کودک که باشی، روزهای جنگ پناهگاهت کجاست؟

در روزهای خاص که فضای جنگ و التهاب کشور را فرا می‌گیرد، تلویزیون بیش از هر زمان دیگری نیازمند آثاری است که کودکان و نوجوانان را نه با «باید بفهمند» بلکه با درک ظرفیت وجودی‌شان، به دنیای خودشان پناه ببرد.
خبرگزاری فارس: در روزهای تعطیل یا ایام وفات که فرا می‌رسید، می‌دانستیم قرار است آن را ببینیم. حضورش همیشگی بود، اما در روزهای خاص، حسی متفاوت داشت. انگار منتظر بودیم آن روزها از راه برسند تا بتوانیم چندین بار در روز، «میتی کومان» را تماشا کنیم.هر سنی فضای خاص خود را دارد و شاید نمود این تفاوت را بهتر بتوان در تلویزیون درک کرد. مخاطب کودک و نوجوان با بزرگسال کاملاً تفاوت دارد. علایقشان، محتوای مناسبشان، فضای ذهنی و دنیایی که تجربه می‌کنند با بزرگسالان فرق دارد. درست است که امروزه بسیاری، کودک و نوجوان را نیز از یکدیگر تفکیک می‌کنند، اما آنچه در فضای رسانه‌ای دیده می‌شود، نوعی بزرگسال‌زدگی در تولید و نمایش محتوای مناسب گروه‌های سنی دیگر است. بدین‌گونه که کودکی در تصور فلان بزرگسال شکل می‌گیرد و نوجوانی در ذهن کسی که از این دوران عبور کرده است. اینها آفت‌هایی است که فضای رسانه بدان مبتلا شده است.توجه به ذائقه و محتوای مناسب کودک و نوجوان در رسانه، یکی از دغدغه‌های درست کسانی است که این تفاوت‌ها را می‌بینند و می‌فهمند و بیش از هر چیز به آن اهمیت می‌دهند. نه اینکه بگوییم تولیدات کودک و نوجوان همیشه در روزهای تفکیک‌شده میان بزرگسال و غیر بزرگسال تعریف می‌شود، اما در بزنگاه‌های خاص، لزوم و وجود این دست آثار بیشتر خود را نشان می‌دهد. بهتر است بگوییم در روزهای خاص، اهمیت پرداختن به تولیدات و محتواهای مناسب برای سنین گوناگون بیشتر و بهتر درک می‌شود.
این روزها که کشور با فضای جنگی آکنده است، خواه‌ناخواه کودکان و نوجوانان نیز در جریان فضا قرار می‌گیرند. این سخن که «بچه‌ها هم باید بفهمند» حرف غلطی نیست. تصور اینکه بچه‌ها نمی‌فهمند، کار غلطی است. اما مسئله اینجاست که ظرف بچه‌ها چقدر گنجایش حجم رویدادهای پیرامون را دارد؟ در روزهای جنگ، محتواهای کودک و نوجوان به‌عنوان تنها مرجع و ملجأ مناسب بچه‌ها هستند تا با خیال راحت بتوان ظرف درونی آنان را کمی تلطیف کرد و از فضای در حال وقوع فاصله گرفت. محتواهایی مثل «مجرینو»، «نگهبانان شهر»، «بازی ویزیون»، «سه برادر»، «هتل بسیار بسیار عجیب»، «ببعی قهرمان»، «جشن فرشته‌ها»، «بابابام» و «محفل ستاره‌ها». آثاری که امروز مشخص می‌شود بودنشان روی آنتن چقدر حائز اهمیت است. درک ضرورت تولید این آثار از درک ضرورت پخش آنها اهمیت بیشتری دارد. علاج حادثه پیش از وقوع، هنر واقعی است.هر یک از این آثار در حالت عادی، نقدها و تحلیل‌های فنی و محتوایی بسیاری را می‌توانستند همراه داشته باشند و قطعاً همین‌گونه هم هست. اما در چنین روزهایی، وجه مثبت و تأثیرگذار هر یک از این آثار بیشتر از ضعف‌هایشان دیده می‌شود. مسئله دیده شدن استعدادها در «مجرینو»؛ روحیه نقش‌پذیری در «نگهبانان شهر»؛ بررسی سلیقه بازیکن‌ها در «بازی ویزیون»؛ داستان اتحاد و همدلی در «سه برادر»؛ کنشگری و حل مسئله در «هتل بسیار بسیار عجیب»؛ فضای ساده کودکی در «ببعی قهرمان»؛ تداوم پخش یک مسابقه دخترانه در «جشن فرشته‌ها»؛ روایت داستان‌های دخترپدری در «بابابام» و فضای متفاوتی که «محفل ستاره‌ها» ساخت و تقریباً سبد مخاطبش تمام سنین یک خانواده بود.
بسیاری از ما بزرگسالان به هر دلیلی فراموش می‌کنیم که روزگاری کودک بوده‌ایم، روزگاری نوجوان بوده‌ایم. بزرگ شدن چقدر طول کشید. روزی آرزو داشتیم بزرگ شویم و از اینکه خیلی طول می‌کشید بزرگ شویم، شاکی می‌شدیم. هیجانات و پرخاش‌های نوجوانی، ساده‌گیری‌ها و دلتنگی‌های کودکی؛ چیزهایی است که از یاد بسیاری رفته است. نه، اینها چیزهایی نیستند که از یاد بروند. بهتر است بگوییم بسیاری از ما بزرگسالان خودمان را فراموش کرده‌ایم. این دلیل نمی‌شود که با این نگاه، کودکی و نوجوانی بچه‌ها را نادیده بگیریم. بچه‌ها دنیای خودشان را دارند.
20:04 - 8 فروردین 1405
هنر
رادیو و تلویزیون
سینما

1 بازنشر
142 بازدید