اینجا مقتل کشوردوست‌ترین ایرانی است

خیابان کارگر امروز بوی مسیر پیاده‌روی اربعین می‌دهد. موکب‌های عراقی از همان دور میدان انقلاب به چشم می‌خورند و پرچم‌هایشان را برافراشته‌اند. از دیدن برادرانی که بوی کربلا را با خود آورده‌اند دلگرم می‌شویم، اما داغ دلمان هم تازه می‌شود. آخر شنیده‌ایم آقای ما سال‌ها بود کربلا نرفته بود...
گروه زندگی: این چند ماه عادت کرده‌ایم به خروش جمعیت و ترافیک انسانی در خیابان‌ها. ما از ۲۲ دی که برای پیچیدن طومار فتنه‌گران و اغتشاشگران به خیابان آمدیم، تقریباً هر ماه چنین جمعیتی را در تمام شهرها و خیابان‌های ایرانمان دیده‌ایم و دلمان برای این همه ارادهٔ پولادین قنج رفته است.مردمی که به قول امام موسی کاظم علیه‌السلام، «مانند پاره‌های آهن استوارند، طوفان‌ها آنها را به لرزه نمی‌اندازند، از جنگ خسته نمی‌شوند و بزدلی نشان نمی‌دهند...» ۲۲ دی آمدند. ۲۲ بهمن هم آمدند. اما از لحظه‌ای که خبر شهادت رهبرشان را شنیدند، هر شب جایشان در خیابان بوده...و حالا درست چهل روز از اولین روز یتیمی این مردم شبیه «زُبَرِ الحَدید» می‌گذرد که دسته‌دسته به خیابان جمهوری آمده‌اند تا بعد از ۳۹ شب میدان‌داری در خیابان، یک دل سیر برای شهادت پدر امت اشک بریزند.

خاک مزار شهید در چهلم رهبر شهید

خیابان‌ها را از بالا و پایین به سمت جمهوری بسته‌اند. کار خداست که در خیابان انقلاب جای پارک پیدا می‌کنیم. تقریباً همان مقدار جمعیتی که از خیابان کارگر به سمت انقلاب خارج می‌شوند، به سمت جمهوری جاری‌اند.دختر جوانی پرچم بزرگی را روی چادر مشکی‌اش پوشیده و محکم نگهش داشته. نزدیکش می‌شوم تا هم‌قدم شویم. آهسته می‌گویم «چه پرچم بزرگی داری! ماشاءالله...»نگاهی می‌کند و با آرامش می‌گوید «از تشییع پیکر پدرم دلم نیومده بود از چمدون درش بیارم. این خاک‌ها رو می‌بینی؟ از سال ۹۶ که پدرم شهید شد، از خاک مزارش روی پرچم مونده. به همسرم وصیت کردم به هر مرگی که رفتم، با همین پرچم دفنم کنن.»حالا تبرک خاک پدر جانبازش را که بعد از سال‌ها درد و حسرت، شهید شده، آورده به مراسم چهلم پدر ایران...

عطر کربلا در خیابان کارگر

تا همین چهل روز پیش نزدیک خیابان جمهوری که می‌شدیم، قلبمان از شوق به تپش می‌افتاد. هرچه بود، آقایمان آن حوالی نفس می‌کشید و کل شهر را به نفسش متبرک می‌کرد؛ هرچند که سعادت دیدارش نصیب هر کسی نمی‌شد.حالا به خیابان جمهوری که می‌رسیم، قلبمان از غصه در سینه پرپر می‌زند...خیابان کارگر امروز بوی مسیر پیاده‌روی اربعین می‌دهد. موکب‌های عراقی از همان دور میدان انقلاب به چشم می‌خورند و پرچم‌هایشان را برافراشته‌اند. از دیدن برادرانی که بوی کربلا را با خود آورده‌اند دلگرم می‌شویم، اما داغ دلمان هم تازه می‌شود. آخر شنیده‌ایم آقای ما سال‌ها بود کربلا نرفته بود...

