بیگانه با تیم ملی، بی‌غیرت روی زیرساخت‌ها

چرا براندازان و شبکه‌های فارسی‌زبان می‌کوشند گزاره‌هایی مانند «تیم ملی، تیم مردم نیست» و «دستاوردها و زیرساخت‌های کشور به مردم تعلق ندارد» را به مردم القا کنند؟ این، روشی برای تفکیک ملت از سرمایه‌های ملی، احساس تعلق و مالکیت جمعی است؛ رویکردی که دقیقاً هویت ملی و انسجام اجتماعی را هدف گرفته است.
خبرگزاری فارس - گروه رسانه: در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید جنگ روایت‌ها در فضای رسانه‌ای، برخی جریان‌های برانداز و شبکه‌های فارسی‌زبان معاند از جمله ایران اینترنشنال، تلاش کرده‌اند با استفاده از ظرفیت رسانه، احساس تعلق مردم ایران به نمادها، دستاوردها و سرمایه‌های ملی را تضعیف کنند.در این روایت‌ها، بارها این گزاره القا شده که تیم‌های ملی ورزشی، صنایع راهبردی، زیرساخت‌ها، دستاوردهای علمی، پتروشیمی‌ها، پل‌ها و دیگر سرمایه‌های کشور متعلق به مردم نیستند و باید آنها را صرفاً به حکومت نسبت داد.این رویکرد در مقاطع مختلف، از جمله رویدادهای ورزشی، نمود بیشتری پیدا کرده است. هم‌زمان با حضور تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام‌جهانی ۲۰۲۶، تلاش برخی رسانه‌های معاند برای با تفکیک «تیم ملی ایران» از «مردم» و نسبت دادن آن صرفاً به «حکومت»‌ و «جمهوری اسلامی» مضاعف شده است.اما پشت پردهٔ این تلاش‌ها چیست؟ «محمدمهدی فتوره‌چی» مدیر گروه فناوری‌های نوین و فرهنگ مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، به تشریح سازوکارهای این جنگ روایت‌ها، نشانه‌های عملیات روانی رسانه‌ای و پیامدهای آن برای هویت جمعی می‌پردازد.

جنگ روایت‌ها؛ نبرد بر سر معنا و هویت

فتوره‌چی معتقد است در جنگ روایت‌ها، هدف تنها تغییر دادن افکار یا نفی یک واقعیت نیست، بلکه سطح عمیق‌تری از تقابل دنبال می‌شود.او می‌گوید «در جنگ روایت‌ها هدف اصلی، تخریب ساختار معنایی در ذهن توده‌هاست. برای اینکه یک جامعه در برابر تهدیدات خارجی آسیب‌پذیر شود، ابتدا باید انسجام درونی آن جامعه از بین برود؛ انسجامی که از طریق هویت جمعی و احساس تعلق به دارایی‌های ملی تأمین می‌شود.»به گفتهٔ او، رسانه‌ها در این جنگ معمولاً به جای استفاده از «دروغ محض» که به راحتی قابل‌افشا است، از تکنیک‌های زیرساختی برای فرسایش تدریجی روحیهٔ ملی استفاده می‌کنند؛ تکنیک‌هایی که در دو لایهٔ «نمادها و هویت» با هدف «تضعیف ما» و «دستاوردها و سرمایه‌های ملی» با هدف «تضعیف مالکیت» عمل می‌کنند.

