فاش شدن تلگراف محرمانه ۲۵ مرداد

تلگراف محرمانهٔ سفیر آمریکا در بغداد فاش کرد که شاهِ فراری به او گفته «باید دنبال کار بگردم» و واشنگتن خواستار پنهان‌ماندن نقش خود در کودتا بوده است.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تلگراف فوق محرمانه که در ۱۷ اوت ۱۹۵۳ (۲۶ مرداد ۱۳۳۲ شمسی) از سفارت آمریکا در بغداد مخابره شده، یکی از صریح‌ترین و جزئی‌ترین گزارش‌های موجود دربارهٔ ساعات پس از اولین مرحلهٔ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) علیه دولت محمد مصدق است. فرستنده، سفیر آمریکا در عراق است که به‌درخواست خود شاه، دیداری محرمانه با او ترتیب داده است. این سند نه‌تنها توالی رویداد‌ها را از زبان شاه روایت می‌کند، بلکه نشان‌دهندهٔ نقش مستقیم آمریکایی‌ها در طراحی عملیات، میزان آگاهی واشنگتن از جزئیات و وضعیت روانی شاه در آن روز‌های حساس است.شاه به‌صراحت تأیید می‌کند که «یک آمریکایی» به او پیشنهاد حمایت از کودتای نظامی را داده و در طراحی آن نقش داشته است. بااین‌حال، شاه تأکید می‌کند که اقدام نهایی را در چارچوب اختیارات قانونی خود یعنی عزل نخست‌وزیر و انتصاب نخست‌وزیر جدید تعریف کرده است تا از برچسب کودتا جلوگیری کند. سفیر آمریکا در بغداد به شاه توصیه می‌کند که هرگز نشان ندهد که هیچ خارجی نقشی داشته تا حیثیت شاه در ایران حفظ شود توصیه‌ای که مبین اعتراف کامل سفیر ایالات متحده در بغداد، درخصوص نقش داشتن مستقیم آمریکا در طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد است.نیز این سند بازگو کننده حالات روحی و روانی شاه در روز‌های پر رنج پس از فرار به بغداد است. آنگاه که شاه با حالتی برآمده از استیصال می‌گوید که شاید مجبور شود در صورت عدم موفقیت و بازنگشتن به ایران در نتیجه کودتا، مجبور باشد برای رسیدگی به هزینه‌های خانواده سلطنتی خود در خارج از کشور به دنبال کار بگردد. چنان که در متن سند تصریح شده است:
"He added he would be looking for work shortly as he has a large family and very small means outside of Iran. "«او افزود که به‌زودی به دنبال کار خواهد گشت، زیرا خانوادهٔ بزرگی دارد و در خارج از ایران دارایی بسیار ناچیزی دارد»+ سند
57421
.pdf
۲ MB
در ادامه، ترجمه کامل تلگراف از نظر می‌گذرد:تلگراف سفارت آمریکا در بغداد به وزیر امور خارجه، فوق‌محرمانه، ۱۷ اوت ۱۹۵۳شاه ایران به دولت عراق اعلام کرد که تمایل دارد با من ملاقات کند. به‌منظور ارائهٔ گزارشی دست‌ اول به وزارت امور خارجه از وقایع اخیر ایران آن‌گونه که شاه می‌بیند، و با توجه به موضع اساسی طرفدار شاه و سیاست وزارت در حمایت از او، دیشب ساعت ۹:۳۰ به‌طور محرمانه در مهمانسرای رسمی دولت عراق که شاه در آن اقامت داشت، به ملاقات او رفتم. شاه را خسته از سه شب بی‌خوابی یافتم، از تحولات سرگشته، اما هیچ‌گونه کینه‌ای نسبت به آمریکایی‌هایی که اقدام را تشویق و برنامه‌ریزی کرده بودند نداشت. به او پیشنهاد کردم که برای حفظ حیثیتش در ایران، هرگز نشان ندهد که هیچ خارجی در وقایع اخیر نقشی داشته است. او موافقت کرد.شاه گفت که در هفته‌های اخیر به‌طور فزاینده‌ای احساس می‌کرده که باید علیه مصدق اقدام کند، زیرا مصدق در نقض قانون اساسی ایران جسورتر می‌شد. بنابراین، هنگامی که دو هفته پیش پیشنهاد شد که از یک کودتای نظامی حمایت کند، این ایده را پذیرفت. اما با تأمل بیشتر، تصمیم گرفت که هر اقدامی باید در چارچوب اختیارات قانونی او باشد. بدین‌ترتیب، پس از مشورت با یک آمریکایی تصمیم گرفت ژنرال زاهدی را به جای مصدق به نخست‌وزیری منصوب کند. پس از آنکه از آماده بودن همه‌چیز و عدم امکان شکست اطمینان حاصل کرد، تهران را به مقصد کاخ ساحلی خود در دریای خزر ترک کرد تا مصدق را غافلگیر کند و از آنجا سه روز پیش، نامهٔ انتصاب ژنرال زاهدی را با یک سرهنگ مورد اعتماد ایرانی به تهران فرستاد.
