پردیس احمدیه: من با علی بیعت کردهام
در آستانه عید سعید غدیر خم «پردیس احمدیه» در صفحه شخصی خود در اینستاگرام دلنوشتهای با موضوع جنگ اخیر و این عید اکبر نوشت.
خبرگزاری فارس ـ گروه هنر: پردیس احمدیه در آستانه عید سعید غدیر خم در اینستاگرام نوشت:در يک سال، دو بار وطنم آماج حمله شد، اما هنوز ایستاده ایم. هنوز نفس میکشیم. هنوز دوام آوردهایم. ما ایرانیم؛ ما ملت ایرانیم، ما ملت شهادتيم، ملت امام حسينيم.حرف زیاد است. دردِ دل زیاد است. رنجی که بر من و ما گذشت سخت و طاقتفرسا بود. داغ روی داغ نشست و زخم پشت زخم آمد. هر بار جان کندیم، اما دوام آوردیم. اسمش جنگ است دیگر.بیش از نود روز است که داغ دیدهایم، اما بر زمین نماندهايم. «ميناب» قصه نبود؛ «ميناب» خود عاشورا بود.«ميناب» و ما ادراک ما «ميناب».اما حالا به غدير رسيدهايم. "غدير" براى من فقط يك عيد نيست؛ يادآور عهدی است که آدم در روزهای سخت به آن برمیگردد. وقتی همه چیز در هیاهوی قضاوتها گم میشود و هر کس از زاویه خودش حکم صادر میکند.تازه میفهمی "مولا اميرالمومنين" فقط يک نام در تاریخ نیست؛ او خود حق است؛ میزانی است برای تشخيص حق از باطل. شايد برای همین است که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری به آن بیعت فکر میکنم.دلم میخواهد با صدایی رسا و پختگی امروز فریاد بزنم: مولا جانم، آقا جانم، هنوز بر همان عهد ایستادهام. روزهای تلخی را از سر گذراندیم. من به سهم خودم مقابل باطل ایستادم و تلاش کردم سمت درست تاریخ بایستم. من با علی بیعت کردهام.اما چه روزگار دشواری است یا مولا...
«شیعه بودن» و ماندن در این زمانه کار آسانی نیست. فرقی نمیکند چه باوری داشته باشی؛ در این جهان چندپاره، هر قدر هم محكم بایستی باز عدهای در پی ویران کردنت هستن؛ اما محکم ایستادن در مقابل سختیها و باور به وجود منجی و مهدی فاطمه است که امید را در دل تو زنده نگه میدارد که در مقابل این تهمتها صبوری کنی. چون وقتی با خودشان عهد ببندی، هیچ طوفانی تو را از پای در نمیآورد.هرگز نه سهمی از قدرت داشتهام و نه رزق سفرهام وابسته به صاحبان قدرت بوده است. در تمام این سالها اگر نقشی بازی کردهام، اول لطف خدا بوده که در اذهان باقی مانده و اگر در قصه «رستم و سهراب»، نقش «گردآفرید» را بازی کردم؛ برای اعتقاد بود. زنی که وقت خطر پشت خاکش ایستاد و از باورش عقب ننشست. شاید همین برایم کافی باشد که بدانم امروز کجا باید بایستم؟!مرز حق و باطل هنوز همان مرز دیروز است، اما اطراف ما پر شده از ابنملجمهایی که لباسهای تازه پوشیدهاند. در میان جماعتی که گاه از مردم کوفه هم بیوفاترند، سخن گفتن از حق آسان نیست.خیلیها قضاوت کردند، خیلیها حکم دادند و خیلیها تلاش کردند آدمها را نه از روی حقیقت، بلکه از روی پیشفرضهای ذهنی خود تعریف کنند. اما من یاد گرفتهام در میان این هياهو، صدای وجدانم را گم نکنم.با این همه من با صدای بلند و در میان همین غوغا اعلام میکنم:«أنا شيعة على بن ابي طالب»و باز هم به ذوالفقارت گلو میکشم.
من، پردیس احمدیه، تا پای جان پای ایرانم میمانم؛ نه از سر منفعت، نه از سر مصلحت، از سر باور پای ایران، پای اعتقادم به شاه مردان، علی ابن ابی طالب و باورم به حسین بن علی و اعتقادم به ظهور مهدی فاطمه خواهم ماند.ای جماعت خطرناکتر از کوفیان هر چه میخواهید برچسب بزنید. هر چه میخواهید هتاکی کنید و ناسزا بگویید؛ من راه خودم را خواهم رفت. چون مولا پشت و پناه من است.يا على١٨ ذي الحجه ١٤٤٧ / غدير ١٣٠٥#پردیس_احمدیه#عید_غدیرخم#جنگ_رمضان 22:02 - 13 خرداد 1405