«هویت ما» هدف قرار می‌گیرد

به گفتهٔ این پژوهشگر فضای مجازی، هدف در این لایه تبدیل کردن «هویت جمعی» به مجموعه‌ای از «هویت‌های پراکنده و متخاصم» است؛ که با چند ابزار به شرح زیر پیگیری می‌شود:۱. بی‌مقدارسازی و قهرمان‌زداییاو دربارهٔ یکی از مهم‌ترین ابزارهای این روند توضیح می‌دهد «نمادهای ملی، مذهبی یا تاریخی که باعث ایجاد غرور و پیوند می‌شوند، در رسانه به شکلی بازنمایی می‌شوند که یا بی‌معنا و تزئینی به نظر برسند یا آنتیک و منسوخ. هدف این است که فرد احساس کند این نمادها دیگر با واقعیت زندگی مدرن او همخوانی ندارند.»۲. نسبی‌گرایی اخلاقیفتوره‌چی دربارهٔ نقش «نسبی‌گرایی اخلاقی» می‌گوید «وقتی رسانه‌ها با تمرکز بر شکاف‌های اخلاقی، این گزاره را القا می‌کنند که هیچ ارزش مطلق یا حقیقت واحدی وجود ندارد و هر چیزی می‌تواند درست باشد، جامعه به تدریج توانایی حرکت به سمت یک هدف مشترک را از دست می‌دهد. بدون ارزش‌های مشترک، هویت جمعی نیز فرو می‌پاشد.»۳. دوقطبی‌سازی و برچسب‌زنیاز نگاه او رسانه‌ها با برجسته کردن تفاوت‌ها به جای شباهت‌ها، جامعه را به گروه‌های کوچک و متخاصم تقسیم می‌کنند. در چنین شرایطی، “دیگری” دیگر دشمن خارجی نیست، بلکه هم‌وطن و از جنس خود ماست و گاهی رفتاری از خود بروز می دهد که در راستای امیال و منافع دشمنان است. وقتی جنگ داخلی روانی شکل بگیرد، هویت ملی به نفع هویت‌های فرعی (قبیله‌ای، مذهبی یا سیاسی) از بین می‌رود.»مثل دعوت عده‌ای از ایرانیان سلطنت‌طلب از کشورهای خارجی برای حملهٔ نظامی به ایران.
۵ MB

وقتی مردم با دستاوردهای خود بیگانه می‌شوند

دومین لایهٔ عملیات هویت‌زدا، تلاش برای ایجاد بیگانگی نسبت به سرمایه‌ها و دستاوردهای ملی است. خودتحقیری یا کوچک‌انگاری دستاورهای کشور در حوزه‌های مختلف پزشکی، بیوتکنولوژی، هوافضا و... در همین لایه دسته‌بندی می‌شود.فتوره‌چی می‌گوید «هدف در این لایه، ایجاد بیگانگی یا الینیشن است؛ یعنی فرد احساس کند دستاوردهای کشورش، اعم از علمی، اقتصادی یا زیرساختی، متعلق به او نیست یا ارتباطی با او ندارد.»در این لایه هم از تکنیک‌های ویژه‌ای استفاده می‌شود؛ از جمله:تکنیک قاب‌بندی منفیاین مدرس دانشگاه توضیح می‌دهد «در این روش، رسانه به جای انکار یک دستاورد، تمام توجه خود را بر هزینه‌ها، نقص‌ها یا نحوهٔ دستیابی به آن متمرکز می‌کند. اگر یک دستاورد علمی بزرگ حاصل شود، به جای تمرکز بر شکوه علمی آن، دربارهٔ هزینه‌های صرف‌شده یا احتمال اشکال و تقلب سخن گفته می‌شود. در نتیجه مردم به جای احساس غرور، دچار شک و تردید می‌شوند.»مثلاً معاندان و براندازان به جای احساس غرور از توسعهٔ صنایع موشکی و دفاعی، مدام در پی القای این ذهنیت بودند که موشک‌های تولیدی ما کارآیی لازم را ندارند و به تمسخر از لفظ «پرتاب آبگرمکن» استفاده می‌کردند. اما وقتی اخبار عملکرد موشک‌ها رسانه‌ای می‌شود ادعا می‌کنند این صنعت هزینه‌های هنگفتی داشته و باید صرف بهبود وضعیت معیشت مردم شود.

