استاندارد دوگانه ضدانقلاب؛ قانونگرایی در اروپا، آشوبطلبی برای ایران
مجموعه شواهد، تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از تجمع مونیخ، یک واقعیت غیرقابلانکار را عیان میکند و آن اینکه برای جریان ضدانقلاب خارجنشین، قانون، نظم، اقتدار پلیس و احترام به حاکمیت ملی، زمانی فضیلت تلقی میشود که در خاک اروپا یا امریکا باشد؛ اما همان مفاهیم، وقتی به ایران میرسد، به خشونت، تخریب اموال عمومی و خصوصی و حمله به حافظان امنیت تغییر میکند.
گروه دیدهبان غرب: روز گذشته تجمع ضدانقلاب در برخی شهرها در اروپا و آمریکا برگزار شد. علیرغم تبلیغات سنگین و پرحجم رسانه هایی همچون اینترنشنال، منوتو، بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و با وجود تبلیغات گسترده در اینستاگرام، تلگرام و شبکه ایکس، اما حضور جمعیتی قلیل و محدود، رسوایی جدیدی برای اپوزیسیون و حامیان غربی و عبری آنان رقم زد. اما موضوع این گزارش، مسئله دیگری است و آن، استاندارد دوگانه جریان ضدانقلاب است. انتشار ویدیوهایی از اجتماع اپوزیسیون در شهر مونیخ آلمان، بار دیگر توجه افکار عمومی را به نحوه برگزاری تجمعات سیاسی در کشورهای غربی جلب کرد. این ویدیوها که بخشهایی از تذکرات برگزارکنندگان و واکنش حاضران را ثبت کردهاند، تصویری روشن از چارچوبهای قانونی و امنیتی حاکم بر چنین تجمعاتی ارائه میدهند؛ چارچوبهایی که رعایت آنها شرط اصلی ادامه برنامه و تضمین امنیت شرکتکنندگان اعلام میشود.
بر اساس این تصاویر، برگزارکنندگان مراسم، پیش و در حین تجمع، بارها بر لزوم تبعیت از دستورات پلیس، پرهیز از هرگونه اقدام خطرآفرین، باز نگه داشتن مسیرهای امدادی و رعایت نظم عمومی تأکید میکنند. برگزارکنندگان صراحتاً اعلام میکنند که این هشدارها هم به دلیل محدودیت سیاسی و هم با هدف حفظ امنیت جمعی و جلوگیری از لغو برنامه، بیان میشود.
نکته قابل توجه اینجاست که برخی از فعالان اپوزیسیون خارجنشین، پیش از تجمع نیز به تشریح موارد قانونی برخورد پلیس پرداختند و توضیح میدهند که هرگونه تماس فیزیکی با پلیس، لمس تجهیزات او، پوشاندن چهره، تشکیل زنجیره انسانی و هرگونه اقدام تحریک کننده و برهم زننده نظم عمومی، جرم محسوب میشود و میتواند پیامدهای قضایی جدی در پی داشته باشد.
با این حال، مقایسه این رویکرد با ادبیات و رفتار همین جریان در قبال تجمعات داخل ایران، پرسشهای جدی را درباره استاندارد دوگانه در تحلیل مفهوم «اعتراض» مطرح میکند. در حالی که در اروپا کوچکترین تخطی از قانون خط قرمز تلقی میشود، برای ایران نهتنها حمله به پلیس و تخریب اموال عمومی محکوم نمیشود، بلکه در مواردی بهعنوان «کنش اعتراضی» توجیه یا حتی تشویق میگردد.
انتشار ویدیویی از قدردانی شرکتکنندگان ایرانی در تجمع مونیخ از نیروهای پلیس این شهر، بار دیگر این تناقض را برجسته کرده است. در این ویدیو، پلیس بهعنوان ضامن امنیت و نظم مورد تقدیر قرار میگیرد؛ در حالی که همین نقش، وقتی در داخل ایران ایفا میشود، از سوی همان طیفها با برچسبهایی چون «سرکوب» و «خشونت سازمانیافته» توصیف میشود.نکته قابلتوجه دیگر، نحوه برخورد با اموال عمومی است. در تجمع مونیخ، برگزارکنندگان بارها بر حفظ پاکیزگی محیط، عدم استفاده از مواد آتشزا و جلوگیری از هرگونه رفتار خسارتبار تأکید کردند. این در حالی است که در فراخوانها و تولیدات رسانهای اپوزیسیون خارجنشین درباره تجمعات داخل کشور، تخریب و آتشزدن اموال عمومی و خصوصی نهتنها تقبیح نمیشود، بلکه بهعنوان ابزار «اعتراض مؤثر» معرفی میشود.
