخته، پیشاپیش جمعیت سینه‌زنان حرکت می‌کنند؛ گویی نسل فردای این دیار، همین امروز رسالت “ایستادن” را به دوش گرفته است.
۱۰ MB
به گزارش خبرگزاری فارس از جیرفت، گرمای هوا و گرمای حضور در جیرفت، شب هنگام، هنوز رد گرما روز بر آسفالت خیابان‌ها باقی است ، اما از ساعاتی بعد از اذان مغرب، کوچه پس کوچه‌های منتهی محل بهم رسیدن عاشقان نظام ، انقلاب و رهبری ‌ فقط یک صدا شنیده می شود، صدای حضور است و بس. اینجا دیگر فقط سخنرانی نیست؛ اینجا «شب‌های مقاومت» است؛ جایی که مردم با پوست و گوشت خود، معنای «ایستادن» را روایت می‌کنند، اما این شب‌ها امسال، رنگ دیگری هم دارد؛ رنگ پرچم‌هایی که نه تنها بر دوش مردان، که در دستان کوچک کودکان نقش بسته است. کوچک‌ترین سربازان مقاومت با غروب آفتاب، انگار رگ‌های شهر به سمت یک نقطه می‌تپد. از دور، صدای « یاحسین» (س) با ریتمی آهسته اما مصمم شنیده می‌شود.اما پیش از آنکه نوحه‌خوان میکروفن را به دست بگیرد، صحنه‌ای دلنشین چشم را می‌رباید گروه‌های کوچک و بزرگ از کودکان، هر کدام با نقاشی‌های رنگارنگ بر گونه‌ها و دستانشان، صف‌های خودجوشی درست کرده‌اند. پسرک هفت‌هشت ساله‌ای با صورتی که نصف آن با طرح پرچم ایران نقاشی شده، پرچمی بزرگتر از خودش را محکم گرفته و جلوتر از دسته سینه‌زنان حرکت می‌کند. هرازگاهی مادرش با نگرانی از گرمای هوا، دستمالی به پیشانی او می‌کشد، اما پسرک بی‌اعتنا به گرما، با چشمانی برق‌زده فریاد می‌زند: «بزن که خوب میزنی » کنار او دخترکی با موهای بافته‌شده، پرچم کوچکی در دست دارد که با ماژیک روی پارچه، نام «ایران» روی آن نوشته شده است. نقاشی‌های پرچم بر گونه‌های این کودکان، زیر نور موقت موکب‌ها، انگار هزاران گل لاله‌ای است که در شب شکفته شده‌اند.
صدای قدم‌ها و صدای کودکانبچه‌ها که از حرارت روز خسته شده‌اند، برخی بر دوش پدران نشسته‌اند و همان بالا، پرچم‌های کوچک سبز و سرخ را در باد شب تکان می‌دهند و از بالای دست‌های پدر، این پرچم‌ها چون ستاره‌هایی بالای سر جمعیت خودنمایی می‌کنند. یک پیرمرد با محاسن سفید، کنار موکبی ایستاده و شربت یخ خنک را در لیوان‌های یکبارمصرف می‌ریزد و عرق از پیشانی‌اش چکه می‌کند اما دستش تکان نمی‌خورد، می‌گوید: توی این ایام ، هر لیوان شربت که به دست بچه‌ها می‌دهم، انگار به یاد تشنگی اون شب‌های دور، یه سلامی کردم به اربابم. ببین چطور این بچه‌ها با جون و دل پرچم‌ها رو حمل می‌کنند؛ اینها سربازای کوچک مقاومت‌ ایران و اسلام هستند.در میان جمعیت، وحدت عجیبی به چشم می‌خورد. فرقی نمی‌کند دسته‌ای سینه می‌زند یا پای منبر می‌نشیند؛ همه در یک صف‌اند. اما این بار کودکان با پرچم‌هایشان جلوتر از همه‌اند؛ گویی آنها را برای فتح قله‌های افتخار پیش‌قراول کرده‌اند. تا صبح با پرچم‌هاشب که نیمه می‌شود، هنوز جمعیت پراکنده نشده‌اند، برخی بر سر مزار شهدای گمنام در پارک‌ها رفته‌اند و برخی دیگر در دسته‌های سینه‌زنی تا پاسی از شب باقی می‌مانند اما آنچه بیش از همه در یادها می‌ماند، کودکان جیرفتی‌ هستند که با نقاشی‌های پرچم بر گونه‌های گل‌انداخته و حمل پرچم‌هایی گاه به اندازه قامت خود، پیام نسل آینده را فریاد زدند: «مقاومت ریشه در نسل فردا دارد.»آنچه در این شب‌ها در جیرفت می‌گذرد، فقط یک مراسم ملی و مذهبی نیست؛ نمایشی از همدلی است در دل گرمای طاقت‌فرسا؛ نمایشی که نشان می‌دهد دل‌های مردم این دیار، از پیر تا کودک، همیشه برای «مقاومت» می‌تپد.#کرمان#مقاومت
12:03 - 12 فروردین 1405
استان ها
کرمان