اطلاع‌رسانی یا مهندسی ذهن؟

تشخیص مرز بین «اطلاع‌رسانی» و «مهندسی ذهن» یکی از دشوارترین مهارت‌های شهروندی در دوران مدرن به شمار می‌آید. چون مهندسی ذهن معمولاً در پوشش اطلاع‌رسانی انجام می‌شود. تفاوت اصلی در «هدف» و «روش»هاست.او توضیح می‌دهد «هدف اطلاع‌رسانی، ارائهٔ داده‌ها، حقایق و زمینه‌ها به مخاطب است تا او بتواند با استفاده از قدرت تفکر خود، موردی را قضاوت کند. اطلاع‌رسانی، به مخاطب “ابزارِ فکر کردن” می‌دهد. اما هدف مهندسی ذهن، هدایت مخاطب به سمت یک نتیجه‌گیری پیش‌فرض و مشخص است. مهندسی ذهن به جای ابزار، “خودِ فکر” را به مخاطب تحمیل می‌کند.»برای شکافتن این لایه‌ها، باید نشانه‌های هشداردهنده در روایت‌ها را شناخت. مهم‌ترین نشانه‌های عملیات روانی و روایت‌سازی هدفمند عبارتند از:۱. استفاده از «زبان باردار» و کلمات جهت‌داربه گفتهٔ او «در اطلاع‌رسانی استاندارد، واژه‌ها باید خنثی باشند. اما در مهندسی ذهن، کلمات برای تحریک احساسات انتخاب می‌شوند.»در این روش، به جای استفاده از کلمات توصیفی، از کلمات قضاوت‌گر استفاده می‌شود. مثلاً به جای «تغییر در سیاست» می‌گویند «سقوط ارزش‌ها»؛ یا به جای «گروه مخالف» می‌گویند «عناصر مفسد یا مزدور».به توصیهٔ این مدرس دانشگاه «اگر حس کردید یک کلمه در خبر، بلافاصله شما را نسبت به موضوعی خشمگین، ترسان یا مغرور می‌کند، احتمالاً با یک روایت مهندسی‌شده روبه‌رو هستید.»۲. قاب‌بندی و حذف «بافتار»فتوره‌چی دربارهٔ دومین نشانه می‌گوید «یک حقیقت می‌تواند کاملاً درست باشد؛ اما اگر بخشی از آن حذف شود، تبدیل به یک دروغ می‌شود.»
نشانهٔ استفاده از این روش این است که رسانه، تنها یک جنبه از یک ماجرا را نشان دهد و تمام جزئیاتِ «چرا» و «چگونه» را حذف کند. این باعث می‌شود مخاطب فقط «نتیجه» را ببیند، نه «علت» را.این مدرس دانشگاه توضیح می‌دهد «اگر با دیدن خبری احساس کردید که همه چیز سیاه به نظر می‌رسد یا همه چیز بسیار ساده وانمود شده، بهتر است مکث کنید. حقیقت معمولاً در فضای خاکستری‌ و پیچیدگی‌ها نهفته است، نه در سیاه و سفید مطلق.»۳. ایجاد دوقطبی کاذب«ما در برابر آنها» یکی از قدرتمندترین ابزارهای مهندسی هویت به شمار می‌آید.به گفتهٔ مترجم کتاب «جامعه‌شناسی رسانه» نشانهٔ استفاده از این روش این است که «روایت به گونه‌ای ارائه می‌شود که تنها دو راه پیش روی شما می‌گذارد؛ یا با ما هستید که یعنی با همهٔ ارزش‌های مثبت هم‌سو هستید، یا با آنها هستید و دشمن ما. هیچ فضای میانی یا نقد سازنده‌ای در روایت وجود ندارد.»اگر احساس کردید رسانه در حال «دسته‌بندی کردن» مردم عادی به دو گروهِ کاملاً متضاد (خوب و بد، وطن‌پرست و بی‌وطن) است، باید بدانید که هدف، تضعیف انسجام اجتماعی و تحریک توده‌هاست.۴. تحریک هیجان به جای فعال‌سازی منطقگاهی خبر تولیدشده آشکارا عواطف مخاطب را تحریک می‌کند. در چنین وضعیتی قدرت تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل خبر از مخاطب گرفته می‌شود.۵) استفاده از منابع مبهم و تکرار پیوسته

فرسایش هویت چه بر سر جامعه می‌آورد؟

فتوره‌چی هشدار می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض روایت‌های هویت‌زدا، جامعه را از یک بدنهٔ واحد و منسجم به توده‌ای پراکنده، بی‌هدف و تکه‌تکه تبدیل می‌کند.او می‌گوید «این فرآیند، فراتر از یک تغییر سیاسی، یک تخریب وجودی است. وقتی پیوند میان فرد و هویت جمعی او (شامل نمادها، تاریخ، ارزش‌ها، دستاوردها و...) گسسته شود، جامعه دچار نوعی مرگ تدریجی اراده می‌شود.»