این تفاوت رفتاری، بار دیگر این سؤال بنیادین را مطرح میکند که آیا فردی که با سلاح سرد یا با نیت قبلیِ برای تعرض به پلیس و حافظان امنیت در تجمعی حضور مییابد، صرفاً «معترض» است؟ اگر پاسخ این پرسش در اروپا و آمریکا روشن است، چرا در مورد ایران دچار ابهام یا تفسیر موسع میشود؟نکته قابل تأمل اینجاست که در تجمع مونیخ، صراحتاً از شرکتکنندگان خواسته میشود از هرگونه دود، مواد دودزا یا موارد مشابه استفاده نکنند و این موضوع مستقیماً به «امنیت همه حاضران» پیوند زده میشود. این پیام نشان میدهد که برگزارکنندگان، حتی احتمال بروز خطرات حداقلی را نیز غیرقابلقبول میدانند. اهمیت این موضوع اینجاست که همان اقداماتی که در برخی روایتها برای داخل ایران «نماد اعتراض» معرفی میشود، در اروپا تهدید امنیت جمعی تلقی شده و ممنوع است.
در ویدئوهای منتشر شده از تجمع مونیخ، یکی از برگزارکنندگان با لحنی جدی از شرکتکنندگان میخواهد به تذکرات پلیس توجه کنند، مسیرهای اورژانسی را باز نگه دارند و جابهجایی جمعیت را مطابق دستورالعمل امنیتی انجام دهند. او صراحتاً اعلام میکند که در صورت عدم رعایت این موارد، خطر لغو برنامه بسیار زیاد است. این مسئله نشان میدهد که در کشورهای غربی حتی تجمعات سیاسی مخالف دولتهای دیگر نیز مشروط به تبعیت کامل از نظم عمومی است.
در تجمع مونیخ آنقدر آش شور میشود که مسئولان مراسم به حاضران تاکید میکنند به احترام سرود ملی آلمان سکوت کامل را رعایت کنند و حتی به افرادی که ابزار یا وسایل در دست دارند، تذکر داده میشود که در این زمان از هرگونه اقدام خودداری کنند. مجموعه شواهد، تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از تجمع مونیخ، یک واقعیت غیرقابلانکار را عیان میکند و آن اینکه برای جریان ضدانقلاب خارجنشین، قانون، نظم، اقتدار پلیس و احترام به حاکمیت ملی، زمانی فضیلت تلقی میشود که در خاک اروپا یا امریکا باشد؛ اما همان مفاهیم، وقتی به ایران میرسد، به خشونت، تخریب اموال عمومی و خصوصی و حمله به حافظان امنیت تغییر میکند.
در تجمعات در کشورهای غربی، حتی دود و ترقه تهدید امنیت جمعی محسوب میشود؛ تماس با پلیس خط قرمز است؛ مسیر اورژانس و خودروهای امدادی باید باز بماند و بینظمی میتواند کل برنامه را لغو کند. اما برای خیابانهای ایران، همان جریان نسخهای کاملاً معکوس میپیچد؛ آتش زدن بانک و کلانتری و مسدودکردن مسیر عبور خودروها، تخریب آمبولانس، ماشین آتش نشانی و آتش زدن و تکه تکه کردن نیروهای حافظ امنیت. این دیگر «تفاوت شرایط» یا «تفاوت نظامها» نیست؛ بلکه تصویری واضح و آشکار از استاندارد دوگانه است. اپوزیسیونی که برای تجمع خود در مونیخ، از پلیس تشکر میکند، از قانون تمجید میکند و از لغو برنامه میترسد، اما برای ایران، آتشزدن، قتل و درگیری را تئوریزه میکند، نه مدافع آزادی هستند و نه نگران جان و مال مردم ایران؛ بلکه شریک جنایتکارانی هستند که خون زنان و کودکان و جوانان ایران را بر کف خیابان ریختند. این جماعت شریک قاتلان ملینای سه ساله هستند. برای دنبالکردن تحلیلها و گزارشهای مرتبط با حوزه غربشناسی، رسانه های معاند، پهلوی، اپوزیسیون و گروهکهای ضدانقلاب به صفحه «دیدهبان غرب» مراجعه کنید. 12:29 - 26 بهمن 1404