هفت‌تپه هنوز هم با یاد شهید رئیسی نفس می‌کشد

امروز چرخ تولید هفت‌تپه بر مدار همت و تلاش می‌چرخد. یاد و خاطره شهید رئیسی الهام‌بخش تلاش‌ها و مبارزه‌ با فساد و بی‌عدالتی‌هاست. این دیار هنوز با نام او نفس می‌کشد و یادش در دل‌ها جاری است.
به گزارش فارس؛ اهواز، اینجا دیاری است که نام شهید رئیسی داغ بیشتری بر دل‌های اهالی‌اش می‌نشاند. اینجا دیاری است که پذیرای اولین سفر استانیِ بی‌خبر و بدون تشریفات رئیس جمهور شهید شد. هشت بار طی دو سال و چند ماه، مردم خوزستان میزبان میهمانی بودند که دیگر صاحب خانه شده بود؛ مردی که با حضورش، نفس امید را در دل‌های خسته می‌دمید و معنای واقعی تلاش و خدمت را زنده نگه می‌داشت.هر بار که او می‌آمد، فضا تغییر می‌کرد. کوچه‌ها و خیابان‌ها، حتی کارخانه‌ها، گویی نفس تازه‌ای می‌کشیدند. خبرنگار و مسئولانی که به کار پشت میز و صندلی عادت کرده بودند، با حضور او، معنای واقعی کار جهادی و بدون قید و بند به ساعت و مکان را می‌دیدند.
امروز اما دو سال از نبودش میان ما می‌گذرد اما حضورش همچنان زنده است؛ در خاطرات پر از خیر و برکتش که رنگ و لعاب مردانگی داشت، در لبخندهای دوباره خانواده‌هایی که از او مدد گرفتند و در کارخانه‌ای که با دستان کارگران، چراغش روشن مانده است.حضورش هرچند دیگر فیزیکی نیست اما هنوز در نگاه‌ها و سخنان کسانی که او را دیده‌اند، زنده است اما در هفت‌تپه زنده‌تر.آقای احمدی یکی از کارگران هفت‌تپه با صدای پر از حسرت و احترام، به یاد می‌آورد: آخرین باری که شهید رئیسی به هفت‌تپه آمد کاملا بدون هماهنگی قبلی بود. در آخرین سفرش به خوزستان جمعیت زیادی از کارگران در ایستگاه راه‌آهن منتظر بودند تا از برای آنکه مردانه با فساد مقابله کرد و اجازه نداد هفت‌تپه غرق شود، تشکر کنند. ایشان در ایستگاه راه‌آهن بی‌درنگ به سمت ما آمد و بعد از چند دقیقه متوجه شد که در شرکت نیز کارگران چشم‌انتظارند.
۴ MB
با دست به جایگاهی اشاره کرد که شهید رئیسی در آن با کارگران هم‌کلام شد و گفت: بعد از آنکه برای دیدن لبخند و حال خوب هفت‌تپه و کارگرانش به شرکت آمد، پایش در گل‌ولای محوطه فرو رفت اما بی‌توجه ادامه داد و با صمیمیت و سادگی با ما صحبت کرد. او نه فقط رئیس جمهور بلکه پدری دلسوز برای ما بود.بالا رفتن از پله‌های جایگاه، حس عجیبی داشت؛ چهره آرام و در عین حال دغدغه‌مندش جلوی چشمم نقش بسته بود. با هر پله، به روزی فکر می‌کردم که او برای آخرین بار به هفت‌تپه آمده بود؛ چه می‌دید و چه در دل داشت؟احمدی ادامه داد: با کمال سادگی و صمیمیت با کارگران صحبت می‌کرد و حتی اسم کوچک ما را می‌دانست و صدایمان صدا می‌زد.