وضعیت پس از فرسایش

پیامدهای این وضعیت و راهکارهای دفاعی در این خصوص را می توان در دو سطح به شرح زیر بررسی کرد:۱. پیامدهای اجتماعی (در سطح کلان)وقتی روایت‌های هویت‌زدا بر جامعه غلبه می‌کنند، به اعتقاد فتوره‌چی، با سه آسیب جدی روبه‌رو می‌شویم:- انحلال قرارداد اجتماعی: وقتی مردم احساس کنند متعلق به یک «ما» نیستند، دیگر تمایلی به رعایت قوانین، پرداخت مالیات یا مشارکت در پروژه‌های ملی ندارند و جامعه تدریجاً به مجموعه‌ای از «جزیره‌های خودخواه» تبدیل می‌شود.- بیگانگی با دستاوردها: سرمایه‌های ملی (علمی، زیرساختی، فرهنگی و...) نه به عنوان «میراث مشترک»، بلکه به عنوان «مالکیت دولت» یا «بهای از دست رفته» تلقی می‌شوند. یعنی جامعه توانایی دفاع از دارایی‌های خود را از دست می‌دهد.- فقدان هدف مشترک: جامعه بدون هویت، مانند کشتی بدون قطب‌نماست؛ و در برابر بحران‌های خارجی، به جای بسیج شدن، دچار شکست و تفرقه می‌شود.۲. پیامدهای روانی (در سطح فردی)- بی‌معنایی وجودی: هویت جمعی به انسان معنا و جهت می‌دهد و از دست دادن آن باعث ایجاد حس پوچی، ناامیدی و افسردگی جمعی می‌شود.- بی‌اعتمادی مزمن: فرد به همه چیز شک می‌کند؛ به رسانه‌ها، به دولت، به هم‌وطن خود و حتی به خود. این «پارانویا» مانع از هرگونه مشارکت اجتماعی می‌شود.- سقوط عاملیت: فرد احساس می‌کند کنترل هیچ چیز را ندارد و صرفاً مانند یک شئ است که در میان جریان‌های بزرگ جهانی رها شده است.

استراتژی‌های مقابله و محافظت

راه مقابله با این روند را ایجاد یک سپر دفاعی چندلایه می‌داند.به اعتقاد او، در اولین لایه «لازم است رسانه‌ها از ابزار مهندسی به ابزار آگاهی تبدیل شوند.» به این منظور باید در مسیر قدم بردارند:- روایت‌گریِ «معنا‌ساز» به جای «شوک‌ساز»: رسانه‌ها باید به جای تمرکز بر شکاف‌ها، بر «نقاط اشتراک» و «ارزش‌های بنیادین» تمرکز کنند. هدف باید بازنماییِ «پیچیدگی‌های مثبت» باشد، نه ساده‌سازیِ منفی.- افزایش سواد رسانه‌ای عمومی: رسانه‌ها باید بخشی از وظیفهٔ خود را آموزش دادن به مخاطب برای تشخیص «دست‌کاری‌های خبری» قرار دهند. در چنین وضعیتی رسانه‌ای که مخاطب را «آگاه» می‌کند، از رسانه‌هایی مثل ایران اینترنشنال یا منوتو که مخاطب را «تحریک» می‌کند، ماندگارتر است.

حرف آخر...

در جنگ روایت‌ها، هدف صرفاً تغییر نگاه مردم به یک رویداد یا یک تصمیم سیاسی نیست؛ تلاش می‌شود پیوند میان مردم و داشته‌های مشترکشان تضعیف شود.در این چارچوب، گزاره‌هایی از جنس «این تیم، تیم جمهوری اسلامی است، نه تیم ملی ایران»، «این زیرساخت‌ها متعلق به حکومت است، نه مردم» یا «این دستاوردها ربطی به جامعه ندارد» صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی تلقی نمی‌شوند؛ بلکه می‌توانند بخشی از فرآیند گسترده‌ترِ جدا کردن مردم از نمادها، سرمایه‌ها و مؤلفه‌های هویت‌بخش یک کشور باشند.نتیجهٔ چنین روایتی این است که شهروندان به‌تدریج نسبت به موفقیت‌ها، دستاوردها و حتی خسارت‌هایی که متوجه کشور می‌شود احساس تعلق و مسئولیت کمتری پیدا می‌کنند؛ چون دیگر آنها را متعلق به «خود» نمی‌دانند.وقتی تیم ملی دیگر «تیم ما» نباشد، وقتی پل‌ها، پتروشیمی‌ها، زیرساخت‌ها، دستاوردهای علمی، فناوری و دفاعی کشور «مال ما» تلقی نشوند و همواره به عنوان اموری جدا از مردم معرفی شوند، هویت جمعی به مرور فرسوده می‌شود.در چنین وضعیتی جامعه از مجموعه‌ای برخوردار از اهداف و منافع مشترک، به افرادی پراکنده با تعلقات محدود و گاه متعارض تبدیل می‌شود. حفظ قدرت نقد، مطالبه‌گری و اعتراض اجتماعی منافاتی با حفظ احساس تعلق به هویت و سرمایه‌های ملی ندارد.اما تبدیل هر نماد، دستاورد یا دارایی ملی به امری بیگانه با مردم، می‌تواند به تضعیف انسجام اجتماعی و گسسته شدن پیوندهایی بینجامد که در شرایط بحران و تهدید، مهم‌ترین پشتوانهٔ یک ملت به شمار می‌روند.#هویت_ملی_رسانه#انسجام_اجتماعی_هویت#جنگ_روایت_ها#سواد_رسانه_ای#رسانه_های_معانداخبار رسانه‌ای را از صفحهٔ هنر و رسانه خبرگزاری فارس دنبال کنید.
15:57 - 2 تیر 1405
هنر
رسانه