منتقمان رهبریم

مردم در خیابان جمهوری، جابه‌جا کنار خیابان و روی جدول نشسته‌اند و خانه‌خرابی‌شان را در غم رهبر شهید زار می‌زنند. عدهٔ زیادی به رسم بعضی اقوام ایرانی، سر و صورت و پیراهن مشکی یا چادرشان را گِل مالیده‌اند.مردها مثل کودکان مادر از دست‌داده، به پهنای صورت اشک می‌ریزند. زن‌ها چادر روی صورت کشیده و بر سر می‌کوبند.این داغی نیست که به این سادگی‌ها تسکین پیدا کند. اما اینکه مردم چهل روز بغض‌ها را در سینه نگه داشته‌اند، انگار دردشان را بیشتر کرده است.هیئتی با بلندگو نزدیک می‌شود. شعار «انتقام انتقام»اش را مردم روی هوا می‌زنند. انگار منتظر همین شعار بوده‌اند، با خشم و غم فریاد می‌کشند «انتقام انتقام».شعارهای دست‌نویس امروز، گویای این است که نویسندگانش حس خوبی به این آتش‌بس ندارند و ترجیح می‌دهند خطر دشمن آمریکایی صهیونی را برای همیشه از سر مملکتشان کم کنند. تا فرمان آقایمان چه باشد...

یک ایران، عزادار رهبر شهید

چشم که بچرخانی لباس‌های محلی اقوام مختلف را هم بین جمعیت می‌بینی؛ از قوم بلوچ تا لرهای غیور. چه خوب که با لباس‌های محلی‌شان آمده‌اند و ایران کوچکی را در خیابان جمهوری اسلامی به تصویر کشیده‌اند.نه فقط از شهرهای دیگر، که از کشورهای دیگر هم عزادارانی خود را به مسیر دسته‌های عزاداری رسانده‌اند؛ از پاکستان و افغانستان تا عراق و...مردی در جمعیت فیلم می‌گیرد و به زبان فرانسوی توضیحاتی می‌دهد. نمی‌فهمم چه می‌گوید، اما لحن و صدایش متأثر به نظر می‌رسد. انگار از دیدن این همه مردم عزادار و مشکی‌پوش بهت‌زده شده باشد.موکب افغانستانی‌ها با تصویر شهدایی که در جنگ رمضان تقدیم کرده‌اند، حال و هوای دیگری دارد. خون‌شریک‌های ایرانند که با نجابت و مردم‌داری از زائران مقتل رهبر شهید پذیرایی می‌کنند.

اینجا مقتل کشوردوست‌ترین ایرانی است

امروز پرچم‌های حزب‌الله لبنان بیش از تمام این چهل روز به چشم می‌خورد. مردم دل‌خون از قتل‌عام دیروز دشمن صهیونیست‌ها در لبنان، در حمایت از حزب‌الله شعار می‌دهند و از فرماندهان نظامی کشور می‌خواهند که انتقام آنها را بگیرند.سر خیابان کشوردوست، ابَرپرچم حزب‌الله و عکس رهبر شهید را نصب کرده‌اند. خیابان کشوردوست حالا مقتل ایران‌دوست‌ترین ایرانی است که با جانش پای تمام آرمان‌هایش ایستاد.از همان‌جا دور می‌زنیم که برگردیم. ترافیک انسانی سبک که نمی‌شود هیچ؛ سنگین‌تر هم شده است.

با یزید زمانه بیعت نمی‌کنیم

دور میدان انقلاب جماعتی ایستاده‌اند به شعار دادن. دختر کم‌حجابی با صورت برافروخته شعارها را به فریاد می‌گوید و بقیه پشت سرش تکرار می‌کنند.شعارها که به سمت بعضی از سران اسبق نظام می‌رود، دو پسر جوان به سمتش می‌روند و آرام چیزی به دختر می‌گویند. دختر بدون هیچ حرفی شعارهایش را به «الله اکبر» و «مرگ بر آمریکا» تغییر می‌دهد.کمی جلوتر مدرسهٔ «شجرهٔ طیبهٔ میناب» را شبیه‌سازی کرده‌اند. زن سالخورده‌ای که در حال تماشای نمادهای کلاس و آوار است، با بغض می‌گوید «من بمیرم برای شما بچه‌های قشنگ...»رو به بقیه می‌کند و می‌گوید «دو بار اونجا رو زدن. بمیرم که چقدر بچه‌ها ترسیدن از اولین اصابت تا شهادت...» مردم انگار دوباره خونشان از این جنایت به جوش آمده باشد، همان‌جا می‌ایستند به لعن و نفرین فرستادن به جنایتکاران طبقهٔ اپستین.آقایمان راست گفت که «ملتی مثل ما، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.»#جزیره_اپستین#اربعین_رهبر_شهید#خیابان_کشوردوست#شهادت_رهبر_انقلاب#جنگ_رمضانمطالب مشابه را در صفحهٔ زندگی خبرگزاری فارس بخوانید.
19:12 - 20 فروردین 1405

0 بازدید