از روایت پراکنده تا حکمرانی معنابخش
یادداشت چهارم از دفتر سوم روایت سازی راهبردی#یادداشت #محسن_دوباشیچارچوب مطلوب سیاستگذاری روایت در جمهوری اسلامی ایرانمقدمه: چرا به چارچوب نیاز داریم؟هر سیاستگذاری مؤثر نیازمند چارچوبی مشخص است: چه چیزی را سیاستگذاری میکنیم؟ بازیگران آن کیستند؟ سطوح مداخله کدام است؟ ابزارها چیست؟ اهداف چگونه تعریف میشود و شاخصها چگونه سنجیده میشوند؟در حوزه روایت نیز، تا زمانی که چارچوب روشنی برای سیاستگذاری نداشته باشیم، روایتسازی در سطح شعار، واکنش یا محصول نهایی باقی خواهد ماند، نه بهعنوان بخشی ساختاری از حکمرانی.در این یادداشت، یک چارچوب مفهومی برای #سیاستگذاری_روایت ارائه میکنیم. چارچوبی که بتواند نقشه اولیه برای حرکت از وضعیت فعلی (روایتگری پراکنده، دیرهنگام و غیرراهبردی) به وضعیت مطلوب (روایتگری پیوسته، پیشدستانه و هدفمند) باشد.مبنای طراحی: روایت بهمثابه زبان حکمرانی تمدنیما در جمهوری اسلامی ایران با زیربنای روایی غنیای مواجهیم: تاریخ هزارساله تمدن اسلامی-ایرانی، انقلاب اسلامی، فرهنگ جهادی، سرمایه ادبیات مقاومت، الگوهای مردمی، روایت زن مسلمان، میراث علمی و معرفتی و… اما این منابع روایی در فقدان سیاستگذاری درست، یا مستهلک شدهاند، یا به ابزاری فرسوده در تولیدات رسانهای بدل شدهاند.چارچوب مطلوب سیاستگذاری باید از دو ویژگی برخوردار باشد: • همراستایی با مبانی فکری جمهوری اسلامی • انعطافپذیری برای بهرهبرداری در میدان رقابت جهانی روایتها 🔶 چارچوب پیشنهادی در شش محور:۱. سطوح سیاستگذاری روایت۲. بازیگران سیاستگذاری روایت3. عناصر کلیدی یک سیاست روایی۴. فرآیند سیاستگذاری روایت۵. ابزارهای اجرایی سیاست روایی۶. اهداف و شاخصهای ارزیابی روایت ۱. سطوح سیاستگذاری روایتسیاستگذاری در حوزه روایت باید در سه سطح تنظیم شود: • کلان: روایت ملی و فراملی از ایران، تمدن اسلامی، انقلاب، مقاومت و آینده • میانه: روایت سازمانی (هر دستگاه و نهاد یک راوی مسئول باشد) • خرد: روایتهای شخصی، مردمی، روایت بحرانها، روایت رویدادها، روایت شخصیتها۲. بازیگران اصلی در سیاستگذاری روایت • سطح حاکمیتی با بازیگرانی مانند شورای های عالی امنیت ملی، انقلاب فرهنگی، فضای مجازی و ... که وظیفه آنها سیاستگذاری و تنظیمگری روایت در سطح ملی است. • سطح اجرایی با بازیگرانی وزارت ارشاد، صداوسیما، وزارت خارجه، شورای اطلاع رسانی دولت، نهادهای نظامی فرهنگی و ... که وظیفه آنها تولید، هماهنگی و انتشار روایتهای رسمی است. • سطح مردمی با بازگیرانی مانند فعالان رسانهای، شبکههای اجتماعی، سلبریتیها، گروههای جهادی، روایتگران مستقل که وظیفه آنها تولید روایتهای اجتماعی، میدانی، بومی و انسانی است. • سطح نخبگانی مانند دانشگاهیان، پژوهشگران، نویسندگان، مستندسازان، طلاب، مربیان فرهنگی و ... که وظیفه آنها تولید روایتهای تحلیلی، روشمند و تربیتی است. ۳. عناصر کلیدی یک سیاست رواییهر سیاستروایی باید پنج مؤلفه داشته باشد: • هدف معنابخش: این روایت برای چه منظوری است؟ اقناع؟ تهییج؟ امید؟ بازدارندگی؟ ترمیم؟ • مخاطب هدف: چه کسی باید تحت تأثیر روایت قرار گیرد؟ مردم ایران؟ رسانه جهانی؟ نخبگان منطقه؟ • راوی مشخص: چه کسی یا نهادی این روایت را میگوید؟ چقدر معتبر و پذیرفتنی است؟ • زبان روایت: روایت چگونه گفته میشود؟ سنتی؟ چندرسانهای؟ داستانمحور؟ علمی؟ احساسی؟ • زمانبندی: روایت در چه زمان و سرعتی ارائه میشود؟ آیا واکنشی است یا پیشدستانه؟
۴. فرآیند سیاستگذاری روایتبرای جلوگیری از آشفتگی، فرآیند سیاستگذاری باید گامبهگام باشد: • رصد روایتهای رقیب • تحلیل روایتهای جاری در افکار عمومی • تشخیص شکافهای معنایی و فرصتهای روایی • طراحی روایات (از نظر محتوا، فرم، راوی، مخاطب) • تولید و بازنشر با استفاده از شبکه رسانهای • ارزیابی اثر روایت (با شاخصهایی نظیر: نفوذ، بازنشر، درکپذیری، همدلی، واکنش رسانهای) ۵. ابزارهای اجرایی روایتسیاست روایی زمانی اثر دارد که ابزارهای مؤثر برای اجرا نیز وجود داشته باشند: • رسانه ملی و پلتفرمهای بومی • روایتگران رسمی، میدانی، هنری، شخصی • تولیدات راهبردی چندرسانهای (پادکست، مستند، موشنگرافی، روایت بحران و...) • نهادهای تولید روایت مردمی (خانههای روایت، شتابدهندههای روایت، کانونهای روایی در دانشگاه و مساجد) ۶. اهداف و شاخصهای ارزیابی سیاست روایت • اگر هدف افزایش نفوذ روایی است، شاخص سهم روایت ایران در رسانههای منطقهای و جهانی است. • اگر هدف ارتقای اعتماد عمومی است، شاخص میزان همدلی و همگرایی مخاطب با پیام روایت است. • اگر هدف افزایش روایتهای مردمی است، شاخص می تواند رشد روایتگران غیررسمی در شبکههای اجتماعی باشد. •اگر هدف بازدارندگی روانی است، شاخص می تواند کاهش پذیرش روایتهای دشمن یا تحریفشده در بحرانها باشد. • اگر هدف جذابیت تمدنی است، شاخص میتواند میزان بازنشر روایتهای هویتی ایران در میان نخبگان جهانی باشد.
جمعبندی: روایت، یک مسئله راهبردی چندوجهی استسیاستگذاری در حوزه روایت نمیتواند به یک بخش یا نهاد محدود شود. ما نیازمند یک «چارچوب جامع سیاستگذاری روایت» هستیم که همه سطوح، بازیگران، ابزارها و شاخصها را در بر بگیرد. این چارچوب، نقشه راه ما برای حرکت از روایتگری واکنشی به روایتسازی تمدنی است.در یادداشت بعدی، به یکی از کاربردهای ویژه این چارچوب میپردازیم: روایت در سیاستگذاری بحران. اینکه چگونه روایت میتواند شکست را به پیروزی، تلخی را به معنا، و تهدید را به سرمایه تبدیل کند.
08:39 - 25 اوت 2025