نامه به ژنرال زاهدی تحویل داده شد و او قرار بود زمان و روش اطلاع‌رسانی به مصدق را انتخاب کند. شاه انتظار داشت که اقدام همان روز انجام شود. اما هیچ‌ اقدامی صورت نگرفت، ظاهراً به این دلیل که پیام دیروقت به دست رسیده بود، و روز بعد نیز هیچ‌اقدامی نشد، ظاهراً به دلیل تعطیلی. در روز سوم، مصدق به نحوی آگاه شده بود و وقت کافی برای اقدامات متقابل موفق داشت، به‌طوری که وقتی سرهنگ به خانهٔ مصدق رسید، خودش دستگیر شد.امروز صبح، شاه کاخ ساحلی خود را با یک هواپیمای کوچک، همراه با خلبان، یک مقام کاخ و ملکه ترک کرد و ساعت ۱۰:۱۵ در بغداد فرود آمد. شاه فیصل ساعت ۱۱:۰۰ از اردن بازگشت. امروز بعدازظهر شاه به دیدار شاه فیصل رفت و شاه فیصل نیز دیدار را پاسخ داد و مهمان‌نوازی ارائه کرد، اما با نبود عموی خود که در قاهره است، تا حدی تحت‌تأثیر وقایع به نظر می‌رسید.شاه گفت که به‌زودی و احتمالاً فردا مجبور به صدور بیانیه‌ای خواهد شد. با این‌حال، او نیاز دارد که از وضعیت تهران مطلع شود و از دوست آمریکایی خود مشاوره بگیرد. سعی خواهد کرد صدور بیانیه را تا دریافت مشاوره به تأخیر اندازد، اما فشار برای انتشار زیاد و رو به افزایش است. به فکر این است که در بیانیه خود بگوید: سه روز پیش نخست‌وزیر مصدق را برکنار و ژنرال زاهدی را به نخست‌وزیری منصوب کرده است، زیرا مصدق مکرراً قانون اساسی را نقض کرده است. از آنجا که خود او هنگام جلوس بر تخت سوگند یاد کرده که از قانون اساسی حمایت و احترام کند، چاره‌ای (تکرار نشد: چاره‌ای) جز برکناری نخست‌وزیر دولتی که غیرقانونی عمل می‌کرد، نداشته است.
وقتی مشخص شد که دستوراتش اجرا نمی‌شوند، کشور را ترک کرد تا از خونریزی و آسیب بیشتر جلوگیری کند. او آماده است تا زمانی که بتواند به مردم ایران خدمت کند، بازگردد و در عین حال برای استقلال و ایمنی ایران دعا می‌کند و اینکه هیچ‌ ایرانی واقعی هرگز اجازه ندهد کشورشان تحت کنترل حزب غیرقانونی توده درآید.شاه گفت که کاملاً درمانده است که بفهمد چرا نقشه شکست خورد. مقامات مورد اعتماد کاخ کاملاً مطمئن از موفقیت آن بودند. دوست آمریکایی کاملاً به موفقیت آن اطمینان داشت. وقتی به آن آمریکایی گفته بود که اگر شکست بخورد چه باید بکند، آمریکایی امکان شکست را رد کرده بود و هنگامی که تحت فشار قرار گرفت، افزود که شاه باید به بغداد برود. شاه گفت به همین دلیل است که وقتی نقشه ناکام ماند، به بغداد آمده است. اکنون به اطلاعات و مشاوره دربارهٔ گام بعدی خود نیاز دارد. گفت که فکر می‌کند نباید (تکرار نشد: نباید) بیش از چند روز اینجا بماند، سپس به اروپا و در نهایت به آمریکا خواهد رفت. افزود که به‌زودی به دنبال کار خواهد بود، زیرا خانواده‌ای بزرگ دارد و در خارج از ایران دارایی بسیار ناچیزی دارد.سعی کردم روحیه او را تقویت کنم با گفتن اینکه امیدوارم به‌زودی بازگردد تا بر مردمی که برایشان بسیار کار انجام داده، سلطنت کند، اما او پاسخ داد که مصدق کاملاً دیوانه و به‌شدت حسود است، مانند ببری که به هر موجود زنده‌ای که بالای سرش حرکت کند، حمله می‌کند. شاه معتقد است مصدق فکر می‌کند می‌تواند با حزب توده ائتلاف کند و سپس از آن پیشی بگیرد، اما در این کار مصدق به دکتر بنش[سیاستمدار اهل چکسلواکی] ایران تبدیل خواهد شد.بری – [برتون یو. بری، سفیر ایالات متحده در بغداد]فوق‌محرمانه – اطلاعات امنیتی
20:15 - 25 مرداد 1405
فرهنگ
تاریخ

1 بازنشر2 واکنش
10٫6k بازدید