وقتی کرمانیها اشک زندانیان وکیلآباد مشهد را درآوردند
قرعه بهنام من افتاد که بخوانم و نوحهای خواندم!، زندانیها، چه سینهای میزدند، چه اشکی میریختند، باور کنید من را هم به وجد آورده بودند و آخرش هم چه اتفاق خوبی افتاد.
خبرگزاری فارس_کرمان: حاجآقا افلاطون لشکری از ۵۰ سال قبل نوحهخوانی را شروع کرده است، هرچند که ۲۲ سال از برگزاری اجلاسیه پیرغلامان حسینی میگذرد، اما او سرانجام امسال بهعنوان یکی از پیرغلامان کرمانی راهی این اجلاسیه در مشهد مقدس شد.به دعوت آقا مرتضی لطفی تولیت تکیه معظم فاطمیه کرمان، مصاحبهام با حاجآقا لشکری را در این مکان مقدس انجام دادم. این پیرغلام حسینی درباره حال و هوای قشنگ بیستودومین اجلاسیه برایم تعریف کرد و از مجلس عجیب روضه خانگی پیرغلامان حسینی در زندان وکیلآباد مشهد.او میگوید: قبل از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، برادر بزرگوارم آقا رضا احمدی، رئیس کانون مداحان استان کرمان یکسری مدارک از من خواست و یک فرم هم فرستاد تا تکمیل کنم. وقتی سؤال کردم این فرم را برای چه میخواهید، گفت برای اجلاسیه بیستودوم پیرغلامان در مشهد مقدس.مدارک را ارسال کردم و بنده را برای حضور در اجلاسیه تأیید کردند، اما جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اتفاق افتاد و اجلاسیه پیرغلامان که قرار بود، قبل از ماه محرم برگزار شود به تأخیر افتاد.حاجآقا لشکری ادامه میدهد: سرانجام اعلام شد که ۱۹ آبانماه ۱۴۰۴ باید برای شرکت در اجلاس پیرغلامان به مشهد اعزام شویم، ما یک گروه ۱۰ نفری از استان کرمان بودیم که من و حاجآقا مهدوی، پیرغلام هیئت خواجه خضر از شهر کرمان اعزام شدیم.یک روز زودتر از همکاروانیهایم به مشهد رفتم، از من در فرودگاه با احترام استقبال شد و یک شب در مهمانسرای صداوسیمای مرکز مشهد ماندم و از روز بعد با دیگر دوستان همراه شدم.
آیین افتتاحیه اجلاس پیرغلامان در تالار قدس حرم امام رضا (ع) برگزار شد، نماز مغرب و عشا را در حرم خواندیم و بعد به مراسم رفتیم، پیرغلامانی از سراسر ایران و از چند کشور حضور داشتند.این پیرغلام حسینی میگوید: من باتوجهبه کسوتی که در مداحی دارم، زودتر از اینها باید به اجلاس پیرغلامان اعزام میشدم، اما بههرحال برایم جالب بود که چی شد که قرعه حضور منبعد از ۲۲ سال به اجلاسیه پیرغلامان در مشهد افتاد.
لشکری بیان میکند: یکی از برنامههای اجلاسیه پیرغلامان برگزاری روضه خانگی است که در اجلاس بیستویکم در کرمان هم این برنامه بهخوبی اجرا شد. روضه خانگی ما پیرغلامان کرمانی، خوزستانیها و لرستانیها در زندان مرکزی مشهد اجرا شد.وقتی وارد زندان وکیلآباد شدیم، فضای قشنگی را برای مراسم شهادت حضرت زهرا (س) درست کرده بودند، شاید من توی عمرم چنین فضای حزن و اندوهی را ندیده بودم. چند نفر از پیرغلامان برای زندانیان خواندند و بعد قرعه به نام من افتاد که بخوانم و نوحه خواندم، زندانیها، چه سینهای میزدند، چه اشکی میریختند، باور کنید من را هم به وجد آورده بودند.به آنها گفتم: برایم خیلی جالب بود که قسمت و روزی ما شد تا روضه خانگی را در زندان و در بین آدمهای گرفتار در بند برگزار کنیم، من یک شعری را میخوانم که برای نوکران امام حسین (ع) است و شما هم امروز بیایید و دست توسل به اربابمان امام حسین (ع) بلند کنید و یقین دارم که اسباب آزادی بسیاری از شماها فراهم خواهد شد.اتفاق خیلی خوبی که آن روز افتاد این بود که ۶ نفر از زندانیان بهواسطه قدوم پیرغلامان حسینی در زندان وکیلآباد، آزاد شدند.
09:30 - 3 دی 1404