قرارهای عجیب چند نوجوان در گرمترین نقطه جهان
عجیب است، خیلی عجیب!. این پسرهای نوجوان تا همین چند روز قبل، سَرمست از عطر بهارنارنج، توی کوچههای شهداد، تکچرخ میزدند و ترانه میخواندند، اما انگار یکشبه بزرگ شدهاند و در کف خیابان، حُرمتداری میکنند.
خبرگزاری فارس_کرمان: از طریق یکی از همشهریانشان برایم پیام دادهاند که فقط به کرمان نگاه نکنید، ما هم کف میدان هستیم، هر شب هم هستیم.این پسرهای نوجوان تا همین چند شب قبل با دوچرخههایشان توی عطر بهارنارنجها در کوچه و پسکوچههای شهداد، تکچرخ میزدند و ترانه میخوانند و بازی میکردند، اما انگار یکشبه "مرد" شدهاند.حالا روی دوچرخههایشان پرچم ایران و تصویر رهبر شهید را برافراشتهاند و از میدان پاسداران تا میدان شهدا میروند و برمیگردند و دوباره و دوباره این مسیر را رکاب میزنند و میدانداری میکنند.تکنفری و دو نفری روی دوچرخهها نشستهاند، محمدحسن رام و امیرمحمد دهنوی، "لیدر" شدهاند، شعارها را با لهجهی قشنگشان، با صدای بلند میگویند و بچهها هم تکرار میکنند.
شهداد یکی از گرمترین مناطق روی کره زمین است، نام شهداد را خیلیها با کویر لوت میشناسند و این اواخر هم نام این منطقه با ثبت جهانی روستای شفیعآباد بر سر زبانها افتاد.این پسرهای شهدادی باید این روزها، خودشان را برای میزبانی از گردشگران نوروزی آماده میکردند، اما حالا که دشمن آمریکایی صهیونی به ایرانمان حمله کرده است، یکشبه "مرد" شدهاند و رفتهاند سراغ قرارهای شبانه توی راستهخیابان شهداد تا بگویند: "ما هم پایِ وطن ایستادهایم".
محمدیاسین رام یکی از این پسرهاست که شبها یک اسپیکر را به دوچرخهاش میبندد و همراه با دوستانش از این میدان به آن یکی میدان میرود و میدانداری میکند. شمارهاش را از همان همشهریشان میگیرم که پیغامشان را به من رسانده است. محمدیاسین میگوید: کاروان موتوری در شهر شهداد بعد از جنگ راه افتاده است و من و محمدحسن و امیرمحمد هم با دوچرخه همراهشان بودیم.وی ادامه میدهد: وقتی بچههای دوچرخهسوار، زیاد شدند، به موکب شهدای گمنام رفتیم و به مسوولان موکب گفتیم، ما از شما کمک میخواهیم، به هر کدام از ما یک پرچم ایران، بدهید. آنها هم گفتند: کارتان، کار خوبی است و پرچم و یک اسپیکر به ما دادند.محمدیاسین تعریف میکند: اسپیکر را روی دوچرخهام میبندم و وقتی بچهها، خسته میشوند، مداحی پخش میکنم؛ خیبر خیبر یا صهیون ... .
او میگوید: با بچهها قرار گذاشتهایم در کنار بزرگترها در خیابان بمانیم و پشتِ کشورمان باشیم.بعضی از صحبتهای محمدیاسین به قد و قواره یک دانشآموز کلاس هفتمی نمیخورد، اما شاید این هم یکی از آثار جنگ تحمیلی برای آدمهای کشوریست که مورد هجوم ناجوانمردانه قرار گرفتهاند.او میگوید: ما هم شنیدیم، دشمن به مدرسه میناب موشک زده و بچهها را کُشته است، برای همین بعضی از دوستانم با لباس فرم مدرسه و کولهپشتی میآیند تا حُرمتِ این بچهها را نگه دارند.
صحبتهای محمدیاسین ۱۴ ساله درباره جنگ نشان میدهد، اخبار را خیلی خوب دنبال میکند. اظهارنظر جالبی هم از نتیجه این جنگ تحمیلی دارد. او میگوید: ترامپِ تجاوزکار، هیچ کاری نمیتواند بکند، موشکهایش ته کشیده و همه پایگاههایش را هم زدهایم. قطعاً ایران پیروزه.
19:39 - 25 اسفند 1404