آقا نجات، یکی دیگر از کارگران، دستمالی به دست داشت و آهی کشید: روزهای سختی بودند؛ زندگی کارگران در آستانه فروپاشی بود. یکی از همکارانم، با وجود داشتن چند فرزند داشت از همسرش جدا می‌شد اما با تلاش شهید رئیسی، خانواده‌ها دوباره به زندگی بازگشتند. او مثل ناجی بود و مزدش شهادت شد.هر کجا نام او به زبان می‌آمد، کارگران سری به نشانه افسوس تکان می‌دادند و تنها یک جمله مشترک را تکرار می‌کردند: "او یک مرد واقعی بود." حضورش، حضور انسانی و مردمی بود که فراتر از مقام و مسئولیت، قلب‌ها را لمس می‌کرد.
و اینجا، میان کارخانه و گل‌ولای محوطه، خاطرات زنده می‌شد؛ لبخند کارگران، نگاه‌های پرامید، و صدای همهمه‌ی شادمانه‌ آن‌ها که همچون موسیقی پشت صحنه‌ی تولید، فضای هفت‌تپه را پر کرده بود.احمدی ادامه داد: او بدون درنگ کارگران را تنها نگذاشت و مانند پدری دلسوز، هرچه فرزندانش می‌خواستند، مهیا می‌کرد.
روزهای حضور او درس‌های زیادی برای ما به جا گذاشت؛ درس‌هایی از مردانگی، ایثار و جهاد واقعی. روزهایی که شرکت در سخت‌ترین شرایط بود، او بی‌وقفه پیگیر حل مشکلات شد. از بانک‌ها گرفته تا بقالی‌ها در برابر کارگران کوتاه نمی‌آمدند اما حضور او باعث شد چراغ خانه‌ها روشن بماند و امید بازگردد.آقا نجات با لبخندی که رنگ دلتنگی دارد ادامه می‌دهد: او همه‌ تلاشش را می‌کرد که هیچ کارگری با بی‌عدالتی روبه‌رو نشود. هیچ کس تا آن روز به اندازه او با ما ارتباط نداشت؛ نه به عنوان رئیس جمهور، نه به عنوان مسئول، بلکه به عنوان انسانی که دلش برای ما می‌تپید.
دو سال از آن روزها گذشته است، اما حضورش همچنان در دل‌ها جاری است. هر جا نام او به زبان می‌آید، احساس امنیت و امید در دل‌ها زنده می‌شود. کارگران هنوز با شور و شوق از آن روزها صحبت می‌کنند؛ از لبخندی که دل‌ها را روشن کرد، از سخنی که عزت و امید را بازگرداند و از دستانی که زمین و زمان را برای عدالت و پیشرفت حرکت داد.امروز، چرخ تولید هفت‌تپه بر مدار همت و تلاش می‌چرخد. یاد و خاطره او، الهام‌بخش تلاش‌ها و مبارزه‌ با فساد و بی‌عدالتی‌هاست. این دیار هنوز با نام او نفس می‌کشد و یادش در دل‌ها جاری است؛ یاد مردی که زندگی هزاران نفر را لمس کرد و برای همیشه صاحب دل‌های خوزستان شد.
خاطراتی که از حضور او باقی مانده نه فقط روایت چندین سفر یا چندین بازدید بلکه حکایت مردی است که با ایمان، دلسوزی و اراده، اثر ماندگاری بر زندگی مردم گذاشت.امروز، در دومین سالگرد شهادتش، یاد او را گرامی می‌داریم نه فقط به خاطر مقام و مسئولیت، بلکه به خاطر قلبی که با تمام مردم هم‌نوا شد و خاطراتی که هنوز زنده‌اند.#شهید_رئیسی #شهید_خدمت #شهید_جمهور خبر‌های دست اول #خوزستان را اینجا بخوانید‎@khuzestan
20:59 - 30 اردیبهشت 1405
جامعه
استان ها
خوزستان

2 بازنشر6 واکنش
47٫1k بازدید



3 پاسخ