9 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌ایران ایرانی‌
@user1712477279422 تیر 1405
در پاسخ به
بدبخت ها با خودتان بجنگید همه چیز تان را از دست دادید یک حیوان پست دست آموز صهیونیست ها

@Alifari2 تیر 1405
در پاسخ به
خدایا شکرت که دوستانت دوستم و با دشمنانت دشمن

@Alirezarezaei122 تیر 1405
در پاسخ به
اینترنشنال واینستاگرامبر ذهن بسیاری از ایرانی ها مسلط هستندتهدیدهای قبل از جنگ همچنان باقی است.فکری باید کرد

تصویر نمایه‌ی ‌کاوه جعفری‌
@Kaveh_Jafari2 تیر 1405
در پاسخ به
وقتی رفتار یک سیستم درست باشه، جاذبه اتفاق می افته.مزدک میرزایی تو یکی از گزارشگرهاش میگه: "خیلی خوشحالیم تو زمانی زندگی می‌کنیم که مسی بازی میکنه". همون روز صداوسیما توبیخش می کنه می گه "خوشحالی برای زمان پیامبر و امامان بوده"!این تنگ نظری ها رو نمی بینید؟

تصویر نمایه‌ی ‌مهدی حسنی‌
@Mehdihassani2 تیر 1405
در پاسخ به
همه اش به این بستگی داره نان از دست چه کسی بخوری و پای سفره ای چه کسی بزرگ شویخیلی از مردم در تنگنای زندگی دست و پا می زنند اما وطن نمی فروشند

@mohsens2 تیر 1405
در پاسخ به
لعنت بر وطن فروشان عنترنشنال و مخاطبان احمق ذوب در این دستگاه دروغ و لجن پراکن صحیونیست

تصویر نمایه‌ی ‌Mahdi Mehregan‌
@Mehregan792 تیر 1405
در پاسخ به
لعنت بر وطن فروش خائن

تصویر نمایه‌ی ‌مجتبی حسینی‌
@Sahel202 تیر 1405
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری‌
ARTAMOLD فرزاد پوراسکندری

@ARTAMOLD  •  28 اردیبهشت 1405

مطالبه

تصویب قانونی که هزینه‌ اشتباه را از دوش جامعه به شخص خاطی منتقل کند

با سلام هر گونه اشتباهی عواقب و هزینه‌هایی در پی دارد که کسی یا کسانی آن را می‌پردازند. اشتباهات در تصمیم گیری‌ها، اشتباهات در نشر اسرار از جمله مواردی‌ است که می‌توان بررسی کرد که مربوط به دولت و کارکنان دولت است. در جامعه ما مدیران و کارکنان دولت اشتباه می‌کنند، اما هزینه ها و عواقب آن را مردم می‌پردازند و واقعیت این است که غالباً فرد اشتباه کننده هیچگونه هزینه ای نمی‌پردازد. بنابراین پیشنهاد می‌گردد قانونی طراحی و تصویب و اجرا شود که هر فرد با هر اشتباهش همه یا بخشی از هزینه‌های اشتباهش را بپردازد. پی‌نوشت‌: برای نمونه، خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، در شرایط حساس اخیر اظهاراتی درباره بندر انزلی و واردات کالا از این بندر مطرح کردند. فارغ از اینکه این سخنان با چه نیتی بیان شده باشد، این پرسش مطرح است که آیا طرح چنین موضوعاتی در آن مقطع زمانی، می‌توانست آثار و تبعات امنیتی در پی داشته باشد یا خیر؟ این سؤال وجود دارد که چه سازوکار پاسخگویی یا جبرانی برای آن در نظر گرفته شده است؟

مجلس شورای اسلامی ایران، دکتر قالیباف ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، دولت جمهوری اسلامی ایران

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه